English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 195 (11 milliseconds)
English Persian
change پول خرد مبادله
changed پول خرد مبادله
changes پول خرد مبادله
changing پول خرد مبادله
Search result with all words
exchange مبادله
exchange صرافی مبادله کردن
exchange مبادله پول
exchange مبادله کردن تعویض
exchange مبادله کردن
exchange معاوضه و مبادله پول
exchange مرکز مبادله
exchanged مبادله
exchanged صرافی مبادله کردن
exchanged مبادله پول
exchanged مبادله کردن تعویض
exchanged مبادله کردن
exchanged معاوضه و مبادله پول
exchanged مرکز مبادله
exchanges مبادله
exchanges صرافی مبادله کردن
exchanges مبادله پول
exchanges مبادله کردن تعویض
exchanges مبادله کردن
exchanges معاوضه و مبادله پول
exchanges مرکز مبادله
exchanging مبادله
exchanging صرافی مبادله کردن
exchanging مبادله پول
exchanging مبادله کردن تعویض
exchanging مبادله کردن
exchanging معاوضه و مبادله پول
exchanging مرکز مبادله
change تعویض مبادله
changed تعویض مبادله
changes تعویض مبادله
changing تعویض مبادله
swap مبادله کردن
swapped مبادله کردن
swaps مبادله کردن
swopped مبادله کردن
swopping مبادله کردن
swops مبادله کردن
trade مبادله کردن
trade مزاحمت مبادله کالا
trade داد و ستد کردن مبادله یا معاوضه کردن حرفه
traded مبادله کردن
traded مزاحمت مبادله کالا
traded داد و ستد کردن مبادله یا معاوضه کردن حرفه
interchange مبادله کردن
interchange مبادله
interchange مبادله کالا
interchange مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchange با هم مبادله کردن
interchanged مبادله کردن
interchanged مبادله
interchanged مبادله کالا
interchanged مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanged با هم مبادله کردن
interchanges مبادله کردن
interchanges مبادله
interchanges مبادله کالا
interchanges مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanges با هم مبادله کردن
interchanging مبادله کردن
interchanging مبادله
interchanging مبادله کالا
interchanging مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanging با هم مبادله کردن
talk مبادله
talked مبادله
talks مبادله
privacy جداسازی مبادله پیام برای تامین
interchangeable قابل مبادله
truck مبادله
trucked مبادله
trucking مبادله
trucks مبادله
traffic مبادله کالا
trafficked مبادله کالا
trafficking مبادله کالا
traffics مبادله کالا
covenant که بین طرفین مبادله می گردد
covenants که بین طرفین مبادله می گردد
exchange rate نرخ مبادله
exchange rate نرخ مبادله ارز
exchange rates نرخ مبادله
exchange rates نرخ مبادله ارز
boot اختلاف موجودبین قیمتها در مبادله دودارایی
swapping مبادله
takeover مبادله چوب امدادی
takeovers مبادله چوب امدادی
cartel مبادله اسیران جنگی
cartel موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
cartels مبادله اسیران جنگی
cartels موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
barter مبادله پایاپای
barter مبادله تهاتری
barter تهاتر مبادله کالاباکالا
barter مبادله
bartered مبادله پایاپای
bartered مبادله تهاتری
bartered تهاتر مبادله کالاباکالا
bartered مبادله
bartering مبادله پایاپای
Other Matches
double coincidence of wants زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
exchange control نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
bartering مبادله
barters مبادله
trade in مبادله
trade-ins مبادله
bater مبادله
reciprocation مبادله
trade-in مبادله
barters مبادله پایاپای
barters مبادله تهاتری
trade in مبادله کردن
trade-in مبادله کردن
bourse مبادله بورس
terms of trade رابطه مبادله
bartering مبادله تهاتری
trade-ins مبادله کردن
rate of exchange نرخ مبادله
reciprocal trading مبادله متقابل
swop مبادله کردن
terms of trade شرایط مبادله
to barter for مبادله کردن
