Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
condiment
چاشنی ادویه زدن
condiments
چاشنی ادویه زدن
Other Matches
fuze
ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
flash tube
لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
first fire mixture
خرج انفجاری یا چاشنی انفجاری سریع العمل چاشنی اولیه
fuzing
چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
spice
ادویه
spicing
ادویه
spiced
ادویه
spices
ادویه
pungent
پر ادویه
condiment
ادویه
spicery
ادویه
condiments
ادویه
spice rack
قفسه ادویه
spiced
ادویه زدن به
spice
ادویه زدن به
spicery
ادویه جات
seasoner
ادویه زننده
spice box
قوطی ادویه
spices
ادویه زدن به
spicing
ادویه زدن به
spicery
ادویه
[آشپزی]
spicy
ادویه زده
seasoning
ادویه زنی
spicy
ادویه دار
chilies
خوراک لوبیای پر ادویه
chilli
خوراک لوبیای پر ادویه
chili
خوراک لوبیای پر ادویه
Chile
خوراک لوبیای پر ادویه
chillies
خوراک لوبیای پر ادویه
chutney
یک نوع ترشی با ادویه
emmenagogues
ادویه مدره طمث
abortive medicines
ادویه مسقط جنین
piccalilli
ترشی ادویه وسبزیجات
emmenagogue
ادویه قاعدگی اور
methglin
نوشابه انگبینی ادویه دار
purls
ابجو دارای ادویه معطر
purling
ابجو دارای ادویه معطر
purled
ابجو دارای ادویه معطر
purl
ابجو دارای ادویه معطر
highly seasoned
پرادویه ادویه زده شده
to powder meat
نمک یا ادویه بگوشت زدن
to garble spices
ادویه رابازرسی وپاک کردن
caster
تنگ کوچک ادویه یا سرکه
sangaree
باده قرمز ادویه زده
spicery
انباری ادویه
[واژه قدیمی]
seasoned
ادویه زدن معتدل کردن
season
ادویه زدن معتدل کردن
seasons
ادویه زدن معتدل کردن
casters
:تنگ کوچک ادویه یا سرکه
castor
:تنگ کوچک ادویه یا سرکه
herb spice blend
آمیخته ای از ادویه و سبزیجات معطر
castors
:تنگ کوچک ادویه یا سرکه
hippocras
شرابی که بان ادویه زده باشند
vinaigrette
سس دارای سرکه و روغن زیتون و ادویه
wassail
ابجو یاشراب مخلوط با ادویه وشکر
aniseed
تخم بادیان رومی که بصورت ادویه بکار میرود
pastrami
گوشت ادویه زده ودودی شده شانه گاو
pot pourri
کوزهای که برگهای چندین جورگل رابا ادویه خوشبوامیخته دران میریزند
detonator
چاشنی
capped
چاشنی
cap
چاشنی
dressings
چاشنی
dressing
چاشنی
fuze
چاشنی
lure
چاشنی
lured
چاشنی
lures
چاشنی
detonating charge
چاشنی
amorce
چاشنی
luring
چاشنی
seasoning
چاشنی
devices
چاشنی
device
چاشنی
percussion caps
چاشنی
percussion cap
چاشنی
primer
چاشنی
destructor
چاشنی
stuffing
چاشنی
flavourings
چاشنی
primers
چاشنی
safety fuze
چاشنی
salmagundi
چاشنی
capsule
چاشنی
capsules
چاشنی
sauces
چاشنی
sauce
چاشنی
flavouring
چاشنی
flavorings
چاشنی
flavoring
چاشنی
igniter
چاشنی
ignitor
چاشنی
detonators
چاشنی
electric primer
چاشنی الکتریکی
tutti frutti
چاشنی میوهدار
detonation cap
کلاهک چاشنی
detonating cord
مدار چاشنی
defuses
چاشنی کشیدن
igniter train
مجموعه چاشنی
defusing
چاشنی کشیدن
defused
چاشنی کشیدن
defuse
چاشنی کشیدن
ignition cap
کلاهک چاشنی
primer pouch
محفظه چاشنی
primer seat
مقر چاشنی
garniture
تزیین چاشنی
igniting powder
خرج چاشنی
flash fuze
چاشنی الکتریکی
seasoner
چاشنی زننده
destructor
چاشنی انفجاری
adapter booster
چاشنی خوران
percussion cap
چاشنی ضربتی
ketchup
چاشنی غذا
relishing
چاشنی ذوق
sauce
چاشنی زدن به
detonation cord
فتیله چاشنی
