English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 18 (4 milliseconds)
English Persian
reciprocating پس وپیش رو
Search result with all words
slide پس وپیش رونده
slides پس وپیش رونده
top روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
teeter پس وپیش رفتن
teetered پس وپیش رفتن
teetering پس وپیش رفتن
teeters پس وپیش رفتن
backward and f. پس وپیش
permute پس وپیش کردن قلب کردن
prognostic وابسته به اثار اتی وپیش بینی مرض
rearrngement پس وپیش سازی
to and fro پس وپیش
transposal پس وپیش سازی تقدیم وتاخیر جابجاشدگی
transposition پس وپیش سازی
To be between the devil and the deep blue sea. راه پس وپیش نداشتن
Back and forth. پس وپیش ( جلو وعقب )
write off <idiom> پذیرش خسارت وپیش از آن نگران نبودن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com