English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 116 (3 milliseconds)
English Persian
saprophytic پوده گرای
Other Matches
vase structure بافت سه پوده گلدانی [در بعضی از فرش های قرن دهم و یازدهم طرح های گلدانی را بصورت سه پوده می بافتند که دو پود آن پشمی و پود سوم پنبه یا ابریشم بوده است.]
transit bearing گرای انتقالی گرای عبور کشتی یا هواپیما
sapropel پوده گل
saprophytic پوده دوست
saprozoon جانور پوده زی
saprophagous پوده خوار
saprophyte پوده رست
saprophyte پوده زی خورنده مواد پوسیده
saprophite پوده زی خورنده مواد پوسیده
skeptic شک گرای
oxyphile اسید گرای
photophilic نور گرای
pneumotropic ریه گرای
oxyphil اسید گرای
back azimuth method گرای وارونه
meliorist بهبود گرای
magnetic azimuth گرای مغناطیسی
communalist اشتراکی گرای
compass azimuth گرای مغناطیسی
lipophilic چربی گرای
compass direction گرای مغناطیسی
dermotropic پوست گرای
equalitarian تساوی گرای
evolutionist فرگشت گرای
grid azimuth گرای شبکه
grid bearing گرای شبکه
halophile ابشور گرای
heliotrope افتاب گرای
incalescent گرما گرای
pragmatist مصلحت گرای
progressivist پیشرفت گرای
escapist گریز گرای
escapists گریز گرای
impressionist برداشت گرای
impressionists برداشت گرای
structuralist ساخت گرای
structuralists ساخت گرای
supremacist برتری گرای
supremacists برتری گرای
unitarian توحید گرای
ultramodernist فرانو گرای
relative bearing گرای نسبی
ruralist روستا گرای
segregationist جدایی گرای
separatist جدا گرای
solipsist نفس گرای
theist یزدان گرای
theocentric خدا گرای
true azimuth گرای حقیقی
assumed azimuth گرای فرضی
unitary توحید گرای
realistically تحقق گرای
socialist جامعه گرای
socialists جامعه گرای
realistic راستین گرای
extrovert برون گرای
realistic تحقق گرای
realists راستین گرای
realists تحقق گرای
realist راستین گرای
realist تحقق گرای
extroverts برون گرای
materialists ماده گرای
militarist جنگ گرای
militarists جنگ گرای
realistically راستین گرای
feudal تیول گرای
materialist ماده گرای
nationalists ملت گرای
doctrinaire ایین گرای
capitalist سرمایه گرای
nudist برهنگی گرای
sectarian فرقه گرای
nationalist ملت گرای
individualists فرد گرای
capitalists سرمایه گرای
centralist مرکز گرای
individualist فرد گرای
centralists مرکز گرای
egalitarian تساوی گرای
reactionaries مخالفت گرای بی منطق
visionaries الهامی رویا گرای
reactionary مخالفت گرای بی منطق
regionalistic منطقهای ناحیه گرای
visionary الهامی رویا گرای
corrected azimuth گرای تصحیح شده
regionalist منطقهای ناحیه گرای
hygrophyte گیاه رطوبت گرای
back azimuth method گرای معکوس در اخراج اشعه
closing azimuth error اشتباه گرای بستن پیمایش
azimuth angle زاویه گرای نجومی هواپیما
true azimuth سمت حقیقی گرای جغرافیایی
azimuth گرای نجومی راس القدم
imperialistic استعمار گرای بهره جویانه
compass azimuth گرای قطب نمای کشتی
layihg azimuth گرای روانه کردن لوله توپ
quixotic ارمان گرای وابسته به دان کیشوت
traditionalist پیرو روایات وسنن سنت گرای
conversion angle زاویه تبدیل گرای مسیر ناو
traditionalists پیرو روایات وسنن سنت گرای
gyroscope وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
militarist ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
gyroscopes وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
militarists ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
ozone نوعی اکسیژن ابی کمرنگ گازی و تغییر گرای
introverts شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
introvert شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
steered در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steers در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
pigeon در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeons در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
azimuth deviation اختلاف گرای نجومی اختلاف سمت هواپیما
ascendant فراز جو فراز گرای
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com