Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 45 (4 milliseconds)
English
Persian
Every thing swims before my eyes .
چشمم سیاهی می رود
Other Matches
Get out of my face!
<idiom>
از جلوی چشمم دور شو!
I didnt sleep a wink.
خواب به چشمم نیامد
I don't expect that ...
چشمم آب نمی خورد که ...
I don't believe that ...
چشمم آب نمی خورد که ...
Get out of my sight!
<idiom>
از جلوی چشمم دور شو!
The moment I set eyes on you. ,
از آن لحظه که چشمم بتو افتاد
it is all very well
دلم خوش ! چشمم روشن !
I have something in my eye.
چیزی توی چشمم رفته.
It took place under my very eyes.
درست جلوی چشمم اتفاق افتاد
A few spelling errors caught my eye.
چند غلط املایی به چشمم خورد
I am sceptical. I have my doubts. I am not all optimistic.
من که چشمم آب نمی خورد ( خوشبین نیستم )
nigritude
سیاهی
sootiness
سیاهی
nigrescence
سیاهی
blacker
سیاهی
blackest
سیاهی
blacks
سیاهی
blackouts
سیاهی
blacked
سیاهی
blackness
سیاهی
black
سیاهی
blackout
سیاهی
griminess
سیاهی
iron mould
سیاهی
macule or mackle
سیاهی
furnace black
سیاهی کوره
inkiness
سیاهی مرکب
iron mold
سیاهی اهن
eye ball
سیاهی چشم
macule
لکه سیاهی
black eye
سیاهی اطراف چشم
He vanished into the night.
در سیاهی شب نا پدید گشت
melanize
با سیاهی علامت گذاشتن
black eyes
سیاهی اطراف چشم
melanosis
سیاهی غیر طبیعی پوست
ani
پرندگان سیاهی ازخانوادهء فاخته
black will take no other hue
بالای سیاهی رنگی نیست
goal predicates blackness
زغال از سیاهی خبر میدهد
melanotic
دچار سیاهی غیر طبیعی درپوست
We were there just to make up numbers.
ما آنجا فقط سیاهی لشگه بودیم
melanism
سیاهی غیر طبیعی بشره سیاه چردگی
You name it , weve got it.
از سفیدی ماست تا سیاهی ذغال را داریم ( همه چیز )
You name it . Everything under the sun .
از سفیدی ماست تا سیاهی ذغال ( از شیر مرغ تا جان آدمیزاد )
damask
سیاهی و یارنگی که براثر خوردگی روی فولاد صیقلی فاهر میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com