Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (11 milliseconds)
English
Persian
bid
پیشنهاد مزایده
bids
پیشنهاد مزایده
Search result with all words
tender
پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
tendered
پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
tenderest
پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
tendering
پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
bidding
پیشنهاد مزایده کردن
tenderer
پیشنهاد دهنده در مزایده یامناقصه
Other Matches
they rejected his proposition
پیشنهاد وی را رد کگردن پیشنهاد اورا نپذیرفتند
allotment advice
پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
offers
پیشنهاد کردن پیشنهاد
offer
پیشنهاد کردن پیشنهاد
offered
پیشنهاد کردن پیشنهاد
tenderest
مزایده
bidding
مزایده
tendered
مزایده
public sale
مزایده
tender
مزایده
high tender
مزایده
high bids
مزایده
tendering
مزایده
auctioned
مزایده
auction
مزایده
auctioning
مزایده
auctions
مزایده
appeal for tenders
درخواست مزایده
biddability
مزایده شدنی
auction sale
مزایده فروش
tendering
مناقصه مزایده
outcries
حراج مزایده
bids
مناقصه مزایده
tender
مناقصه مزایده
outcry
حراج مزایده
bid
مناقصه مزایده
tenderest
مناقصه مزایده
auctioneers
متصدی مزایده
high tender
به مزایده گذاشتن
tendered
مناقصه مزایده
sell by auction
به مزایده فروختن
invitation to tender
دعوت به مزایده
highest bidder
برنده مزایده
put up to auction
به مزایده گذاشتن
auctioneer
متصدی مزایده
bids
به مناقصه یا مزایده گذاشتن
bid
به مناقصه یا مزایده گذاشتن
by tender
از طریق مزایده یا مناقصه
auction of rug
حراج و مزایده فرش
licit
فروش ازطریق مزایده
to advertise for bids
چیزی را به مزایده گذاشتن
to invite tenders for something
چیزی را به مزایده گذاشتن
call for tender
برای مزایده یا مناقصه فراخواندن
invite to tender
دعوت به مناقصه یا مزایده کردن
tenderer
شرکت کننده در مزایده یامناقصه
tender bond
ضمانتنامه شرکت در مناقصه یا مزایده
bid bond
ضمانتنامه شرکت در مناقصه یا مزایده
bid bond
ضمانت شرکت در مناقصه یا مزایده
tender guarantee
ضمانت شرکت در مزایده یامناقصه
proposals
پیشنهاد ها
motion
[politic]
پیشنهاد
overture
پیشنهاد
applications
پیشنهاد ها
motions
پیشنهاد
offers
پیشنهاد ها
overtures
پیشنهاد ها
proposals
پیشنهاد
purpose
پیشنهاد
purposes
پیشنهاد
motion
پیشنهاد
motioned
پیشنهاد
motioning
پیشنهاد
proposal
پیشنهاد
offer
پیشنهاد
propositioning
پیشنهاد
bids
پیشنهاد
propositions
پیشنهاد
propositioned
پیشنهاد
bid
پیشنهاد
plea
پیشنهاد
application
پیشنهاد
pleas
پیشنهاد
proffer
پیشنهاد
proffered
پیشنهاد
proffering
پیشنهاد
proffers
پیشنهاد
proposition
پیشنهاد
tender
پیشنهاد
offer
پیشنهاد
tendered
پیشنهاد
offers
پیشنهاد
offered
پیشنهاد
suggestion
پیشنهاد
suggestions
پیشنهاد
tenderest
پیشنهاد
bidders
پیشنهاد
tendering
پیشنهاد
overture
پیشنهاد
overtures
پیشنهاد
recommendations
پیشنهاد
proposal
پیشنهاد
bidder
پیشنهاد
recommendation
پیشنهاد
selling race
مسابقه اسب دوانی که در ان اسب برنده بمعرض مزایده گذارده میشود
bids
خداحافظی کردن قیمت خریدرا معلوم کردن مزایده
