English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (11 milliseconds)
English Persian
escalators پلکان های خودرو
moving staircases پلکان های خودرو
moving stairways پلکان های خودرو
moving stairs {pl} پلکان های خودرو
Search result with all words
escalator پلکان خودرو
escalators پلکان خودرو
escalator پلکان خودرو
moving staircase پلکان خودرو
moving stairway پلکان خودرو
Other Matches
four by two خودرو چهارچرخی که فقط دوچرخ ان نیرو داشته باشد خودرو چهار در دو
stairway پلکان
ghat پلکان
stile پلکان
stiles پلکان
ghaut پلکان
ramp پلکان
step پلکان
stairways پلکان
stepping پلکان
ramps پلکان
staircases پلکان
staircase پلکان
gangways پلکان متحرک
gangway پلکان متحرک
labyrinth پلکان مارپیچ
bannister نردهء پلکان
banister نردهء پلکان
escalators : پلکان متحرک
escalator پلکان متحرک
bannisters نردهء پلکان
labyrinths پلکان مارپیچ
backstair پلکان پشت
corkscrew staircase پلکان مارپیچ
fire escapes پلکان اطمینان
ladders پلکان قایق
ladder پلکان قایق
labyrinths پلکان مارپیچی
escalators پلکان متحرک
escalator : پلکان متحرک
two throw ladder پلکان مضاعف
service stairs پلکان خدمت
moving stairway پلکان متحرک
balustrade نرده پلکان
spindle stairs پلکان مارپیچی
spiral stairs پلکان مارپیچ
stairs with a platform پلکان با پاگرد
straight stairs پلکان راست
moving staircase پلکان متحرک
fire escape پلکان اطمینان
escalator پلکان متحرک
service stairs پلکان سرویس
doorsteps پلکان جلو در
doorstep پلکان جلو در
secondary stairs پلکان فرعی
labyrinth پلکان مارپیچی
helical stairs پلکان پیچی
flight یک رشته پلکان سلسله
moving staircases پلکان های متحرک
moving stairways پلکان های متحرک
moving stairs {pl} پلکان های متحرک
newel تیرمیان پلکان مارپیچ
pitches جای شیب پلکان
wreaths نرده پلکان مارپیچی
wreath نرده پلکان مارپیچی
pitch جای شیب پلکان
bridgeboard نرده پلکان چوبی
bridgheboard نرده پلکان چوبی
cochlea پلکان پرپیچ وخم
newels ستون پلکان مارپیچ
echellon بصورت پلکان دراوردن
escalators پلکان های متحرک
newel ستون پلکان مارپیچ
echelon بصورت پلکان در اوردن
echelons بصورت پلکان در اوردن
perron پلکان جلو عمارت
staircase illusion خطای ادراکی پلکان
newels تیرمیان پلکان مارپیچ
side wall of stairs جان پناه کناره پلکان
method for turning the steps روش دور دادن پلکان
mazes پیچ وخم پلکان مارپیچ
maze پیچ وخم پلکان مارپیچ
capacole چرخش بطرف چپ وراست پلکان مارپیچ
curtail [نرده ی پلکان پیچکی در راه پله ها]
ziggurat برج بلند و طبقهء هرمی شکل پلکان دار
newel تیری که محور اصلی پلکان مارپیچی را تشکیل میدهد
newels تیری که محور اصلی پلکان مارپیچی را تشکیل میدهد
ledger board تخته افقی روی نرده پلکان یانرده ایوان
zikkurat برج بلند و طبقهء هرمی شکل پلکان دار
zikyrat برج بلند و طبقهء هرمی شکل پلکان دار
transfer loader دستگاه پلکان خودکارمخصوص پیاده و سوار کردن بار از کشتی یا هواپیما
automobile خودرو
vehicle خودرو
vehicles خودرو
automobiles خودرو
motor vehicle خودرو
four by four خودرو 4 در 4
locomobile خودرو
autos :خودرو
auto :خودرو
self propelled خودرو
adventive خودرو
self propelling خودرو
self driven خودرو
automotive خودرو
self grown خودرو
propeller shaft گاردان خودرو
scout car خودرو دیده ور
motorcar خودرو سواری
liftruck خودرو بالابر
motor vehicle خودرو موتوری
tank transporter خودرو مازتانک بر
locomobile گردونه خودرو
personnel carrier خودرو نفربر
weedy هرز خودرو
bumper bar سپر خودرو
to use the car با خودرو رفتن
to ride in the car با خودرو رفتن
ammunition carrier خودرو مهمات کش
vehicular مربوط به خودرو
to turn [to turn off] [to make a turn] پیچیدن [با خودرو]
tank vehicle خودرو تانکر
propeller گاردان خودرو
tank vehicle خودرو تانکرسوخت
