Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
photogelatin process
چاپ بوسیله ژلاتین
Other Matches
gelatinize
تبدیل به دلمه یا ژلاتین کردن ژلاتین زدن به
gelatin
ژلاتین
blasting gelatin
ژلاتین انفجاری
pectin
ژلاتین گیاهی
gelling
ژلاتین دلمه شدن
gelled
ژلاتین دلمه شدن
gel
ژلاتین دلمه شدن
gelatination
تبدیل بشکل ژلاتین
gels
ژلاتین دلمه شدن
jelled
ژلاتین دلمه شدن
gelatinate
بشکل ژلاتین دراوردن
gelatiniform
بشکل ژلاتین سریشمی
jells
ژلاتین دلمه شدن
jelling
ژلاتین دلمه شدن
toffie apple
[British English]
سیب با ژلاتین پوشیده شده
candy apple
سیب با ژلاتین پوشیده شده
blancmange
دسر حاوی نشاسته و شیر و غیره که ژلاتین مانند است
blancmanges
دسر حاوی نشاسته و شیر و غیره که ژلاتین مانند است
vegetable jelly
دلمه گیاهی ژلاتین گیاهی
by dint of
بوسیله
per
بوسیله
at the hand of
بوسیله
thruogh the a of
بوسیله
whereby
که بوسیله ان
of
بوسیله
by
بوسیله
by the instrumentality of
بوسیله
via
بوسیله
with
بوسیله
wherewithal
که بوسیله ان
perprep
بوسیله
osmose
نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
by depty
بوسیله نماینده
electrically
بوسیله برق
per pais
بوسیله کشور
by the f.
بوسیله لمس
by wire
بوسیله تلگراف
municipally
بوسیله شهرداری
hydromancy
تفال بوسیله اب
hydrolysis
تجزیه بوسیله اب
per pais
بوسیله مملکت
windblown
در حرکت بوسیله باد
pour
تراوش بوسیله ریزش
churns
بوسیله اسباب گردنده
churned
بوسیله اسباب گردنده
eluviation
انتقال بوسیله بادوباران
electromotive
متحرک بوسیله برق
leaching
تصفیه بوسیله شستشو
hydrolyze
بوسیله اب تجزیه شدن
galvanography
روی مس بوسیله اندودکهربایی
baptizing
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptised
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
aeromancy
تفال بوسیله هوا
churn
بوسیله اسباب گردنده
hydromancer
تفال زننده بوسیله اب
dragonnades
بوسیله سواره نظام
seagirt
محصور بوسیله دریا
semaphore
مخابره بوسیله پرچم
windswept
بوسیله باد جاروشده
pipage
ترابری بوسیله لوله
aerotherapeutics
معالجه بوسیله هوا
radar scan
مراقبت بوسیله رادار
diathermy
معالجه بوسیله حرارت
pipeage
ترابری بوسیله لوله
pipe down
بوسیله شیپور یا نای
intuitively
بوسیله درک مستقیم
lapped joint
اتصال بوسیله پوشش
poured
تراوش بوسیله ریزش
pouring
تراوش بوسیله ریزش
pours
تراوش بوسیله ریزش
in propria persona
بوسیله خود شخص
electric chair
اعدام بوسیله برق
traingulation
پیمایش بوسیله مثلثات
to scent out
بوسیله بوجستجوکردن ویافتن
to pick thanks
بوسیله سخن چینی
baptising
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
phototypography
چاپ بوسیله عکسبرداری
brews
بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
brew
بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
infiltration
پالایش بوسیله تراوش
patent
بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
patented
بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
patents
بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
patenting
بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
brewed
بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
postage
حمل بوسیله پست
sent via e-mail
بوسیله ایمیل فرستاده شد
photomap
نقشه برداری بوسیله عکاسی
cathodogeaph
بوسیله پرتومجهول عکس برداشتن از
chemical warfare
جنگ بوسیله گازهای شیمیایی
carbon arcwelding
جوش قوسی بوسیله کربن
phonendoscope
اسبابی که بوسیله ان صداهای کوچک
photolighograph
عکسبردری بوسیله چاپ سنگی
photoengraving
گراور سازی بوسیله عکاسی
to buy something at an auction
چیزی را در
[بوسیله]
حراجی خریدن
soaks
بوسیله مایع اشباع شدن
shields
بوسیله سپر حفظ کردن
suicide attack
قصد کشت بوسیله خودکشی
radiophotograph
انتقال عکس بوسیله رادیو
radiogram
عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
radiograms
عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
rainwash
شسته شده بوسیله باران
semaphore
بوسیله پرچم مخابره کردن
rainwash
شستشوی چیزی بوسیله باران
argon arc welding
جوش قوسی بوسیله گازارگون
pyretotherapy
معالجه ناخوشی بوسیله تولیدتب
platinotype
عکاسی بوسیله املاح پلاتین
shield
بوسیله سپر حفظ کردن
perfusion
غسل تعمید بوسیله اب پاشی