truckage مبادله جنسی
truckage مبادله معامله
value in exchange ارزش مبادله
medium of exchange وسیله مبادله
intercommunicate مبادله کردن
inconvertible مبادله ناپذیر
foreign exchange مبادله خارجی
tit for tat <idiom> مبادله منصفانه
cambium محل مبادله
chaffer مبادله کردن
commodity exchange مبادله کالا
contract curve منحنی مبادله
exchange of flags مبادله پرچمها
exchange of notes مبادله یادداشتها
exchange value ارزش مبادله
exchangeable قابل مبادله
exchanger مبادله کننده
fire fight مبادله اتش
futures exchange مبادله سلف
exchange restriction کنترل مبادله ارز
swap in مبادله کردن به داخل
swap out مبادله کردن به خارج
exchangee چیز مبادله شده
olefin metathesis reaction واکنش مبادله اولفینی
purchasing power parity نرخ نسبی مبادله
rate of exchange نرخ مبادله ارز
lay to مبادله ضربات کردن
inside pass مبادله چوب در امدادی
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
automatic data handling سیستم مبادله خودکاراطلاعات
at the current rate of exchange به نرخ مبادله جاری
barters تهاتر مبادله کالاباکالا
bartering تهاتر مبادله کالاباکالا
to spar at each other مبادله کلام کردن
data interchange format file فایل با فرمت مبادله
unvisual exchange مبادله نامرئی چوب
sprint pass مبادله نامرئی چوب امدادی
redemption مبادله اوراق بهادار با پول
fixed exchange rate نرخ مبادله ثابت ارز
american standard کد استانداردامریکایی برای مبادله اطلاعات
automatic data handling سیستم کامپیوتری مبادله اطلاعات
automatic digital network شبکه مبادله اطلاعات کامپیوتری
commmute تغییر دادن مبادله کردن
dif فایل قالب مبادله داده ها
manchester school مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
to exchange something [for something] مبادله کردن [چیزی را با چیز دیگری]
dicker مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
clearinghouse سازمانی که چکهای بانکهای مختلف را دران مبادله میکنند
passing action عملیات رد و بدل کردن کالا وتدارکات مبادله تدارکات
parlementaire کسی که بین طرفین متحاربین مبادله پیام را به عهده دارد
double coincidence of wants نیازها وضعیتی که باید در مبادله پایاپای وجود داشته باشد
navigation head بارانداز کنار اسکله دریایی محل مبادله بار کشتیها دراسکله
consular convention عهد نامهای که جهت مبادله کنسول بین دو کشور منعقد میشود
exchange of instruments of ratification مبادله اسناد دال بر تصدیق وتصویب موضوع مورد توافق یا تصویب معاهده
clearing and switch buying توافق تجاری دوجانبهای که براساس ان دو کشور متعهدبه مبادله مقدار معینی کالامی گردند
exchange of full powers رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
protocols ارتباطی بین واحدهادرایستگاههای کاری مختلف که قواعد و فرمت هایی را برای مبادله پیام ها تعریف میکند
protocol ارتباطی بین واحدهادرایستگاههای کاری مختلف که قواعد و فرمت هایی را برای مبادله پیام ها تعریف میکند
private automatic branch exchange رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
relateral tell مبادله پیام بین دو ایستگاه بااستفاده از ایستگاه واسطه
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
exchange of notes نوعی ازموافقتهای سیاسی است که به وسیله مبادله اسنادی بامضمون واحد و حاوی مواردو مطالب مورد توافق طرفین متبادلین انجام میشود
track telling ارتباط و مخابرات بین هواپیمای شناسایی و سیستم کنترل و ردگیری زمینی مبادله اخبار و اطلاعات ردگیری و تعقیب هدف
direct exchange تعویض مستقیم مبادله مستقیم قطعات
data link ارتباط مبادله اطلاعات ارتباط کامپیوتری
cartel ship کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
exchange of property for property مبادله مال به مال
quantity equation of exchange یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com