bid
خداحافظی کردن قیمت خریدرا معلوم کردن مزایده
offer curve
منحنی پیشنهاد
tendering form
ورقه پیشنهاد
projects
پیشنهاد پلان
acceptance of offer
پذیرش پیشنهاد
suggester
پیشنهاد دهنده
bidder
پیشنهاد کننده
bidder
پیشنهاد دهنده
offered
پیشنهاد کردن
propounder
پیشنهاد دهنده
offer to purchase
پیشنهاد خرید
propositions
گزاره پیشنهاد
projects
پیشنهاد کردن
propositioned
گزاره پیشنهاد
offers
پیشنهاد کردن
propositioning
گزاره پیشنهاد
firm offer
پیشنهاد قطعی
to make overtures
پیشنهاد کردن
proposer
پیشنهاد کننده
proposal of marriage
پیشنهاد عروسی
bidders
پیشنهاد دهنده
offer
پیشنهاد کردن
project
پیشنهاد کردن
projected
پیشنهاد کردن
offerer
پیشنهاد دهنده
projected
پیشنهاد پلان
advance
پیشنهاد کردن
mover
پیشنهاد دهنده
tenderer
پیشنهاد دهنده
firm offer
پیشنهاد ثابت
bidders
پیشنهاد کننده
proposal form
فرم پیشنهاد
overbid
پیشنهاد زیادتر
counter offer
پیشنهاد متقابل
counterbid
پیشنهاد متقابل
offeror
پیشنهاد دهنده
acceptance of offer
قبولی پیشنهاد
tenderest
پیشنهاد دادن
advancing
پیشنهاد کردن
bid
پیشنهاد مناقصه
tendered
پیشنهاد دادن
bid
پیشنهاد کردن
proposes
پیشنهاد کردن
suggests
پیشنهاد کردن
proposed
پیشنهاد کردن
bid
پیشنهاد دادن
bid
پیشنهاد خرید
acceptance
تصویب یک پیشنهاد
acceptances
تصویب یک پیشنهاد
propound
پیشنهاد کردن
propounding
پیشنهاد کردن
propounds
پیشنهاد کردن
proposing
پیشنهاد کردن
recommend
پیشنهاد کردن
recommending
پیشنهاد کردن
recommends
پیشنهاد کردن
suggest
پیشنهاد کردن
suggested
پیشنهاد کردن
bid
پیشنهاد حراج
tendering
پیشنهاد دادن
suggestion
پیشنهاد القاء
bids
پیشنهاد دادن
bids
پیشنهاد خرید
bids
پیشنهاد حراج
suggestible
پیشنهاد کردنی
recommendation
نامه پیشنهاد
proposition
گزاره پیشنهاد
recommendations
نامه پیشنهاد
suggesting
پیشنهاد کردن
peace offerings
پیشنهاد صلح
bids
پیشنهاد کردن
suggestions
پیشنهاد القاء
project
پیشنهاد پلان
propose
پیشنهاد کردن
bids
پیشنهاد مناقصه
peace offering
پیشنهاد صلح
tender
پیشنهاد دادن
to pop the question
پیشنهاد عروسی کردن
pull one's socks up
<idiom>
پیشنهاد عالی دادن
projects
طرح یا پیشنهاد کردن
proffered
تقدیم پیشنهاد کردن
to make a motion
پیشنهاد کردن بر ان شدن
to hold out the olive branch
<idiom>
[پیشنهاد آشتی کردن]
tenderest
تقدیم کردن پیشنهاد
proffer
تقدیم پیشنهاد کردن
Many explanations were proffered.
توضیحات بسیاری پیشنهاد شد.
tendering
پیشنهاد ادای دین
bidders
پیشنهاد دهنده در حراج
project
طرح یا پیشنهاد کردن
proffering
تقدیم پیشنهاد کردن
tendering
تقدیم کردن پیشنهاد
projected
طرح یا پیشنهاد کردن
tenderest
پیشنهاد ادای دین
proposal
پیشنهاد
[برنامه ای یا طرحی]
My advice is ...
پیشنهاد من این است ...
bidder
پیشنهاد دهنده در حراج
tendered
پیشنهاد ادای دین
request for proposal
تقاضا برای پیشنهاد
tender
پیشنهاد ادای دین
ultimata
اخرین پیشنهاد قطعی
offer for sale
پیشنهاد جهت فروش
ultimatum
اخرین پیشنهاد قطعی
offer to purchase
پیشنهاد جهت خرید
suggestion
افهار عقیده پیشنهاد
proforma
پیشنهاد فروش کالا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com