English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
exfoliation پوسته پوسته شدن لایههای بتن یا سنگ در اثر حرارت محیط همجوار
Other Matches
banjo axle پوسته اکسل عقب اتومبیل که پوسته دیفرانسیل ان در وسط قرار دارد
pelliculate پوسته پوسته شامه دار
flaked جرقه پوسته پوسته شدن
flaking جرقه پوسته پوسته شدن
flake جرقه پوسته پوسته شدن
slough پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
exfoliate پوسته پوسته شدن
scab پوسته پوسته شدن
scabs پوسته پوسته شدن
scabrous زبر پوسته پوسته
desquamate پوسته پوسته شدن
putamen پوسته
cod پوسته
testa پوسته
incrustation پوسته
patagium پوسته
membrance پوسته
chaff پوسته
leprose پوسته پوسته
incrustment پوسته
cryosphere یخ پوسته
sludge پوسته یخ
scurf پوسته
shelly پوسته پوسته
flaked پوسته
shuck پوسته
flaking پوسته
dish پوسته
dishes پوسته
stator پوسته
cortex پوسته
cortices پوسته
cases پوسته
single skinned یک پوسته
case پوسته
flake پوسته
earth crust پوسته
filmed پوسته
mantle پوسته
mantles پوسته
flaky پوسته پوسته
crust پوسته
crusts پوسته
skin پوسته
skinned پوسته
skinning پوسته
film پوسته
shell پوسته
shelling پوسته
shells پوسته
skins پوسته
encrustation پوسته
bushing پوسته
wythe پوسته
membrane پوسته
layers پوسته
layer پوسته
sleeves پوسته
sleeve پوسته
esquillage پوسته
membranes پوسته
encrustations پوسته
upper crust پوسته
ion sheath پوسته یونی
pelliculate دارای پوسته
rawhide پوسته خام
outer shell پوسته والانس
rawhides پوسته خام
rinded پوسته دار
membran پوسته دار
corrugated skin پوسته موجدار
valence shell پوسته والانس
cooling shell پوسته سردکننده
oxide skin پوسته اکسید
pellicular پوسته دار
descaling پوسته زدایی
pellicle پوسته نازک
crankcase پوسته موتور
electron sheath پوسته الکترونی
energy shell پوسته انرژی
crust پوسته زمین
crusts پوسته زمین
skin پوسته ریخته گی
skinned پوسته ریخته گی
skinning پوسته ریخته گی
skins پوسته ریخته گی
erratic scab پوسته جوش
endocarp پوسته هسته
curing membrane پوسته نگهبان
cupola shell پوسته کوپل
slough پوسته خارجی
damp proof membrane پوسته نمبند
crusty پوسته مانند
snail حلزون با پوسته
earth crust پوسته زمین
earth's crust پوسته زمین
electron shell پوسته الکترون
sublevel زیر پوسته
wing skin پوسته بال
soft skin پوسته نرم
encrustations پوسته بندی
subsell زیر پوسته
acetate film پوسته استاتی
pod پوسته محافظ
pods پوسته محافظ
encrustation پوسته بندی
soft shell نرم پوسته
skin friction مقاومت پوسته
scutum پوسته استخوانی
bush پوسته داخلی
soft shelled نرم پوسته
bushes پوسته داخلی
half shell mold قالب نیم پوسته
tegmen پوسته داخلی تخم
loricate دارای پوسته محافظ
rear axle casing پوسته محور عقب
front axle housing پوسته اکسل جلو
drum barrel پوسته یا روکش استوانهای
ectoclast پوسته خارجی سلول
slug حلزون بدون پوسته
encrustations پوسته دار سازی
crust of the earth پوسته یا قشر زمین
body fit sleeve پوسته یا غلاف مناسب
graben فرورفتگی در پوسته زمین
film evaporator تبخیر کننده پوسته
furnace shell قشر یا پوسته کوره
soft shelled دارای پوسته تردوشکننده
gear case پوسته جعبه دنده
adapter sleeve پوسته تطبیق دهنده
encrustation پوسته دار سازی
rinds پوسته بیرونی هرچیزی
rind پوسته بیرونی هرچیزی
drop worm housing پوسته حلزونی سقوطی
encrust با پوسته یاقشری پوشاندن
encrust بشکل پوسته در اوردن
insulated bearing housing پوسته یاطاقان عایق شده
lorica پوسته سخت حافظ جانوران
helicoid بشکل پوسته حلزون مارپیچ
soft shell دارای پوسته ترد وشکننده
gas case hardening سخت گردانی پوسته گازی
interchangeable bearing shells پوسته قابل تعویض یاطاقان
crankcase محفظه کارتر پوسته میل لنگ
epicarp پوسته خارجی قسمت نرم میوه
spaced armor دو پوسته کردن زره برای تقویت ان