incuse
نقش شده بوسیله چکش
electrometallurgy
ذوب فلزات بوسیله برق
in law
خویشاوند و منسوب بوسیله ازدواج
electro magnetism
تولید خواص مغناطیسی بوسیله
hyphenate
بوسیله خط دارای فاصله کردن
electrotype
بوسیله برق چاپ کردن
hydrophilous
گرده افشانی کننده بوسیله اب
embolic
مربوط به انسداد رگ بوسیله جسمی
hydropathy
معالجه امراض بوسیله اب وتجویز اب
hit wicket
انداختن میله بوسیله خودتوپزن
grout stop
اب بندی بوسیله تزریق دوغاب
luring
بوسیله تطمیع بدام انداختن
lures
بوسیله تطمیع بدام انداختن
instantiate
معرفی کردن بوسیله کنسرت
intercommunication system
ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
soak
بوسیله مایع اشباع شدن
container transport
حمل و نقل بوسیله کانتینر
suicide bombing
قصد کشت بوسیله خودکشی
by no one else
از
[بوسیله]
هیچ کسی دیگر
string
یک سری تیراندازی بوسیله یک نفر
lip-reads
کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
memoria technica
فن یا شیوهای که بوسیله ان یادوهوش رانیرومندمیسازند
massotherapy
معالجه بوسیله مشت و مال
lip-read
کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lyophiled
خشک شده بوسیله انجمادسخت
lip read
کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lyophil
خشک شده بوسیله انجمادسخت
lightproof
غیرقابل نفوذ بوسیله نور
lured
بوسیله تطمیع بدام انداختن
self service
کمک بوسیله خود شخص
stethoscopy
معاینه بوسیله گوشی طبی
step down
کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
latch
بوسیله کلون محکم کردن
the block
مردن بوسیله گردن زنی
steam propulsion of ships
راندن کشتی ها بوسیله بخار
sporogony
تولید مثل بوسیله هاگ
chafe
بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafes
بوسیله اصطکاک گرم کردن
telekinesis
حرکت اجسام بوسیله ارواح
wirephoto
بوسیله بی سیم عکس فرستادن
mail order
سفارش کالا بوسیله پست
wet down
بوسیله اب پاشی خیس کردن
wigwag
ارتباط یا مخابره بوسیله پرچم
photocopied
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopies
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopy
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
waterborne
حمل شده بوسیله اب اب برد
photocopying
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
latches
بوسیله کلون محکم کردن
chafing
بوسیله اصطکاک گرم کردن
roentgenoscopy
معاینه بوسیله اشعه مجهول
self-appointed
منصوب شده بوسیله خویشتن
seaborne
بوسیله کشتی حمل شده
nettle
بوسیله گزنه گزیده شدن
self-service
کمک بوسیله خود شخص
self administered
اداره شونده بوسیله خویشتن
rocket propulsion
حرکت بجلو بوسیله موتورموشکی
nettles
بوسیله گزنه گزیده شدن
lure
بوسیله تطمیع بدام انداختن
self appointed
منصوب شده بوسیله خویشتن
trabeation
ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
latensify
بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
vectorial
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
to file a petition
بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
to skype somebody
به کسی با
[بوسیله]
سکایپ زنگ زدن
water fast
غیر قابل پاک شدن بوسیله اب
photosensitize
بوسیله نور به چیزی حساسیت دادن
wind pollinated
گرده افشانی شده بوسیله باد
to shield
بوسیله سپر
[پوشش]
حفظ کردن
hand off
کنار زدن حریف بوسیله توپدار
he voted by proxy
بوسیله وکیل یا نماینده رای داد
wirephoto
عکسی که بوسیله بی سیم فرستاده میشود
homologate
تصویب نوع اتومبیل بوسیله داوران
immunotherapy
معالجه یاجلوگیری از بیماری بوسیله پادگن
hydrometallurgy
استخراج یاتهیه فلزات بوسیله اب یا مایعات
hypnotherapy
معالجه امراض بوسیله خواب مغناطیسی
trabeated
ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
signifiable
قابل نمایش بوسیله علامت یارمز
septicemia
عفونت خون بوسیله ارگانیسمهای چرکی
pipeage
عوارض یاحق حمل بوسیله لوله
self fruitful
تولید مثل بوسیله گرده خود
pocket veto
رد لایحه قانونی بوسیله معوق گذاردن ان
procrustean
بوسیله اعمال زورکاری از پیش برنده
self constituted
تشکیل شده بوسیله نفس خود
pyrocondensation
تغلیظ یا تکاثف شیمیایی بوسیله حرارت
radiobroadcast
پخش و سخن پراکنی بوسیله رادیو
sea borne goods
کالای حمل شده بوسیله دریا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com