Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (16 milliseconds)
English
Persian
prosecution
پیگرد کننده
prosecutions
پیگرد کننده
Search result with all words
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
Other Matches
pursuit
پیگرد
prosecutions
پیگرد
prosecutor
پیگرد
pursuits
پیگرد
prosecutors
پیگرد
pursues
پیگرد کر دن
prosecution
پیگرد
pursuing
پیگرد کر دن
pursue
پیگرد کر دن
pursued
پیگرد کر دن
search parties
گروه پیگرد
search party
گروه پیگرد
seek time
زمان پیگرد
suable
قابل پیگرد
prosecutions
تعقیب قانونی پیگرد
prosecution
تعقیب قانونی پیگرد
seeds
پیگرد طلب کردن
seed
پیگرد طلب کردن
malicious prosecution
پیگرد یا دستگیری توام با سوء نیت
returned
گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
return
گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returns
گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returning
گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
prosecutes
دنبال کردن پیگرد کردن
prosecuting
دنبال کردن پیگرد کردن
prosecuted
دنبال کردن پیگرد کردن
prosecute
دنبال کردن پیگرد کردن
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper
کج کننده واژگون کننده
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
stabilisers
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumpers
شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper
شوت کننده با پرش پرش کننده
out side
دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
benders
خم کننده
trackers
پی کننده
bender
خم کننده
mauler
له کننده
doers
کننده
bidder
کننده
whisperer
پچ پچ کننده
ear-splitting
کر کننده
renunciant
کننده
tracker
پی کننده
prater
پچ پچ کننده
prattfall
پچ پچ کننده
renunciant
رد کننده
filleted
پر کننده
filleting
پر کننده
fillets
پر کننده
squelcher
له کننده
abjurer or abjuror
کننده
attacking
تک کننده
mumbler
من من کننده
refuser
رد کننده
filler
پر کننده
spurner
رد کننده
refutative
رد کننده
fillet
پر کننده
mitigatory
کم کننده
puffer
پف کننده
mitigative
کم کننده
noncommittal
رد کننده
deflective
کج کننده
fluxing oil
اب کننده
refutatory
رد کننده
catterer
پچ پچ کننده
bidders
کننده
commulator
یک سو کننده
fizzy
کف کننده
fillers
پر کننده
deletive
حک کننده
squasher
له کننده
solvents
اب کننده
hoppers
لی لی کننده
attenuant
اب کننده
skittish
رم کننده
wheezier
خس خس یا خر خر کننده
surfy
کف کننده
repudiationist
رد کننده
swooner
غش کننده
wheeziest
خس خس یا خر خر کننده
wheezy
خس خس یا خر خر کننده
crusher
له کننده
percutient
دق کننده
syncopator
غش کننده
jaberer
پچ پچ کننده
hopper
لی لی کننده
rebutter
رد کننده
thinner
کم کننده
solvent
اب کننده
solver
حل کننده
doer
کننده
sensor
حس کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com