English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
osteoplasty پیوند استخوانی
Other Matches
hydrogen bonding پیوند هیدروژنی [ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن] [در رنگرزی]
teleost ماهی استخوانی وابسته به ماهی استخوانی
osseous استخوانی
boney استخوانی
chitinous استخوانی
bony استخوانی
bonier استخوانی تر
skeletal age سن استخوانی
carpal age سن استخوانی
tubercular osteomyelitis سل استخوانی
rickets نرم استخوانی
odontolite فیروزه استخوانی
bone conduction رسانش استخوانی
bone glue سریشم استخوانی
bone oil روغن استخوانی
osteomyelitis کورک استخوانی
ossifying استخوانی کردن
ossifies استخوانی شدن
ossified استخوانی کردن
ossified استخوانی شدن
ossify استخوانی شدن
ossify استخوانی کردن
ossifying استخوانی شدن
ossification استخوانی شدن
ossifies استخوانی کردن
scutum پوسته استخوانی
osteophyte بر امدگی استخوانی
callus پینه استخوانی گیاه
osteoid استخوان مانند استخوانی
calluses پینه استخوانی گیاه
obtected دارای پوشش استخوانی
osteocranium قسمت استخوانی جمجمه
osteopathy انواع امراض استخوانی
hunger osteopathy بیماری استخوانی ناشی از گرسنگی
orthopaedics اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی
tympanic bone استخوانی که پرده صماخ رانگه میدارد
orthopedics اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی استخوانپزشکی
chitin جسم استخوانی درپوشش بعضی جانوران
associate هم پیوند
associates هم پیوند
bond پیوند
transplantation پیوند
zonule پیوند
associating هم پیوند
associated هم پیوند
imping پیوند
nexus پیوند
connexion پیوند
ligature خط پیوند
inosculation رگ پیوند
inosculation پیوند رگ ها
grafter پیوند زن
graftage پیوند
consociation پیوند
anastomosis پیوند
grafting پیوند
linkage پیوند
linkages پیوند
strapping پیوند
colligation پیوند
unrelated بی پیوند
grafted پیوند
connexions پیوند
connection پیوند
slur پیوند
bonding پیوند
merging پیوند
relation پیوند
ligament پیوند
graft پیوند
hyphen پیوند
syntheses پیوند
slurred پیوند
slurring پیوند
grafts پیوند
slurs پیوند
hyphens پیوند
link پیوند
synthesis پیوند
ligaments پیوند
defragmentation پیوند تکه ها
synchondrosis پیوند غضروفی
syndesmosis پیوند رباطی
dative bond پیوند داتیو
double bond پیوند دوگانه
doubly linked با پیوند مضاعف
dynamic link پیوند پویا
electrovalent bond پیوند الکترووالانسی
splicer پیوند دهنده
engraft پیوند زدن
equatorial bond پیوند استوایی
data link پیوند داده
cut splice پیوند میانی
transplantable پیوند شدنی
communications link پیوند مخابراتی
cold link پیوند دستی
tie bar اهن پیوند
three center bonding پیوند سه مرکزی
long splice پیوند بلند
communication link پیوند ارتباطی
cross breeding پیوند دوجنس
syntropy پیوند سالم
crossbreed پیوند زدن
covalent bond پیوند کووالانسی
data link پیوند دادهای
single bond پیوند ساده
eye splice پیوند چشمی
multiple bond پیوند چندگانه
ionic bond پیوند یونی
bonding تشکیل پیوند
organ transplantation پیوند عضو
ogee منحنی پیوند
link register ثبات پیوند
linkage time زمان پیوند
linker پیوند دهنده
localized bond پیوند مستقر
graft پیوند گیاه
mesalliance پیوند ناجور
neural bond پیوند عصبی
metallic bond پیوند فلزی
multivincular بسیار پیوند
unions پیوند وصلت
union پیوند وصلت
outcrossing پیوند دو نژاد
single bond پیوند یگانه
grafted پیوند گیاه
graftage پیوند زنی
heat affected zone ناحیه پیوند
short splice پیوند کوتاه
sailmaker splice پیوند چادردوز
root graft پیوند ریشهای
radio link پیوند رادیویی
polar bond پیوند قطبی
hydrogen bond پیوند هیدروژنی
peptide linkage پیوند پپتیدی
hyphenate با خط پیوند نوشتن
peptide bond پیوند پپتیدی
outer connection پیوند برونی
mismarriage پیوند نامناسب
acetylene linkage پیوند استیلنی
additive پیوند کد مخابراتی
additives پیوند کد مخابراتی
confederacies اتحاد پیوند
confederacy اتحاد پیوند
underpass approach نشیب پیوند
protocol پیوند نامه
protocols پیوند نامه
ablosung پیوند گسلی
acetylene bond پیوند استیلنی
acetylene link پیوند استیلنی
acetylenic bond پیوند استیلنی
acetylenic link پیوند استیلنی
acetylenic linkage پیوند استیلنی
splice پیوند کردن
splice پیوند زدن
spliced پیوند کردن
buckets منحنی پیوند
hybridization پیوند زنی
bucket منحنی پیوند
linked پیوند یافته
flanges پیوند لوله
flange پیوند لوله
splicing پیوند زدن
splicing پیوند کردن
splices پیوند زدن
splices پیوند کردن
spliced پیوند زدن
anaplasty پیوند کاری
cold link پیوند سرد
bond energy انرژی پیوند
underpass approach سرازیری پیوند
bond moment گشتاور پیوند
bond order مرتبه پیوند
bond polarity قطبیت پیوند
bond strength قدرت پیوند
associations پیوند ارتباط
association پیوند ارتباط
chain splice پیوند زنجیری
chemical bond پیوند شیمیایی
triple bond پیوند سه گانه
chink grafting پیوند اسکنهای
chink grafting پیوند غلافی
grafts پیوند گیاه
bond length طول پیوند
bond distance طول پیوند
warm link پیوند گرم
link پیوند دادن
back splice پیوند معکوس
back splice پیوند وارون
axial bond پیوند محوری
bent bond پیوند خمیده
bond angle زاویه پیوند
bond rupture گسیختن پیوند
atomic bond پیوند اتمی
basic linkage پیوند اساسی
ecumenism هم پیوند گرایی مذهب
link دانه زنجیر پیوند
to be untiedin marriage پیوند زناشویی کردن
trailer tongue [American English] [coupling] [British English] پیوند به داخل [در تریلر]
polar covalent bond پیوند کووالانسی قطبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com