English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
premundane پیش ازافرینش جهان بوده
Other Matches
special drawing rights این اصطلاحات شامل افزودن قدرت وام دهی صندوق وافزایش میعان پولی جهان در این زمینه بوده است
re attachment در مورد کسی که قبلا" توقیف شده بوده وبه علتی بدون تعیین تاریخ دقیق ازاد شده بوده است die sine
second world جهان دوم . کشورهای پیشرفته اقتصادی سوسیالیستی را جهان دوم نامند
Quchan قوچان [شمال خراسان که از اوایل قرن یازدهم هجری قمری به بافت فرش مشغول بوده و بافندگان آن کردهای مهاجر کردستان می باشند.بیشتر فرش ها تماما پشم بوده و گره ترکی دارند.]
atlases فرهنگ جهان نما نقشه جهان نما
atlas فرهنگ جهان نما نقشه جهان نما
fact بوده
has-beens بوده
i have been بوده ام
has-been بوده
been بوده
has been بوده
facts بوده
coffee roaster قهوه بوده
has-beens بوده است
has-been بوده است
has been بوده است
universe جهان
vale جهان
vales جهان
world جهان
macrocosm جهان
macrocosms جهان
worlds جهان
he has passed the chair رئیس بوده است
closed universe جهان بسته
screenland جهان سینما
the future جهان اینده
worldwide در سرتاسر جهان
the lower regions جهان مردگان
all the world over در سراسر جهان
the invisible world جهان ناپدید
animal kingdom جهان جانوران
finite universe جهان متناهی
animals kingdom جهان جانوران
the whole world سراسر جهان
finite universe جهان بسته
the next world جهان اینده
closed universe جهان متناهی
the old world جهان کهنه
the invisible جهان ناپدید
the vanity of the world پوچی جهان
all over the world در سراسر جهان
the lower world جهان پایین
cosmography شرح جهان
expansion of universe انبساط جهان
faerie جهان پریان
filmdom جهان سینما
first world جهان اول
internationalist جهان گرا
infinite universe جهان نامتناهی
infinite universe جهان باز
inanimate nature جهان جمادات
free world جهان ازاد
here below دراین جهان
mineral kingdom جهان جمادات
nether world این جهان
earthling ساکن جهان
cosmorama جهان نما
world creating جهان افرین
peregrinator جهان گرد
outworld جهان بیرونی
demiurge جهان افرین
orrery جهان نما
open universe جهان باز
nether world جهان اینده
nether world جهان پایین
creator the world جهان افرین
microcosm جهان کهین
universe جهان کیهان
creator of the world جهان آفرین
microcosm جهان کوچک
Christendom جهان مسیحیت
Third World جهان سوم
worldly-wise جهان دیده
worldly wise جهان دیده
christenings جهان مسیحیت
microcosms جهان کهین
microcosms جهان کوچک
world view جهان بینی
underworld زیرین جهان
weltanschauung جهان بینی
worldview جهان بینی
this world of ours این جهان ما
panorama جهان نما
panoramas جهان نما
universe of system جهان سیستم
world power جهان نیرو
world test ازمون جهان
She has been a good wife to him. همسر خوبی برایش بوده
the Classical World [the Ancient World] جهان باستانی [تاریخ]
industrial workers of the world کارگران صنعتی جهان
oscillating universe جهان نوسان کننده
outward things جهان برونی یا فاهر
the art of the Ancient world هنر جهان باستان
intermundane واقع در میان دو جهان
in ancient times در اوقات جهان باستانی
georama جهان نمای پوک
extramundane بیرون از جهان یادنیا
Antiquity جهان باستانی [تاریخ]
demimonde جهان زنان هرجایی
atlas کتاب نقشهء جهان
the back of beyond دورترین گوشه جهان
the church militant قاطبه مسیحیان جهان
the world is transitory جهان ناپایدار است
to be born چشم به جهان گشودن
all over the world در همه جای جهان
aboral دورترین نقطه از جهان
peregrinations جهان گردی دربدری
under the sun در جهان در زیر افتاب
ultramundane ماورا جهان ماوراگیتی
third world countries کشورهای جهان سوم
the world and its fullness جهان وهرچه دراوهست
peregrination جهان گردی دربدری
supramundane مافوق این جهان
theseven wonders of the world عجایب هفتگانه جهان
vales زمین جهان خاکی
superempirical خارج از جهان مادی
vale زمین جهان خاکی
planisphere جهان نمای مسطح
superlunar بیرون ازاین جهان
atlases کتاب نقشهء جهان
superlunary بیرون از این جهان
mundane affairs کارهای این جهان
how long since is it? چند وقت پیش بوده است
She is always making trouble for her friends. همیشه برای دوستانش درد سر بوده
She has known better days in her youth . معلومه که در جوانی وضعش بهتر بوده
menad حوری زیبایی که ملازم دیونیسوس بوده
