English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
evangelical پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
evangelic پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
Other Matches
well doing نیکو کار درست کردار
soteriology مبحث نجات رستگاری
gerund باخرفعل بدست میاید اسم مصدر
gluten سریشمی که ازشاخ واستخوان بدست میاید
eider down پرنرمی که ازمرغابی شمالی بدست میاید
gerunds باخرفعل بدست میاید اسم مصدر
mannose ماده قندی که ازاکسیداسیون مانیتول بدست میاید
internal evidence مدارک یا گواهی که از درون چیزی بدست میاید
dry ice یخی که از جامدکردن اکسید دو کربن بدست میاید
epicure پیرو عقیده اپیکور
epicures پیرو عقیده اپیکور
psilanthropy عقیده باینکه مسیح جز انسان نبوده
psilanthropism عقیده باینکه مسیح جز انسان نبوده
labdanum ماده معطر تلخی که از انواع لادن بدست میاید
malthusian پیرو عقیده توماس مالتوس
monophysite کسیکه عقیده دارد باینکه مسیح دارای یک ذات است و بس
antibiotic مادهای که از بعضی موجودات ذره بینی بدست میاید و باعث کشتن میکربهای دیگر میشود
antibiotics مادهای که از بعضی موجودات ذره بینی بدست میاید و باعث کشتن میکربهای دیگر میشود
litmus ماده ابی رنگی که ازبعضی گلسنگ ها بدست میایدودر اثر اسید زیاد برنگ قرمزتبدیل میشود وهرگاه قلیا بدان بزنند باز برنگ ابی در میاید
sudarium دستمال دور سر مسیح دستمالی که نقش صورت مسیح بران باشد
christly شایسته مسیح مربوط به مسیح
antichrst مسیح دروغی مسیح کاذب
lifebuoys کمربند یاحلقه نجات شناوری که برای نجات غریق بر روی اب شناور میباشد
lifebuoy کمربند یاحلقه نجات شناوری که برای نجات غریق بر روی اب شناور میباشد
agent مجموعهای از دستورات یا اعمال که خودکار روی یک داده یا فایل مشخص اعمال می شوند
agents مجموعهای از دستورات یا اعمال که خودکار روی یک داده یا فایل مشخص اعمال می شوند
contructive larcency مقصودسرقتی است که از مجموعه اعمال یک عده یا یک فرد ناشی شود در حالتی که این اعمال به تنهایی فاقد هر نوع وصف جنایی باشد
Noel سرود میلاد مسیح جشن میلاد مسیح
brain washing مغزشویی روشی که به وسیله ان و ازطریق اعمال تدابیر و اعمال مختلف افکار و اعتقادات فردرا زایل و اعتقادات دیگری راجایگزین ان می کنند
deliverance رستگاری
redemption رستگاری
salvation رستگاری
emancipation رستگاری رهاسازی
soteriology رستگاری شناسی
redemptive رستگاری بخش
redemptory رستگاری بخش
air sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air-sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
salvationism اعتقاد بلزوم رستگاری از گناه
seely نیکو
good نیکو
good genius روح یافرشتهای که رستگاری شخص رافراهم میکند
sacramentalism اعتقاد به پیروی از مراسم دینی جهت رستگاری
righteous نیکو کار
of a good mould نیکو سرشت
Good morning بامدادان نیکو
upright نیکو کار
rightteous نیکو کار
gospels مژده نیکو
premiums پاداش نیکو
good deeds افکار نیکو
premium پاداش نیکو
Good night شامگاهان نیکو
gospel مژده نیکو
drawings روشی است که در ان فلز گرم از سوراخهایی به شکل مخصوص کشیده میشود تا شکل نیمرخ مطلوب بدست اید . پروفیلهای مختلف را از این طریق بدست می اورند
drawing روشی است که در ان فلز گرم از سوراخهایی به شکل مخصوص کشیده میشود تا شکل نیمرخ مطلوب بدست اید . پروفیلهای مختلف را از این طریق بدست می اورند
well doer ادم نیکو کار
well conditioned دارای اخلاق نیکو
to throw cold water on نیکو ندانستن وناچیزشمردن
Whatever comes from a friend is good . <proverb> هر چه از دوست رسد نیکو است .
