English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 116 (7 milliseconds)
English Persian
short swing پیچهای با شعاع کم
Other Matches
actinoid دارای شعاع مانند شعاع
alignment bolts پیچهای ردیفی
godille پیچهای مارمولکی
garland نیم پیچهای متوالی
canaliculate دارای پیچهای طولی
erection bolts پیچهای نصب و تنظیم
foot screws پیچهای تنظیم تئودولیت
garlands نیم پیچهای متوالی
commutation تغییر جهت پی در پی جریان در سیم پیچهای دستگاههای الکتریکی
downstream radius of crest شعاع انحنای ستیغ در پایاب شعاع انحنای ستیغ در پایین دست
point of no return نقطه حداکثر شعاع عمل هواپیما اخرین حد شعاع عمل هواپیما
radius شعاع
ray شعاع
beams شعاع
radius of curvature شعاع خم
beam شعاع
rayless بی شعاع
ionic ray شعاع یونی
hydraulic radius شعاع هیدرولیک
light ray شعاع نور
radial of a well شعاع یک چاه
nuclear radius شعاع هسته
mean radius شعاع میانه
main beam شعاع اصلی
casualty radius شعاع تلفات
radius of gyration شعاع چرخش
light beam شعاع نور
gyoradius شعاع چرخش
ionic radius شعاع یونی
image ray شعاع تصویر
radially شعاع وار
radiometer شعاع سنج
radius of giration شعاع ژیراسیون
radius of influence شعاع تاثیر
radius of intrados شعاع درونسو
radius vector شعاع حامل
schwarzschild radius شعاع شوارتزشیلد
stellate شعاع دار
triradiate دارای سه شعاع
radius of giration شعاع چرخش
radius of extrados شعاع برونسو
radius of curvature شعاع خمیدگی
radius of curvature شعاع انحناء
radius gage شابلون شعاع
radius of a well شعاع یک چاه
radius of action شعاع عمل
semidiameter شعاع دایره
radius of action شعاع اثر
radius of curvatupe شعاع انحناء
within a radius of .kilometre تا شعاع 6 کیلومتر
electron beam شعاع الکترون
an incident ray شعاع ساقط
radiated شعاع افکندن
bohr radius شعاع بور
radiates شعاع افکندن
radiating شعاع افکندن
average radius شعاع میانگاه
average radius شعاع میانه
radius شعاع دایره
radius شعاع عملیات
atomic radius شعاع اتمی
atomic radius شعاع اتم
radiate شعاع افکندن
short-range با شعاع عمل کم
corner radius شعاع کنج
covalent radius شعاع کووالانسی
short range با شعاع عمل کم
effective radius شعاع موثر
wood ray شعاع اوندی چوبی
very short شعاع عمل خیلی کم
very long شعاع عمل زیاد
van der waals radius شعاع وان در والس
pencilled پرتوی شعاع دار
radius of convergence شعاع همگرایی [ریاضی]
radiant شعاع گستر درخشان
searchlight sonar سونار شعاع باریک
sea room شعاع مانور دریایی
light beam recorder ثبات شعاع نور
damage radius شعاع خطر مین
damage radius شعاع منطقه خسارت
destruction radius شعاع تخریب مین
double beam شعاع مضاعف نور
light ray bending انحراف شعاع نور
intermediate range با شعاع عمل متوسط شعاع عمل متوسط
casualty radius شعاع تولید تلفات
medium range با شعاع عمل متوسط
effective radius of a well شعاع موثر چاه
pencil beam شعاع نور بسیار باریک
sea room شعاع عمل دریایی ازاد
pi نسبت پیرامون به شعاع دایره
long distance با شعاع عمل زیاد طولانی
visibility range شعاع عمل دیدبانی یا دید
cruising range شعاع عمل هواپیما یا کشتی
long-distance با شعاع عمل زیاد طولانی
vectors شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vectorial شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
spherical coordinate system [with constant radius] دستگاه مختصات کروی [با شعاع ثابت]
vector شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
isodose دارای تابش یا اشعه برابر هم شعاع
supporting range شعاع عمل یکانهای پشتیبانی کننده
angle of incidence زاویه بین شعاع تابش و عمود به صفحه
intruder هواپیمای دو موتوره توربوجت دریایی با شعاع عمل زیاد
intruders هواپیمای دو موتوره توربوجت دریایی با شعاع عمل زیاد
ranges تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
range تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
ranged تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
glideslope شعاع رادیویی سیستم فرود باالات دقیق برای ایجاد یک راهنمای قوی
bend allowance فاصله خطی اضافی روی ورقه ها برای ایجاد خم هایی با شعاع معین
ogive شکل حاصل از منحنی مدارسیارهای که شعاع ان به تدریج زیاد شده تا سرانجام به خط راست تبدیل میگردد
radius of integration شعاع ترکیب عمل جنگ افزارهای معمولی با جنگ افزار اتمی
minimum range حداقل شعاع عمل دستگاه یا برد حداقل
beam عرض ستون نور نورافکن شعاع نور
beams عرض ستون نور نورافکن شعاع نور
hydraulic radius شعاع ابی که برابر است باسطح خیس شده به محیط خیس شده
court style سبک کورت [دوره جدیدتری از سبک گوتیک شعاع ساز و گوتیک در فرانسه]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com