English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (6 milliseconds)
English Persian
manichaeism پیروی از دین مانی
Other Matches
mania مانی
manias مانی
manichaeus مانی
hypomania مانی خفیف
multifinder مانی فایندر
hypermania مانی حاد
manichaeanism اصول فلسفه مانی
manes ارواح اموات مانی نقاش
manichee پیرو مانی نقاش وپیغمبرایرانی
manichaean پیرو مانی نقاش وپیغمبرایرانی
manichean پیرو مانی نقاش وپیغمبرایرانی
sequacity پیروی
amenableness پیروی
following پیروی
subsequent پیروی
imitations پیروی
imitation پیروی
subjection پیروی
conscientiousness پیروی وجدان
to follow the example of پیروی کردن از
to do after پیروی کردن
conformance پیروی متابعت
conventionalism پیروی از رسوم
religiousness پیروی مذهب
orinality پیروی ابتکار
faddism پیروی از مد زودگذر
go by پیروی کردن از
pursuitmeter پیروی سنج
sensuousness پیروی جسمانی
law abidingness پیروی قانون
sectarianism پیروی از یک فرقه
conformed پیروی کردن
followed پیروی استنباط
follows پیروی کردن از
conform پیروی کردن
follows پیروی استنباط
listen پیروی کردن از
listened پیروی کردن از
listens پیروی کردن از
followed پیروی کردن از
follow پیروی استنباط
conforming پیروی کردن
listening پیروی کردن از
autonomy خود پیروی
follow پیروی کردن از
conforms پیروی کردن
psychologism پیروی از اصول روانی
sentimentality پیروی از عواطف واحساسات
illuminism پیروی ازفلسفه اشراقی
pursuit rotor پیروی سنج چرخان
rotary pursuit پیروی سنج چرخان
Taoism پیروی از طریقت چینی
isolationism پیروی از سیاست انزوا
conformity پیروی از رسوم یاعقاید
scientism پیروی از روش علمی
heteronomy پیروی از قانون دیگری
to go by a rule ازقانونی پیروی کردن
to follow in ones footsteps پیروی تاتقلیدازکسی کردن
sensationalism پیروی از عواطف واحساسات
lyricism پیروی از سبک اشعاربزمی
islamism پیروی از دین اسلام
nudism پیروی از عقایدجماعت برهنگان
Scientologist پیروی دین ساینتولوژی
conventionality پیروی از سنت قدیم
episcopalianism پیروی از کلیسای اسقفی
sentimentalism پیروی از عواطف واحساسات
probity پیروی دقیق از اصول
Jungian پیروی یونگ [روانشناسی]
syndicalism پیروی از اصول اتحادیه صنفی
sansculottism پیروی از اصول انقلاب افراطی
secarianism پیروی از تیره یا فرقه یاحزبی
self abandonment افسارگسیختگی پیروی از هوی هوس
sensualize پیروی از هوای نفس کردن
predestinarianism پیروی از فلسفه قدری وجبری
vigilantism پیروی از اصول جمعیتهای مذهبی
occidentalism پیروی از فرهنگ و تمدن باختری
inflationism پیروی از روش تورم اقتصادی
classicism پیروی از سبکهای یونان وروم
classicalism پیروی سبکهاوانشاهاوادبیات وصنایع باستانی
consequentiality پیروی به ترتیب منطقی خودگیری
specialisms پیروی علم یا پیشه ویژه
specialism پیروی علم یا پیشه ویژه
sensationalism پیروی از مسائل احساساتی وشورانگیز
latitudinarianism پیروی از وسعت نظر پنهاگرایی
Methodism پیروی از متد یا روش بخصوصی
lyrism پیروی از سبک اشعار بزمی
trade unionism پیروی از اصول وروشهای اتحادیه اصناف
pedantry or pedantism پیروی ازعلم کتابی یا قواعد نظری
presbyterianism پیروی از عقاید کلیسای مشایخی پروتستان
biblicism پیروی تحت لفظی از کتاب مقدس
teetotalism پیروی از اصل منع استعمال مسکرات
classicize ازسبک ادبی باستانی پیروی کردن
literalism پیروی تحت اللفظی از چیزی ملانقطی
italianism پیروی از اداب و رسوم مردم ایتالیا
sacramentalism اعتقاد به پیروی از مراسم دینی جهت رستگاری
pedantize پیروی علم کتاب یاقواعد نظری کردن
naturism عریان گری [پیروی از عقاید جماعت برهنگان]
westernization فرنگی مابی پیروی از تمدن مغرب زمین
compliance index شاخص نشان دهنده قابلیت پیروی از علایم راهنمایی
shamanism پیروی از عقاید جادوگران وکاهنان دوران اولیه تمدن بشر
myrmidon یکی از اهالی جنگجوی thessalyکه در جنگ troyپادشاه خودرا پیروی کردند
standards واسط بین دو یا چند سیستم که از استانداردهای از پیش تعیین شده پیروی می کنند
standard واسط بین دو یا چند سیستم که از استانداردهای از پیش تعیین شده پیروی می کنند
syntax مرحلهای در کامپایل که در آن عبارتها بررسی می شوند برای اینکه آیا از قوانین پیروی می کنند یا خیر
neoclassical school مکتبی که براساس ان رقابت و پیروی ازاصول حداکثرساختن مطلوبیت و سود میتواندتخصیص ایده الی از منابع رادر اقتصاد بوجود اورد
ism پسوندی بمعنی >عمل < و>کار< و >طریقه عمل < و>حالت < و >شرط < و >پیروی <
route transposition نوعی سیستم رمز که حروف رمز را با پیروی از یک مسیرمعین به هم می چسبانند
to indulge one's passions پیروی از هواو هوس کردن خوش گذرانی کردن
platonize پیروی از روش افلاطونی استدلال فلسفی افلاطونی کردن
drivers یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
driver یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
episcopacy مقام اسقفی پیروی از کلیسای اسقفی
theatricalism پیروی ازروش تماشاخانه تماشاخانه مسلکی
expanded memory system کارت اضافی برای افزودن حافظه اضافی به IBM PC. حافظه از استاندارد EMS پیروی میکند
imitated پیروی کردن کپیه کردن
imitate پیروی کردن کپیه کردن
imitating پیروی کردن کپیه کردن
imitates پیروی کردن کپیه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com