English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (5 milliseconds)
English Persian
phylactery پیشانی بند وباز وبند
Other Matches
liberally وباز
casquet کلاه خودسبک وباز
collusion بست وبند
unihibited بی قید وبند خودمانی
To care for something . To be involved in something . درقید وبند چیزی بودن
sinciput پیشانی
forehead پیشانی
foreheads پیشانی
frontal پیشانی
haffet پیشانی
foreheand پیشانی
fascias پیشانی
fascia پیشانی
brows پیشانی
face پیشانی
faces پیشانی
front view پیشانی
front face پیشانی
haffit پیشانی
brow پیشانی
entablature پیشانی در معماری
metopic وابسته به پیشانی
head lamp چراغ پیشانی
frontal bone استخوان پیشانی
crownet پیشانی بند
head band پیشانی بند
frontal lobe قطعه پیشانی
frontlet پیشانی بند
riser پیشانی پله
headbands پیشانی بند
coronets پیشانی بند
coronet پیشانی بند
headband پیشانی بند
prefrontal پیش پیشانی
retreating forehead پیشانی تو رفته
kow-towing پیشانی بر زمین نهادن
kow-tows پیشانی بر زمین نهادن
corsa [پیشانی در گچ بری سر ستونها]
frontlet پیشانی اسب وغیره
kotow پیشانی برخاک نهادن
kowtow پیشانی برخاک نهادن
kow-towed پیشانی بر زمین نهادن
kow-tow پیشانی بر زمین نهادن
to knock head پیشانی برخاک نهادن
shim خط سفید پیشانی اسب
nasofrontal وابسته به بینی و پیشانی
prefrontal cortex قشر پیش پیشانی
white face جانور پیشانی سفید
frontal lobe syndrome نشانگان قطعه پیشانی
forelocks کاکل موی پیشانی
bevelled edge weld جوش درز پیشانی
forelock کاکل موی پیشانی
foretop کاکل موی پیشانی
frontomalar مربوط به پیشانی وگونه
beetle brow پیشانی پیش امده
faces پیشانی جنگی گلنگدن
frontomalar bone استخوان پیشانی وگونه
frontonasal مربوط به پیشانی وبینی
frontal association area منطقه ارتباطی پیشانی
face پیشانی جنگی گلنگدن
sinus درون حفرههای پیشانی وگونه ها
front خط اول میدان رزم پیشانی
fronting خط اول میدان رزم پیشانی
diadems سربندیا پیشانی بند پادشاهان
diadem سربندیا پیشانی بند پادشاهان
sinuses درون حفرههای پیشانی وگونه ها
breech head پیشانی جنگی گلنگدن یا کولاس
glabella برامدگی پیشانی میان دو ابرو
architrave-cornice [پیشانی ستون بدون حاشیه ی تزئینی]
frisette حلقه زلف روی پیشانی زنانfrieze
lovelock طره زلف روی پیشانی یا شقیقه
kow-towing زانو زدن و پیشانی را بر زمین قرار دادن
kow-towed زانو زدن و پیشانی را بر زمین قرار دادن
kow-tow زانو زدن و پیشانی را بر زمین قرار دادن
kow-tows زانو زدن و پیشانی را بر زمین قرار دادن
to knock head چیزی که عبارت ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
head space فاصله بین پیشانی جنگی گلنگدن و انتهای لوله
kotow سجودچینی که عبارت است ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
kowtow سجودچینی که عبارت است ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
english toy spaniel نوعی سگ پشمالوی دارای پیشانی برامده وبینی روبه بالا
dentil-band [بخش مستطیلی شکلی از لایه ی گچ بری شده در قسمتی از پیشانی سرستون]
To be very conspicuous . To stick out a mile . To be a marked person . مثل گاو پیشانی سفید بودن ( انگشت نما ومشخص بودن )
prefrontal واقع در جلو استخوان پیشانی جلو مغزی
filleted پیشانی بند گیس بند
fillet پیشانی بند گیس بند
filleting پیشانی بند گیس بند
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
filet پیشانی بند گیس بند
fillets پیشانی بند گیس بند
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com