judea یهودیه که قسمتی از جنوب فلسطین بوده
maenad حوری زیبایی که ملازم دیونیسوس بوده
cerberus سگ سه سری که پاسبان دوزخ بوده مستحفظ
free thinker کسیکه دارای فکر ازاد بوده
to know what's what ازچیزهاوکارهای جهان اگاه بودن
transcendentalism فلسفه خارج جهان مادی
in a battle for world domination مبارزه برای سلطه جهان
vegetable kingdom جهان گیاهان مولود نباتی
planisphere جهان نمای سطح نما
demiurgeous وابسته به جهان افرین یااهریمن
demiurgic وابسته به جهان افرین یااهریمن
ecumenic وابسته به قاطبه مسیحیان جهان
world wide مشهور جهان متداول درهمه جا
oecumenical جامع مشهوردر سراسر جهان
oecumenical وابسته به قاطبه مسیحیان جهان
the developed world جهان توسعه یافته [پیشرفته]
sinusoidal projection نقشه جهان نمای مسطح
antemundane مربوط به پیش از افرینش جهان
the lower world جهان مردگان عالم اسوات
the whole world همه دنیا تمامی جهان
he passed hence این جهان را بدرود گفت
he passed hence ازاین جهان رخت بربست
third world economies اقتصاد کشورهای جهان سوم
palating مجلل امیری که دارای امتیازات سلطنتی بوده
elam کشور ایلام قدیم که درناحیه خوزستان بوده
canon low دررم قدیم مورد عمل بوده وامروز در
fortuitism اعتقادباینکه انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده
queen dowager زنی که شوهرش پادشاه بوده ومرده است
cosmopolitan وابسته به همه جهان بین المللی
rhadamanthus نام یکی از داوران جهان پایین
supemundane بالاتراز چیزهای وابسته به این جهان
apple یکی ازبزرگترین سازندگان ریزکامپیوتر در جهان
the pilgrimage of life زندگی چندروزه ادمی دراین جهان
candidates' tournament تورنمنت نامزدهای قهرمانی شطرنج جهان
apples یکی ازبزرگترین سازندگان ریزکامپیوتر در جهان
candidates' matches رویارویی نامزدهای قهرمانی شطرنج جهان
topsy-turvy world [upside-down world] جهان سروته [درهم وبرهم ] [وارونه ]
mundane era تاریخی که مبداان افرینش جهان باشد
time flies <proverb> عمر ضایع مکن ای دل که جهان می گذرد
revivor تعقیب دعوایی که به علتی معوق مانده بوده است
co respondent مردی که متهم بزنابازن شوهرداری بوده وباخودان زن یکجاموردتعیق
syren یکی از جانورانی که نصف زن ونصف دیگرپرنده بوده است
daemon خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو
daimon خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو
epanastrophe شروع جملهای باهمان کلمه که دراخرجمله پیش بوده است
clavichord یکجورسازسیمی وجا انگشتی دارکه پیشروپیانوی کنونی بوده است
nereid هریک ازپنجاه حوری دریایی که دختران نروس بوده اند
fortuist کسیکه معتقداست که انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده است
cylix ابخوری پایه دار ودسته که درقدیم معمول بوده است
moses antedates zoroastes موسی ازحیث سال تاریخی پیش از زردتشت بوده است
glacial epoch عصریخ :عصری که یخ بیشترنیم کره شمالی راپوشانده بوده است
utopian تصوری شخصی که درصدد اصلاح جهان است
America Online بزرگترین تامین کننده سرویس اینترنت در جهان
eustatic مربوط به تغییرات سطح دریادر سرتاسر جهان
inflationary gap وقتی اقتصاد کشور در حالتی باشدکه اشتغال کامل محسوس بوده
limited divorce طلاقی که مدت ان محدود بوده پس ازانقضای مهلت بخودی خودرجوع شود
light trap اسبابی که حائل نور بوده ولوازم عکاسی دران حرکت کند
catapulting هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapult هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapults هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
open jet tunnel تونل بادی که قسما کار ان باز بوده و فاقد دیواره میباشد
movable dam سدی که قابل انتقال بوده و مغمولا درمسیر سیل قرار می دهند
catapulted هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
globetrotters کسی که مکرر به جاهای مختلف جهان سفر میکند
globetrotter کسی که مکرر به جاهای مختلف جهان سفر میکند
accadian که قبل از زبان اشوری رایج بوده و درکتیبههای میخی دیده شده است
hard hyphen خط کجی که به هنگام هجی کردن مورد نیاز بوده وهمیشه چاپ می گردد
tandem roller نوعی قلطک که دارای چرخهای فلزی بوده وچرخها پشت سر هم حرکت میکند
eocene دوره زمین شناسی >ایوسن < در عهد سوم که بین >پلیوس < و اکیگوسن بوده
commodities چیزی که قادر به رفع نیاز بشر بوده ومقدار عرضه ان محدود باشد
gorgon یکی ازسه زنی که موهای سرشان مار بوده و هر کس بدانهانگاه میکردسنگ میشد
commodity چیزی که قادر به رفع نیاز بشر بوده ومقدار عرضه ان محدود باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com