English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 151 (10 milliseconds)
English Persian
garnish چاشنی زدن
garnished چاشنی زدن
garnishes چاشنی زدن
to dress [salad] چاشنی زدن [آرایش دادن ] [سالاد]
Search result with all words
activated به کار انداختن چاشنی مین را کشیدن چکانیدن ماشه جنگ افزار
activates به کار انداختن چاشنی مین را کشیدن چکانیدن ماشه جنگ افزار
activating به کار انداختن چاشنی مین را کشیدن چکانیدن ماشه جنگ افزار
lure چاشنی
lured چاشنی
lures چاشنی
luring چاشنی
prime چاشنی گذاشتن
primed چاشنی گذاشتن
primes چاشنی گذاشتن
primer چاشنی
primers چاشنی
salad dressing چاشنی وادویه مخصوص سالاد
salad dressings چاشنی وادویه مخصوص سالاد
flavoring چاشنی
flavorings چاشنی
flavouring چاشنی
flavourings چاشنی
relish چاشنی ذوق
relished چاشنی ذوق
relishes چاشنی ذوق
relishing چاشنی ذوق
mayonnaise نوعی چاشنی غذا وسالاد مایونز
arm مسلح کردن چاشنی کشیدن اماده انفجارکردن
squib چاشنی خرج راکتهای دریایی
squib یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
squibs چاشنی خرج راکتهای دریایی
squibs یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
capsule چاشنی
capsules چاشنی
season دوران چاشنی زدن
seasoned دوران چاشنی زدن
seasons دوران چاشنی زدن
percussion ضربتی چاشنی ضربتی
duplex مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplexes مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
stuffing چاشنی
sauce چاشنی
sauce چاشنی زدن به
sauces چاشنی
sauces چاشنی زدن به
condiment چاشنی ادویه زدن
condiments چاشنی ادویه زدن
flavored چاشنی مزه دار کردن
flavored چاشنی زدن به معطرکردن
flavors چاشنی مزه دار کردن
flavors چاشنی زدن به معطرکردن
flavour چاشنی مزه دار کردن
flavour چاشنی زدن به معطرکردن
flavours چاشنی مزه دار کردن
flavours چاشنی زدن به معطرکردن
garnish چاشنی زدن به ارایش
garnished چاشنی زدن به ارایش
garnishes چاشنی زدن به ارایش
ketchup چاشنی غذا
chutney یکنوع چاشنی غذا
spice چاشنی غذا
spiced چاشنی غذا
spices چاشنی غذا
spicing چاشنی غذا
French dressing چاشنی سالاد فرانسوی
sauce boat فرف چاشنی خوری
sauce-boat فرف چاشنی خوری
sauce-boats فرف چاشنی خوری
dormant عامل تاخیری مین دریایی چاشنی تاخیری
detonator چاشنی
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonators چاشنی
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
dressing چاشنی
dressings چاشنی
cap چاشنی
capped چاشنی
cock چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
cocking چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
cocks چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
percussion cap چاشنی ضربتی
percussion cap چاشنی
percussion caps چاشنی ضربتی
percussion caps چاشنی
device چاشنی
devices چاشنی
seasoning چاشنی
adapter booster چاشنی خوران
adhesion agent چاشنی چسب افزا
amorce چاشنی
au naturel ساده و بدون چاشنی
blasting cap کلاهک چاشنی
cannon primer چاشنی توپ
cannon primer چاشنی خرج توپ
coupling base وسیلهای که چاشنی را به کلاهک یا خرج مشتعل کننده وصل میکند
coupling base اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
delayed contact چاشنی با تماس تاخیری سیستم پیش تنظیم تاخیری
destructor چاشنی انفجاری
destructor چاشنی
detonating charge چاشنی
detonating cord مدار چاشنی
detonation cap کلاهک چاشنی
detonation cord فتیله چاشنی
electric primer چاشنی الکتریکی
Other Matches
fuze ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
flash tube لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
first fire mixture خرج انفجاری یا چاشنی انفجاری سریع العمل چاشنی اولیه
fuzing چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
igniter چاشنی
ignitor چاشنی
safety fuze چاشنی
salmagundi چاشنی
fuze چاشنی
primer pouch محفظه چاشنی
primer seat مقر چاشنی
seasoner چاشنی زننده
defuse چاشنی کشیدن
defused چاشنی کشیدن
defuses چاشنی کشیدن
defusing چاشنی کشیدن
tutti frutti چاشنی میوهدار
ignition cap کلاهک چاشنی
igniting powder خرج چاشنی
flash fuze چاشنی الکتریکی
garniture تزیین چاشنی
igniter train مجموعه چاشنی
safing چاشنی برداری کردن
primming چاشنی گذاری کردن
flavor چاشنی زدن به معطرکردن
primer setback عقب نشستن چاشنی
igniting primer چاشنی مشتعل کننده
initiator چاشنی مشتعل کننده
melinite مخصوص تهیه چاشنی
precussion detonator چاشنی ضربتی یا دنگی
primer leak نشد کردن چاشنی
primer leak خروج گازاز ته چاشنی
primer pouch کیف یافانوسقه چاشنی
activate چاشنی مین را کشیدن
uncharged چاشنی گذاری نشده
initiator چاشنی اولیه خرج ابتدایی
electric squib نوعی چاشنی با فتیله الکتریکی
flavor چاشنی مزه دار کردن
gamey چاشنی زده افتضاح اور
gamy چاشنی زده افتضاح اور
firing mechanism چاشنی مین مکانیسم تیراندازی
hung striker ضارب چاشنی معیوب نارنجک
hung striker چاشنی عمل نکرده نارنجک
soy سبوس یا چاشنی چینی یاژاپونی مرکب از لوبیای جوشانده وشیر وغیره
firing circuit مدار چاشنی مدار انفجار
mine casemate بدنه ماسوره و چاشنی مین بدنه کلاهک مین
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com