wildwood جنگل خودرو
caterpillar truck خودرو هزارپا
automobile ماشین خودرو
automobiles ماشین خودرو
truck vehicle خودرو نظامی
motor car گردونه خودرو
drive screw پیچ خودرو
motor cars گردونه خودرو
chasis شاسی خودرو
deep jeep خودرو زیرابی
full beam نور بالا [در خودرو]
unladen weight وزن ناخالص خودرو
unladen weight وزن کامل خودرو
wheel wrench آچار چرخ خودرو
upper beam headlights نور بالا [در خودرو]
high beam [American English] نور بالا [در خودرو]
dimmed headlights [lights] [American English] نور پایین [خودرو]
low beams [beam light] [American English] نور پایین [خودرو]
dipped headlights [lights] [British English] نور پایین [خودرو]
dipped beams [beam light] [British English] نور پایین [خودرو]
technical inspection معاینه فنی [خودرو]
cross bar wrench آچار چرخ خودرو
[spider-type] lug wrench [American E] آچار چرخ خودرو
wheel brace آچار چرخ خودرو
full tracked خودرو تمام شنی
loading plan طرح بارگیری خودرو
payloads بازده خودرو یا دستگاه
payload بازده خودرو یا دستگاه
oil pan جعبه کارتر خودرو
signaled علامت راهنمای خودرو
signal علامت راهنمای خودرو
propeller joint چهارشاخه گاردان خودرو
rollover چپ شدن خودرو یاوسیله
loading list لیست بارگیری خودرو
boot [British E] صندوق چمدان [خودرو]
trunk [American E] صندوق چمدان [خودرو]
combat tire تایر جنگی خودرو
signalled علامت راهنمای خودرو
high gear دنده قوی خودرو
lift truck خودرو دارای جرثقیل
windshields شیشه جلو خودرو
windshield شیشه جلو خودرو
suspension wheel چرخ تعلیق خودرو
short wheel خودرو شاسی کوتاه
to leave on روشن گذاشتن [موتور یا خودرو]
car passenger مسافر خودرو [اتومبیل رانی]
endgate درب عقب [خودرو شناسی]
motor vehicle passenger مسافر خودرو [اتومبیل رانی]
motor vehicle passenger سرنشین خودرو [اتومبیل رانی]
to get a lift from somebody سواری گرفتن از کسی [در خودرو]
to go for a spin با خودرو گردش کوتاهی کردن
ride [American E] سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
lift سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
to go into the ditch با خودرو به خندق جاده رفتن
to get a ride with somebody سواری گرفتن از کسی [در خودرو]
car passenger سرنشین خودرو [اتومبیل رانی]
Carpool هم سفری [گردشگری] [خودرو رانی]
to get a lift with somebody سواری گرفتن از کسی [در خودرو]
six by four خودرو شش در چهار خودروی شش چرخ
automotive مربوط به وسایل نقلیه خودرو
curb weight وزن کل خودرو با سوخت وتجهیزات
dome light چراغ بالای طاق خودرو
fast shuttle تغییرمکان سریع یکانها یا خودرو
motor transport حمل ونقل به وسیله خودرو
gradeability قابلیت عبور خودرو از شیبها
wilding گیاه یا میوه خودرو وحشی
six by six خودروی شش در شش نوعی خودرو شش چرخ
mileage مسافت طی شده به وسیله خودرو
travelling crane جرثقیل رونده بارانگیز خودرو
laden weight وزن کلی خودرو با بار
dome کلاهک رادار برجک خودرو زرهی
tracklaying زنجیرگذاری کردن خودرو شنی دار
domes کلاهک رادار برجک خودرو زرهی
compass course مسیر مغناطیسی خودرو یاهواپیما یا تانک
tank recovery vehicle خودرو اخراجات تانک جرثقیل زرهی
less than carload وزن باراضافه از فرفیت تناژ خودرو
skate mount پایه دوار مسلسل روی خودرو
choked خفه کردن ساسات خودرو چوک
to swerve a car <idiom> با خودرو ویراژ دادن [اصطلاح روزمره]
half track خودرو نیمه شنی یا نیم زنجیر
She swerved sharply to avoid hitting a dog. او [زن] ویراژ تندی داد تا با خودرو به سگ نزند.
trailer brake system دستگاه ترمز تریلر [فناری خودرو]
loading بارگیری کردن سوارشدن به خودرو یاهواپیما
chokes خفه کردن ساسات خودرو چوک
choke خفه کردن ساسات خودرو چوک
parking پارک کردن هواپیما یا وسیله توقفگاه خودرو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com