Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
scutum
پوسته استخوانی
Other Matches
banjo axle
پوسته اکسل عقب اتومبیل که پوسته دیفرانسیل ان در وسط قرار دارد
exfoliation
پوسته پوسته شدن لایههای بتن یا سنگ در اثر حرارت محیط همجوار
teleost
ماهی استخوانی وابسته به ماهی استخوانی
flaked
جرقه پوسته پوسته شدن
flaking
جرقه پوسته پوسته شدن
flake
جرقه پوسته پوسته شدن
pelliculate
پوسته پوسته شامه دار
slough
پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
scabrous
زبر پوسته پوسته
scabs
پوسته پوسته شدن
desquamate
پوسته پوسته شدن
exfoliate
پوسته پوسته شدن
scab
پوسته پوسته شدن
bony
استخوانی
chitinous
استخوانی
bonier
استخوانی تر
skeletal age
سن استخوانی
boney
استخوانی
carpal age
سن استخوانی
tubercular osteomyelitis
سل استخوانی
osseous
استخوانی
ossify
استخوانی شدن
rickets
نرم استخوانی
bone conduction
رسانش استخوانی
bone oil
روغن استخوانی
bone glue
سریشم استخوانی
ossification
استخوانی شدن
ossified
استخوانی شدن
ossifying
استخوانی کردن
ossified
استخوانی کردن
ossifying
استخوانی شدن
ossifies
استخوانی شدن
ossifies
استخوانی کردن
ossify
استخوانی کردن
osteomyelitis
کورک استخوانی
odontolite
فیروزه استخوانی
osteoplasty
پیوند استخوانی
osteophyte
بر امدگی استخوانی
osteocranium
قسمت استخوانی جمجمه
osteoid
استخوان مانند استخوانی
osteopathy
انواع امراض استخوانی
obtected
دارای پوشش استخوانی
callus
پینه استخوانی گیاه
calluses
پینه استخوانی گیاه
hunger osteopathy
بیماری استخوانی ناشی از گرسنگی
orthopaedics
اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی
tympanic bone
استخوانی که پرده صماخ رانگه میدارد
orthopedics
اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی استخوانپزشکی
chitin
جسم استخوانی درپوشش بعضی جانوران
skinned
پوسته
shuck
پوسته
incrustment
پوسته
single skinned
یک پوسته
crusts
پوسته
skin
پوسته
incrustation
پوسته
crust
پوسته
shelly
پوسته پوسته
skinning
پوسته
cryosphere
یخ پوسته
cases
پوسته
bushing
پوسته
putamen
پوسته
chaff
پوسته
earth crust
پوسته
membrance
پوسته
flaky
پوسته پوسته
scurf
پوسته
skins
پوسته
leprose
پوسته پوسته
patagium
پوسته
sleeve
پوسته
flaked
پوسته
flaking
پوسته
dish
پوسته
dishes
پوسته
cortex
پوسته
cortices
پوسته
cod
پوسته
encrustation
پوسته
wythe
پوسته
sludge
پوسته یخ
flake
پوسته
sleeves
پوسته
layer
پوسته
layers
پوسته
membrane
پوسته
membranes
پوسته
esquillage
پوسته
upper crust
پوسته
encrustations
پوسته
case
پوسته
testa
پوسته
film
پوسته
stator
پوسته
shells
پوسته
shelling
پوسته
filmed
پوسته
shell
پوسته
mantles
پوسته
mantle
پوسته
skin friction
مقاومت پوسته
soft shell
نرم پوسته
pellicular
پوسته دار
soft shelled
نرم پوسته
ion sheath
پوسته یونی
membran
پوسته دار
encrustations
پوسته بندی
subsell
زیر پوسته
wing skin
پوسته بال
encrustation
پوسته بندی
rinded
پوسته دار
pellicle
پوسته نازک
sublevel
زیر پوسته
oxide skin
پوسته اکسید
valence shell
پوسته والانس
outer shell
پوسته والانس
soft skin
پوسته نرم
pelliculate
دارای پوسته
erratic scab
پوسته جوش
energy shell
پوسته انرژی
earth's crust
پوسته زمین
electron sheath
پوسته الکترونی
crust
پوسته زمین
crusts
پوسته زمین
skin
پوسته ریخته گی
skinned
پوسته ریخته گی
earth crust
پوسته زمین
skinning
پوسته ریخته گی
skins
پوسته ریخته گی
descaling
پوسته زدایی
acetate film
پوسته استاتی
damp proof membrane
پوسته نمبند
curing membrane
پوسته نگهبان
cupola shell
پوسته کوپل
cooling shell
پوسته سردکننده
crankcase
پوسته موتور
snail
حلزون با پوسته
crusty
پوسته مانند
corrugated skin
پوسته موجدار
endocarp
پوسته هسته
pod
پوسته محافظ
pods
پوسته محافظ
bush
پوسته داخلی
bushes
پوسته داخلی
rawhide
پوسته خام
rawhides
پوسته خام
electron shell
پوسته الکترون
slough
پوسته خارجی
encrustation
پوسته دار سازی
tegmen
پوسته داخلی تخم
rind
پوسته بیرونی هرچیزی
body fit sleeve
پوسته یا غلاف مناسب
adapter sleeve
پوسته تطبیق دهنده
rear axle casing
پوسته محور عقب
slug
حلزون بدون پوسته
encrustations
پوسته دار سازی
rinds
پوسته بیرونی هرچیزی
soft shelled
دارای پوسته تردوشکننده
ectoclast
پوسته خارجی سلول
drum barrel
پوسته یا روکش استوانهای
drop worm housing
پوسته حلزونی سقوطی
furnace shell
قشر یا پوسته کوره
loricate
دارای پوسته محافظ
film evaporator
تبخیر کننده پوسته
gear case
پوسته جعبه دنده
front axle housing
پوسته اکسل جلو
encrust
بشکل پوسته در اوردن
half shell mold
قالب نیم پوسته
graben
فرورفتگی در پوسته زمین
crust of the earth
پوسته یا قشر زمین
encrust
با پوسته یاقشری پوشاندن
lorica
پوسته سخت حافظ جانوران
soft shell
دارای پوسته ترد وشکننده
interchangeable bearing shells
پوسته قابل تعویض یاطاقان
gas case hardening
سخت گردانی پوسته گازی
insulated bearing housing
پوسته یاطاقان عایق شده
helicoid
بشکل پوسته حلزون مارپیچ
crankcase
محفظه کارتر پوسته میل لنگ
proctodaeum
قسمت خارجی پوسته مقعدومجرای مقعد
spaced armor
دو پوسته کردن زره برای تقویت ان
to crust
[snow]
تشکیل دادن به پوسته سخت
[برف]
epicarp
پوسته خارجی قسمت نرم میوه
diabase
نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
andesite
نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
dunite
نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
clinker
تفاله شیشه درکوره قالگری پوسته اهن
splinter screen
پوسته زره پوش اطراف پل فرماندهی ناو
endodermis
داخلی ترین بافت پوسته ریشه وساقه
crusts
پوسته سخت هر چیزی ادم جسور و بی ادب
crust
پوسته سخت هر چیزی ادم جسور و بی ادب
syenite
نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
geotectonic
مربوط به مبحث ساختمان وتشکیلات صخرههای پوسته زمین
buzzes
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
buzz
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
buzzed
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
plutonism
فرضیهای که بموجب ان خارههای پی در پی پوسته زمین دراثرگرمادرست شده اند
integral tank
تانک سوختی که پوسته رسانگر بخشی از دیواره ان را تشکیل میدهد
buzzing
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
shell
بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com