erasable قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
limitarian کسیکه معتقد است بخش محدودی از مردم گیتی رستگاری روحانی خواهندداشت
well conditioned نیکو خصال دارای صفات حسنه
exploit کردار
exploiting کردار
deeds کردار
deed کردار
exploits کردار
conduct کردار
conducting کردار
act کردار
action کردار
acted کردار
karma کردار
conducts کردار
actions کردار
conducted کردار
conation کردار
to fog off دراثر رطوبت پوسیدن
By a happy coincidence. دراثر حسن تصادف
windbound متوقف دراثر باد
it snows برف میاید
prices are sagging قیمتهاپایین میاید
i feel sleepy خوابم میاید
issue کردار اولاد
ethologist کردار شناس
issues کردار اولاد
issued کردار اولاد
economic behaviour کردار اقتصادی
ethology کردار شناسی
electrocution کشتن یا مرگ دراثر برق
ether extract ماده الی محلول دراثر
companionate بهم پیوسته دراثر اتحادواشتراک
to d. in one's bed دراثر پیری یا بیماری مردن
Utopias دنیای فرضی که در ان همه چیز در حداعلی نیکو است
Utopia دنیای فرضی که در ان همه چیز در حداعلی نیکو است
it reeks of blood بوی خون از ان میاید
This dress suits me . این لباس به من میاید.
jests کردار طعنه زدن
jest کردار طعنه زدن
iniquitous deeds کردار زشت یا شریرانه
frost hoil ازدیاد حجم دراثر یخبندان بادکردگی
his manners smackofselfishness بوی خودپسندی از رفتارش میاید
it thunders صدای اسمان غرغره میاید
amnestic apraxia کردار پریشی یاد زدایشی
Actions speak louder than words . دو صد گفته چونیم کردار نیست
lunitidal وابسته بحرکت جزر ومد دراثر ماه
cacogenesis فساد نژادی دراثر حفظ وابقاء صفات بد
sea fire شب تابی دریا دراثر جانوران شب تاب وغیره
suntan قهوهای شدن پوست بدن دراثر افتاب
photoglyph صفخهای که دراثر روشنایی حکاکی شده باشد
psychomotor ناشی از حرکات عضلانی دراثر عمل فکری
strain hardening سخت شدن فلز دراثر تغییرشکل نسبی
suntans قهوهای شدن پوست بدن دراثر افتاب
aces میباشد که بصورت ترکیب با سایرکلمات میاید
ace میباشد که بصورت ترکیب با سایرکلمات میاید
gaffe اشتباه در گفتار یا کردار در جمعی از مردم
to suit the action to the word کردار راباگفتاروفق دادن گفتن وکردن
action speaks louder than words <proverb> دو صد گفته چون نیم کردار نیست
faux pas اشتباه در گفتار یا کردار در جمعی از مردم
embarrassing blunder اشتباه در گفتار یا کردار در جمعی از مردم
mind your p's and qs در گفتار و کردار خود بهوش باشید
embarrassing clanger [British E] اشتباه در گفتار یا کردار در جمعی از مردم
moraine سنگ وخاکی که دراثر توده یخ غلتان جابجاوانباشته شود
catalyst عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
catalysts عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
sympathetic detonation انفجاری که دراثر انفجار مواد منفجره دیگررخ میدهد
boggle دراثر امری ناگهان وحشت زده وناراحت شدن
sbend distortion لرزش تصویر دراثر حرکت زیگزاکی انتن رادار
windage کاهش دور وسیله گردنده دراثر پسای هوا
growling خرناس کشیدن صدایی که از نای سگ خشمگین بر میاید
growls خرناس کشیدن صدایی که از نای سگ خشمگین بر میاید
growled خرناس کشیدن صدایی که از نای سگ خشمگین بر میاید
green corn ذرت هندی که نارس بکار طبخ میاید
