English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (6 milliseconds)
English Persian
collective bargaining چانه زنی
Search result with all words
uppercut مشتی که اززیر به چانه حریف زده شود
uppercuts مشتی که اززیر به چانه حریف زده شود
haggle چانه
haggle چانه زدن
haggled چانه
haggled چانه زدن
haggles چانه
haggles چانه زدن
haggling چانه
haggling چانه زدن
bargain داد و ستد چانه زدن
bargain چانه زدن
bargain چانه زنی در معامله
bargain معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
bargain چانه زنی در معاملات معامله
bargained داد و ستد چانه زدن
bargained چانه زدن
bargained چانه زنی در معامله
bargained معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
bargained چانه زنی در معاملات معامله
bargaining داد و ستد چانه زدن
bargaining چانه زدن
bargaining چانه زنی در معامله
bargaining معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
bargaining چانه زنی در معاملات معامله
bargains داد و ستد چانه زدن
bargains چانه زدن
bargains چانه زنی در معامله
bargains معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
bargains چانه زنی در معاملات معامله
chin چانه
chins چانه
ago چانه
bargaining theory of wages نظریه چانه زنی مزدها
chaffer چانه
chapfallen دارای چانه اویزان
chin stay بند زیر چانه
chinned دارای چانه
higgle چانه زدن
lantern jaw چانه باریک ودراز
lantern jaw دارای چانه باریک
lantern jawed چانه دراز
lanternjaws چانه دراز
mentum چانه
retreating chin چانه عقب رفته
shaven chin چانه تراشیده
wage bargain چانه زنی دستمزد
We have a neither bargained nor haggled , and the bride has been brought home. <proverb> نه چک زدیم نه چانه عروس آمد تو خانه.
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com