Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
to consait the d.
پیش حکیم رفتن
Other Matches
to go to this doctor and that
این حکیم وان حکیم کردن
moral philosopher
حکیم
medicine man
حکیم
wise
حکیم
wiser
حکیم
wisest
حکیم
doctor of d.
حکیم الهی
natural philosopher
حکیم مادی
doctress
حکیم خانم
sagely
بافراست حکیم
sage
بافراست حکیم
prescribed by doctors
حکیم فرموده
sages
بافراست حکیم
theologians
حکیم الهی خداشناس
theologian
حکیم الهی خداشناس
woman doctor
پزشک زن حکیم خانم طبیبه
Economic expert
[A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany]
حکیم اقتصادی
[ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch
راه رفتن دولادولاراه رفتن
trotting
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
parading
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade
سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades
سان رفتن رژه رفتن محل سان
admitting
رفتن
regressing
پس رفتن
sinks
ته رفتن
meddle
ور رفتن
meddled
ور رفتن
meddles
ور رفتن
abstracts
کش رفتن
abstracting
کش رفتن
abstract
کش رفتن
regresses
پس رفتن
going
رفتن
puttered
ور رفتن
putter
ور رفتن
crawl
رفتن
to make ones getaway
در رفتن
to get away
رفتن
to get one's monkey up
از جا در رفتن
regressed
پس رفتن
sink
ته رفتن
snook
کش رفتن
retire
پس رفتن
retires
پس رفتن
twiddled
ور رفتن
shrinking
اب رفتن
shrinks
اب رفتن
twiddles
ور رفتن
hedges
در رفتن
hedged
در رفتن
hedge
در رفتن
twiddling
ور رفتن
to get over
رفتن از
shrink
اب رفتن
twiddle
ور رفتن
to hang back
پس رفتن
to pair off
رفتن
snipping
کش رفتن
regress
پس رفتن
snip
کش رفتن
departures
رفتن
departure
رفتن
snipped
کش رفتن
to go backward
پس رفتن
glom on to
کش رفتن
retracts
تو رفتن
retracting
تو رفتن
to do out of
کش رفتن
retracted
تو رفتن
retract
تو رفتن
to foot it
رفتن
to fall away
پس رفتن
to flow over
سر رفتن
to go bang
در رفتن
to fly off
در رفتن
goes
رفتن
to fall short
کم رفتن
to do a guy
در رفتن
go
رفتن
swiping
کش رفتن
filched
کش رفتن
filches
کش رفتن
filching
کش رفتن
retrograde
پس رفتن
putters
ور رفتن
to fall away
رفتن
puttering
ور رفتن
filch
کش رفتن
to go back ward
پس رفتن
swiped
کش رفتن
to d.deep in to
فر رفتن در
swipe
کش رفتن
to go to mess
رفتن
to go to the bottom
ته رفتن
to boil over
سر رفتن
gang
رفتن
gangs
رفتن
admits
رفتن
make off
در رفتن
snitching
کش رفتن
recede
پس رفتن
receded
پس رفتن
nim
کش رفتن
recedes
پس رفتن
crawls
رفتن
jauk
ور رفتن
to peter out
پس رفتن
crawled
رفتن
to sleep fast
رفتن
fall into a rage
از جا در رفتن
short-changing
کش رفتن
hang around
ور رفتن
short-changes
کش رفتن
to take to ones heels
در رفتن
to break loose
در رفتن
admit
رفتن
pilfer
کش رفتن
pilfered
کش رفتن
to whisk away or off
رفتن
pilfering
کش رفتن
pilfers
کش رفتن
snitch
کش رفتن
bleneh
پس رفتن
betake
رفتن
mog
رفتن
snitched
کش رفتن
snitches
کش رفتن
short-changed
کش رفتن
receding
پس رفتن
to skirt along the coast
رفتن
fribble
ور رفتن
go off
در رفتن
niggle
ور رفتن
short-change
کش رفتن
niggled
ور رفتن
niggles
ور رفتن
to run off
در رفتن
pullback
پس رفتن
To go
رفتن
go over
به ان سو رفتن
break loose
در رفتن
consumes
تحلیل رفتن
to go on foot
پیاده رفتن
to go on
پیش رفتن
aspires
بالا رفتن
escalating
از دست رفتن
consumed
تحلیل رفتن
aspired
بالا رفتن
doffing
طفره رفتن
traipse
راه رفتن
consume
تحلیل رفتن
doffed
طفره رفتن
doff
طفره رفتن
to go on pilrimage
زیارت رفتن
slid
اهسته رفتن
waded
بسختی رفتن
wade
بسختی رفتن
slid
بتدریج رفتن
to go on the stump
منبر رفتن
nightclub
کاباره رفتن
nightclubs
کاباره رفتن
aspiring
بالا رفتن
outrage
ازجا در رفتن
to go off
بخواب رفتن
doffs
طفره رفتن
to plunge he first
شیرجه رفتن
to rank past
رژه رفتن
Mts
بالا رفتن
nosedive
شیرجه رفتن
Mt
بالا رفتن
nosedived
شیرجه رفتن
nosedives
شیرجه رفتن
outraging
ازجا در رفتن
outrages
ازجا در رفتن
nosediving
شیرجه رفتن
goofs
ازکارطفره رفتن
traipsed
راه رفتن
to go off
بیرون رفتن
goof
ازکارطفره رفتن
goofed
ازکارطفره رفتن
goofing
ازکارطفره رفتن
traipses
راه رفتن
to go forward
پیش رفتن
traipsing
راه رفتن
to go forth
پیش رفتن
to go down
پایین رفتن
outraged
ازجا در رفتن
teetering
پس وپیش رفتن
to pass off
ازمیان رفتن
soars
بالا رفتن
soared
بالا رفتن
to pad it
پیاده رفتن
soar
بالا رفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com