growl خرناس کشیدن صدایی که از نای سگ خشمگین بر میاید
to change somebody's ways رفتار و کردار کسی را کاملا تغییر دادن
legalism رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
messianic مسیح
anointed مسیح
Christ مسیح
antichrist ضد مسیح
form utility کیفیتی که دراثر جمع اوری و بسته بندی مواد اولیه
downwash زاویه انحراف هوا بطرف پایین دراثر برخورد با یک ایرفویل
solifidian کسیکه معتقد است که ایمان تنهامایه رستگاری است
gametocyte سلولی که تقسیم شده و از ان سلول جنسی بوجود میاید
efflore scence قشر سفید رنگی که در سطح بتن بوجود میاید
messiahs مسیح موعود
christlike مسیح وار
IHS نمودار مسیح
antichrst دشمن مسیح
Christmas عیدمیلاد مسیح
Christmases عیدمیلاد مسیح
christhood مسیح بودن
messiah مسیح موعود
lachryma christi اشک مسیح
pseudo christ مسیح نما
jesus christ عیسی مسیح
vicar of christ مسیح پاپ
christly مسیح وار
metaprotein هریک از مشتقات پروتئین که از فعل وانفعال اسید وقلیابدست میاید
guinea pigs خوکچه هندی انسان یا حیوانی که روی ان ازمایش بعمل میاید
guinea pig خوکچه هندی انسان یا حیوانی که روی ان ازمایش بعمل میاید
godchild طفلی که در موقع تعمید به پسر خواندگی روحانی شخص در میاید
godchildren طفلی که در موقع تعمید به پسر خواندگی روحانی شخص در میاید
Santa Claus شخص موهومی که کودکان گمان میبرند درشب عیدمیلادمسیح میاید
do این کلمه درابتدای جمله بصورت علامت سوال میاید
venriloquism سخن گفتن بدانسان که گمان کنندصداازجای ....دهان بیرون میاید
hunting حرکت سریع لوله تانک به بالا و پایین دراثر تعقیب خودکار با رادار
dominical یعنی حضرت مسیح
anno domini بعد از میلاد مسیح
gospels بشارت درباره مسیح
christology مبحث مسیح شناسی
gospel بشارت درباره مسیح
carols سرودشب عیدمیلاد مسیح
pseudo christ مسیح کاذب دجال
carol سرودشب عیدمیلاد مسیح
neo christianity دین نوین مسیح
gel ماده ژلاتینی چسبناکی که در نتیجه بسته شدن موادچسبنده بوجود میاید
gelling ماده ژلاتینی چسبناکی که در نتیجه بسته شدن موادچسبنده بوجود میاید
jelled ماده ژلاتینی چسبناکی که در نتیجه بسته شدن موادچسبنده بوجود میاید
jelling ماده ژلاتینی چسبناکی که در نتیجه بسته شدن موادچسبنده بوجود میاید
gelled ماده ژلاتینی چسبناکی که در نتیجه بسته شدن موادچسبنده بوجود میاید
jells ماده ژلاتینی چسبناکی که در نتیجه بسته شدن موادچسبنده بوجود میاید
gels ماده ژلاتینی چسبناکی که در نتیجه بسته شدن موادچسبنده بوجود میاید
egg tooth نوک جوجه ازتخم درنیامده که با ان پوست تخم راشکسته بیرون میاید
electromagnetic wave موجی که دراثر تاثیرشدت میدان الکتریسته و مغناطیسی یا تناوب همزمان برروی هم ایجاد میشود
evangelizing بشارت بدین مسیح دادن
evangelize بشارت بدین مسیح دادن
evangelizes بشارت بدین مسیح دادن
evangelized بشارت بدین مسیح دادن
evangelising بشارت بدین مسیح دادن
evangelises بشارت بدین مسیح دادن
evangelised بشارت بدین مسیح دادن
passion week هفته پیش از رستاخیز مسیح
orthodox مطابق عقاید کلیسای مسیح
Yule جشن میلاد عیسی مسیح
adventism اعتقاد بدوباره امدن مسیح
judns be trayed jesus یهودابه مسیح خیانت کرد
slaved پیرو
pursuant پیرو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com