English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 93 (6 milliseconds)
English Persian
shrinker چروک خورنده
Other Matches
corrodent خورنده
gobblers لپ لپ خورنده
gobbler لپ لپ خورنده
corrisive خورنده
mortifying بر خورنده
corrosive خورنده
eating خورنده
swinging تاب خورنده
cankery خورنده قانقرایایی
peaky سکندری خورنده
peakiest سکندری خورنده
peakier سکندری خورنده
feeders خورنده چرنده
feeder خورنده چرنده
popper ترک خورنده
poppers ترک خورنده
fissiparous شکاف خورنده
selenotropic پیچ خورنده
heliospherical پیچ خورنده
jurant قسم خورنده
pecker منقار خورنده
pecky سکندری خورنده
volubile پیچ خورنده
corrosive ماده خورنده
polyphagia خورنده غذاهای گوناگون
phage پسوندی بمعنی خورنده
general purpose بدرد هر کاری خورنده
saprophyte پوده زی خورنده مواد پوسیده
saprophite پوده زی خورنده مواد پوسیده
wizen چروک
rimple چروک
puchery چروک
shrinkage چروک
plica چروک
pucker چروک
puckered چروک
wrinkling چروک
puckering چروک
wrinkles چروک
wrinkle چروک
puckers چروک
creased چروک شدن
puchery چروک شدن
creased چین و چروک
creases چین و چروک
creasing چروک شدن
creasing چین و چروک
ruff چروک کردن
ruffs چروک کردن
crease چین و چروک
ruffe چروک کردن
rugose برچین و چروک
withered چروک خورده
wizened پرچین و چروک
creases چروک شدن
shrinker چروک دهنده
touse چروک شدن
shrinkable چروک خوردنی
crease چروک شدن
rugosity چروک خوردگی
rumple چروک دادن
rumpled چروک دادن
draw in چروک کردن
shrivels چروک شدن
puckers چروک شدن
puckering چروک شدن
pucker چروک شدن
shrink چروک شدن
shrinkage چروک شدگی
puckered چروک شدن
shrinks چروک شدن
shrivelling چروک شدن
shriveling چروک شدن
shriveled چروک شدن
crimpy چروک دار
shrinkage چروک خوردگی
rumples چروک دادن
shrinking چروک شدن
constringe چروک شدن
rumpling چروک دادن
shrivel چروک شدن
wrinkle چین و چروک خوردن
flaccid چروک شده اویخته
wrinkles چین و چروک خوردن
wrinkling چین و چروک خوردن
ruga پیچ و خم چین و چروک
rucks چین و چروک وتاه پارچه یا کاغذ باطله
ruck چین و چروک وتاه پارچه یا کاغذ باطله
plasmolysis چروک و انقباض سفیده یاخته وخروج از جداریاخته
crow's foot هرچیزی بشکل پنجه کلاغ چین و چروک گوشه لب و چشم.
groggy تلو تلو خورنده
rugosity چین چین چین و چروک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com