Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 163 (8 milliseconds)
English
Persian
tack
پونز رویه
tacked
پونز رویه
tacking
پونز رویه
tacks
پونز رویه
Other Matches
thumbtack
پونز
drawing pin
پونز
thumbtacks
پونز
tacking
پونز زدن
tacks
پونز زدن
thumbtack
پونز زدن به
tacked
پونز زدن
tack
پونز زدن
thumbtacks
پونز زدن به
surfaces
رویه
surface
رویه
surfaced
رویه
encrustations
رویه
encrustation
رویه
ism
رویه
immethodical
بی رویه
these t. were not
رویه
comportment
رویه
vamp
رویه
uppers
رویه
upper
رویه
water surface
رویه اب
procedure
رویه
mTtiers
رویه
metiers
رویه
metier
رویه
facet
رویه
praxis
رویه
facings
رویه
insteps
رویه
instep
رویه
irregular
بی رویه
outsides
رویه
facets
رویه
tenors
رویه
policy
رویه
upper crust
رویه
tenor
رویه
policies
رویه
outside
رویه
practice
رویه
tactics
رویه
facing
رویه
hard soil
رویه محکم
impolicy
رویه غلط
flippy
فلاپی دو رویه
code page
رویه رمز
control procedure
رویه کنترل
cross section
رویه برش
the policy of the government
رویه دولت
dummy module
رویه ساختگی
exfoliation
رویه سابی
card face
رویه کارت
facet theory
نظریه رویه ها
finishing coat
اندود رویه
in stream procedure
رویه با مسیل
single sided disk
دیسک یک رویه
scheme of life
رویه زندگی
procedure oriented
رویه گرا
procedure declaration
اعلان رویه
recovery procedure
رویه ترمیمی
pillow case
رویه بالش
pentahedral
پنج رویه
ostrich policy
رویه کبک
recursive procedure
رویه بازگشتی
road surface
رویه راه
rough surface
رویه زبر
rubbed surface
رویه صاف
judicial precedent
رویه قضایی
planimeter
رویه پیما
ism
اعتقاد رویه
smooth surface
رویه صاف
pure procedure
رویه جامع
sandals
کفش بی رویه
surfaces
رویه دادن
surfaces
رویه فاهر
encrustations
رویه بندی
sandal
کفش بی رویه
top
رویه عالی
covers
رویه لفاف
coverings
رویه لفاف
encrustation
رویه بندی
surfaced
رویه فاهر
system
قاعده رویه
surface-to-air
رویه به هوا
surface
رویه دادن
planing
رویه هموار
planes
رویه هموار
planed
رویه هموار
plane
رویه هموار
surfaced
رویه دادن
systems
قاعده رویه
scheme
ترتیب رویه
schemed
ترتیب رویه
top milk
رویه شیر
triacontahedral
سی رویه سی طرفی
practice
رویه پیشه
line
حدود رویه
lines
حدود رویه
precedent
رویه قضایی
surface
رویه فاهر
precedents
رویه قضایی
schemes
ترتیب رویه
cant
رویه اریب
cover
رویه لفاف
slope weir
بندسرریز با رویه شیبدار
overgrown
دارای رشد بی رویه
surface treatment
عملیات سطح رویه
low key posture
رویه محافظه کارانه
to change the tack
تغییر رویه دادن
to explain oneself
رویه یاقصدخودراشرح دادن
slope weir
شادروان با رویه شیبدار
input output procedure
رویه ورودی- خروجی
binder course
قشر زیرین رویه
impolitic
مخالف رویه صحیح
procedure
رویه طریقه فرایند
bristled
رویه تجاوزکارانه داشتن
bristle
رویه تجاوزکارانه داشتن
international practice
رویه بین المللی
irregular act
عمل خلاف رویه
revamps
دوباره رویه انداختن
new departure
اغاز رویه تازه
revamping
دوباره رویه انداختن
revamped
دوباره رویه انداختن
revamp
دوباره رویه انداختن
procedure oriented language
زبان رویه گرا
cataloged procedure
رویه فهرست بندی شده
to pull in
دست از کار یا رویه خودکشیدن
altar-stone
[سنگ رویه فوقانی محراب]
frosting
رویه خامهای کیک یا شیرینی
altar-slad
[سنگ رویه فوقانی محراب]
to change one's course
خط مشی یا رویه خودرا تغییردادن
to take a course
رویه ایی را اتخاذ کردن
honesty is the best policy
راستی ودرستی بهترین رویه
one time pad
صفحات کلید رمز یک رویه
flippy diskette
دیسکت با دو رویه قابل ضبط
one time tape
نوار یک رویه کلید رمز
tambour
رویه یادیواره متحرک چوبی
the old p should be continued
رویه پیش بایدادامه یابد
deck board
کف یا رویه پالت حمل مهمات
rolltop desk
میز تحریر دارای رویه کشودار
sop
رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
sops
رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
resurfacing
شن بخورد راه دادن بازسازی رویه
to mark out one's course
طرحی برای رویه خود ریختن
spas
Association andProcedures Systems انجمن سیستم ها و رویه ها
planometer
صفحه همواری که رویه هارابدان می پیمایند ترازمسطحات
spa
Association andProcedures Systems انجمن سیستم ها و رویه ها
scrap heap policy
رویه دورانداختن هر چیزی که نوی ان تمام شده باشد
moquette
پارچه مخمل نمای مخصوص فرش یا رویه صندلی
hol
Language Order High زبان برنامه نویسی رویه گرا
prunella
پارچه پشمی که برای رویه کفش بکار میرودوپیشتربرای ردای وکیلان است
newton raphson
اصطلاحی که به یک رویه محاورهای بکار برده شده درحل معادلات اطلاق میشود
tactics
دانش فرماندهی در صحنه جنگ طرق و وسائل و طرحهای ماهرانهای که جهت وصول به هدف به کار گرفته میشود رویه ماهرانه
faces
قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
face
قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
change over
تغییر روش تغییر رویه
counter march
تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com