English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (8 milliseconds)
English Persian
horsehide پوست خام یا دباغی شده اسب
Search result with all words
tan مازوی دباغی پوست مازو
rawhide پوست دباغی نشده
rawhides پوست دباغی نشده
Other Matches
cordwainery دباغی
tanning دباغی
tannage دباغی
tanneries دباغی
tannery دباغی
kip چرم دباغی
tan دباغی کردن
taw دباغی کردن
tanbark مازوی دباغی
kipped چرم دباغی
kipping چرم دباغی
kipskin چرم دباغی نشده
tannage چرم دباغی شده
tanyard محل خمرههای دباغی
endermic انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
scleroderma مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
curriery محل تهیه چرم دباغی شده برای کار
leaching دباغی بوسیله اب نمک وپوست درخت وغیره تصفیه خاک
smokehouse محل دود دادن گوشت ماهی وپوست دباغی وغیره
dermatological مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
skinning پوست کندن با پوست پوشاندن
skins پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned پوست کندن با پوست پوشاندن
skin پوست کندن با پوست پوشاندن
slough پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
peels پوست انداختن پوست
tegumnentum پوست طبیعی پوست
peel پوست انداختن پوست
xanthochroid شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
peeling پوست
husk پوست
strippers پوست کن
cortex پوست
stripper پوست کن
integument پوست
peel پوست
peels پوست
glume پوست
flayer پوست کن
goatskin پوست بز
goatskins پوست بز
tegmentum پوست
parer پوست کن
cortices پوست
dermatalgia پوست
hides پوست
peltry پوست
neurilemma or lema پوست پی
cuticle پوست
crustal پوست
hide پوست
rind پوست
dermis پوست
rinds پوست
skinless بی پوست
skinner پوست کن
swanskin پوست قو
husks پوست
bark پوست
skins پوست
shells پوست
scalp پوست سر
barked پوست
skinning پوست
skinned پوست
hull پوست
hulls پوست
shale پوست
goat پوست بز
goats پوست بز
skin پوست
barks پوست
tunc پوست
shell پوست
encrustation پوست
encrustations پوست
tegmen پوست
shelling پوست
barking پوست
dermoidal پوست مانند
crusted پوست دار
albinism سفیدی پوست
beaver پوست سگ ابی
desquamate پوست انداختن
drum head پوست طبل
dermotropic متمایل به پوست
aboveboard پوست کنده
dermotropic پوست گرای
picked پوست کنده
desquamate پوست ریختن
peeled پوست کنده
drumhead پوست طبل
ethiope سیاه پوست
erythema التهاب پوست
entoderm درون پوست
endoderm درون پوست
egg shell پوست تخم
barky پوست دار
ectorderm برون پوست
apple peel پوست سیب
dermatography شرح پوست
ecdysis پوست ریختن
ecdysis پوست اندازی
dry bones پوست واستخوان
alphosis بیرنگی پوست
dermoidal شبیه پوست
dermoid پوست مانند
calfskin پوست گوساله
derm زیر پوست
blach hulled سیاه پوست
decorticate پوست کندن از
broadtail پوست بره
debark پوست کندن از
corticated پوست دار
cutis پوست زیرین
calf skin پوست گوساله
cuticular پوست مانند
cuticular وابسته به پوست
corticate پوست دار
skins پوست پوستی
bast پوست درخت
skinning پوست پوستی
chafes پوست رفتگی
beavers پوست سگ ابی
dermoid شبیه پوست
chafing پوست رفتگی
taxidermy پوست ارایی
dermatozoa انگلهای پوست
dermatosis اماس پوست
skin پوست پوستی
dermatopathy ناخوشی پوست
dermatology پوست شناسی
skinned پوست پوستی
parchmenty پوست مانند
dermatoid پوست مانند
dermatographia پوست نگاری
chafe پوست رفتگی
shuck پوست نخودوغیره
Afrikaner سفید پوست
Afrikaners سفید پوست
encrustation پوست زخم
encrustations پوست زخم
sheep skin پوست گوسفند
whity سفید پوست
whitey سفید پوست
skin and bone پوست واستخوان
skin effect اثر پوست
skinner پوست فروش
skiver پوست تراش
slipe پوست کندن از
taxidermist پوست ارا
tegmentum پوست طبیعی
thick skinned پوست کلفت
thin skinned پوست نازک
transcutaneal عبورکننده از پوست
chap ترک [در پوست]
chap شکاف [در پوست]
chap خشگی پوست
to strip something off کندن [پوست]
onion skin پوست پیاز
ethiopian سیاه پوست
hulled پوست کنده
husked پوست کنده
hypodermis پوست زیرین
impassiveness پوست کلفتی
in plain english پوست کنده
kid skin پوست بزغاله
phyma برامدگی پوست
kipskin دسته پوست
malacodermous نرم پوست
malicorium پوست انار
hardshell سخت پوست
hard shell سخت پوست
excoriate پوست کندن از
excoriation پوست رفتگی
excorticate پوست کندن
unhusk پوست کندن
exuviate پوست انداختن
fellmonger پوست فروش
fellmonger دلال پوست
flench پوست کندن
flense پوست کندن
glumaceous پوست دار
melanic سیاه پوست
melanotic سیاه پوست
peltmonger پوست فروش
percutaneous از راه پوست
periderm پوست برونی
periderm پوست اطراف
pityriasis شوره پوست
rhytidome پوست درخت
ross پوست درخت
ross پوست کندن
scalable پوست کندنی
scarf skin پوست برونی
parer پوست تراش
parachroma بیرنگی پوست
mesoderm میان پوست
moleskin پوست کورموش
molt پوست اندازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com