spices
چاشنی غذا
spicing
چاشنی غذا
garnish
چاشنی زدن
garnished
چاشنی زدن
spiced
چاشنی غذا
percussion caps
چاشنی ضربتی
spice
چاشنی غذا
garnishes
چاشنی زدن
sauces
چاشنی زدن به
prime
چاشنی گذاشتن
primed
چاشنی گذاشتن
cannon primer
چاشنی توپ
blasting cap
کلاهک چاشنی
primes
چاشنی گذاشتن
relish
چاشنی ذوق
relished
چاشنی ذوق
relishes
چاشنی ذوق
primming
چاشنی گذاری کردن
primer pouch
کیف یافانوسقه چاشنی
garnishes
چاشنی زدن به ارایش
primer setback
عقب نشستن چاشنی
primer leak
نشد کردن چاشنی
primer leak
خروج گازاز ته چاشنی
safing
چاشنی برداری کردن
activate
چاشنی مین را کشیدن
season
دوران چاشنی زدن
seasons
دوران چاشنی زدن
flavored
چاشنی زدن به معطرکردن
uncharged
چاشنی گذاری نشده
flavour
چاشنی زدن به معطرکردن
flavours
چاشنی زدن به معطرکردن
garnish
چاشنی زدن به ارایش
garnished
چاشنی زدن به ارایش
initiator
چاشنی مشتعل کننده
precussion detonator
چاشنی ضربتی یا دنگی
chutney
یکنوع چاشنی غذا
flavor
چاشنی زدن به معطرکردن
adhesion agent
چاشنی چسب افزا
seasoned
دوران چاشنی زدن
au naturel
ساده و بدون چاشنی
cannon primer
چاشنی خرج توپ
sauce-boats
فرف چاشنی خوری
sauce-boat
فرف چاشنی خوری
igniting primer
چاشنی مشتعل کننده
sauce boat
فرف چاشنی خوری
French dressing
چاشنی سالاد فرانسوی
melinite
مخصوص تهیه چاشنی
flavors
چاشنی زدن به معطرکردن
flavored
چاشنی مزه دار کردن
firing mechanism
چاشنی مین مکانیسم تیراندازی
squib
چاشنی خرج راکتهای دریایی
hung striker
چاشنی عمل نکرده نارنجک
coupling base
اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
flavor
چاشنی مزه دار کردن
squibs
چاشنی خرج راکتهای دریایی
electric squib
نوعی چاشنی با فتیله الکتریکی
flavors
چاشنی مزه دار کردن
hung striker
ضارب چاشنی معیوب نارنجک
salad dressing
چاشنی وادویه مخصوص سالاد
salad dressings
چاشنی وادویه مخصوص سالاد
flavours
چاشنی مزه دار کردن
flavour
چاشنی مزه دار کردن
initiator
چاشنی اولیه خرج ابتدایی
gamey
چاشنی زده افتضاح اور
gamy
چاشنی زده افتضاح اور
mayonnaise
نوعی چاشنی غذا وسالاد مایونز
squib
یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
to dress
[salad]
چاشنی زدن
[آرایش دادن ]
[سالاد]
squibs
یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
cocks
چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
cock
چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
cocking
چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
arm
مسلح کردن چاشنی کشیدن اماده انفجارکردن
coupling base
وسیلهای که چاشنی را به کلاهک یا خرج مشتعل کننده وصل میکند
activated
به کار انداختن چاشنی مین را کشیدن چکانیدن ماشه جنگ افزار
activating
به کار انداختن چاشنی مین را کشیدن چکانیدن ماشه جنگ افزار
activates
به کار انداختن چاشنی مین را کشیدن چکانیدن ماشه جنگ افزار
soy
سبوس یا چاشنی چینی یاژاپونی مرکب از لوبیای جوشانده وشیر وغیره
delayed contact
چاشنی با تماس تاخیری سیستم پیش تنظیم تاخیری
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
dormant
عامل تاخیری مین دریایی چاشنی تاخیری
duplex
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplexes
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
firing circuit
مدار چاشنی مدار انفجار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com