proctodaeum قسمت خارجی پوسته مقعدومجرای مقعد
to crust [snow] تشکیل دادن به پوسته سخت [برف]
crusts پوسته سخت هر چیزی ادم جسور و بی ادب
endodermis داخلی ترین بافت پوسته ریشه وساقه
diabase نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
syenite نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
clinker تفاله شیشه درکوره قالگری پوسته اهن
dunite نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
splinter screen پوسته زره پوش اطراف پل فرماندهی ناو
andesite نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
crust پوسته سخت هر چیزی ادم جسور و بی ادب
geotectonic مربوط به مبحث ساختمان وتشکیلات صخرههای پوسته زمین
buzzed نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
buzzing نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
integral tank تانک سوختی که پوسته رسانگر بخشی از دیواره ان را تشکیل میدهد
plutonism فرضیهای که بموجب ان خارههای پی در پی پوسته زمین دراثرگرمادرست شده اند
buzz نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
buzzes نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
shell بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
volumetric loading/density خارج قسمت حجم کل سوخت موتور راکت جامد به کل بدنه یا پوسته
catastrophism اعتقاد باینکه پوسته زمین دستخوش انقلابهای ناگهانی طبیعت شده
shelling بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
geochemistry علمی که درباره ترکیب وتغییرات شیمیایی پوسته زمین بحث میکند
shells بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
neptunist کسیکه عقیده داردکه خارههای پی در پی پوسته زمین بوسیله اب درست شده اند
plutonic theory فرضیهای که بموجب ان خارههای پی درپی پوسته زمین دراثرگرمای درست شده اند
cyaniding عملیات حرارتی که برای سخت کردن پوسته الیاژهای اهن دار بکار می رود
cam ring رینوی داخل پوسته موتور که توسط میل لنگ به چرخش درامده و باز و بسته شدن سوپاپها را کنترل میکند
lobster thermidor مخلوطی از گوشت خرچنگ وزده تخم مرغ وقارچ وخامه که در پوسته خرچنگ سرخ میکنند
to break up از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
monocoque ساختمان سه بعدی مثل بدنه هواپیما که فاقد سازه داخلی بوده و همه تنش بر پوسته و اجزاء ساختمانی که بلافاصله زیر ان قرار دارندوارد میگردد
permafrost لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
cloud chamber effect اثرات حاصله از لایه خارجی قارچ اتمی اثرات پوسته قارچ اتمی
contiguous همجوار
adjacent همجوار
neighbouring state دول همجوار
contiguous همجوار پیوسته
rezone محیط چیزی را اصلاح کردن محیط را تغییر دادن
exothermic حرارت زا تشکیل شده در اثر حرارت
exothermal حرارت زا تشکیل شده در اثر حرارت
adjoining همجوار دیوار بدیوار
contiguous data structure ساختار دادههای همجوار
cumulated double bonds پیوندهای دوگانه همجوار
bioecology رشتهای از محیط شناسی که روابط گیاهان و حیوانات رابا محیط اطراف خود موردبحث قرار میدهد
thermal stress ازمایش اثر حرارت تشعشعی رادیواکتیویته مقاومت درمقابل اثر فرساینده حرارت
to tip something [British E] ته نشین شدن چیزی [محیط زیست] [بوم شناسی] [حفاظت محیط زیست]
to tip something [British E] رسوب کردن چیزی [محیط زیست] [بوم شناسی] [حفاظت محیط زیست]
to tip something [British E] ذخیره کردن چیزی [محیط زیست] [بوم شناسی] [حفاظت محیط زیست]
pyrolysis تغییر شیمیایی در اثر حرارت تجزیه در اثر حرارت اتشکافت
contourted strata لایههای در هم
conformable strata لایههای همشیب
isothermal layer لایههای ایزوترمال
twisted strata لایههای پیچیده
bursting layer لایههای منفجر کننده
laminitis اماس لایههای حساس
bursting layer لایههای سقفی پناهگاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com