English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 177 (8 milliseconds)
English Persian
his eyes were inflammed چشمهایش اماس کرد
Other Matches
She has circles under hereyes. زیر چشمهایش گود افتاده ( ناشی از لاغری )
antineuritic برضد اماس عصب مخاف اماس عصبی
appendicitis اماس ضمیمه روده اماس اپاندیس
single pneumonia اماس یک شش
intumescence اماس
pulmonitis اماس شش
phrenitis اماس مخ
phlegmasia اماس
lymphangitis اماس
encephalitis اماس مخ
edema اماس
double pneumonia اماس هر دو شش
dilation اماس
neuritis پی اماس
inturgescence اماس
lymphdenomia اماس
tuberosity اماس
tumefaction اماس
inflammation اماس
swellings اماس
turgidity اماس
vulvitis اماس کس
poking اماس
pokes اماس
poked اماس
poke اماس
tumidity اماس
swelling اماس
frost hoil اماس
myelitis اماس
tumescence اماس
intumescent اماس کننده
glandular swelling اماس غدد
iritis اماس عنبیه
keratitis اماس قرنیه
lentitis اماس جلیدیه
gastritis اماس معده
garget اماس پستان
intumescent اماس کرده
gnathitis اماس گونه
swells اماس کردن
hydrocile اماس خایه
hysteritis اماس زهدان
intumesce اماس کردن
ileitis اماس ایلئون
fretty اماس کرده
metritis اماس زهدان
quinsy اماس چرکدارلوزتین
retinitis اماس شبکیه
salpingitis اماس شیپور
scleritis اماس صلبیه
splenitis اماس اسپرز
tracheitis اماس نای
turgescent اماس کننده
tumefactive اماس دار
tumid اماس کرده
podarthritis اماس بندهای پا
phlogosis اماس برونی
otitis اماس گوش
faucitis اماس گلو
myositis اماس ماهیچه
nasitis اماس بینی
nephritis اماس گرده
odontitis اماس دندان
ophthalmitis اماس چشم
orchitis اماس خایه
pyelitis اماس لگن چه
osteitis اماس استخوان
turgescence اماس بادکردگی
inoma اماس لیفی
bunchout اماس کردن
swollen اماس کرده
dermatosis اماس پوست
tonsillitis اماس لوزه
bronchitis اماس نایژه
dactylitis اماس انگشت
cutitis اماس زیرپوست
crystallitis اماس جلیدیه
colpitis اماس مهبل
ague cake اماس اسپرزازنوبه
brainfever اماس مغز
carcinoma اماس سرطانی
antiphlogistic اماس نشان
arteritis اماس شریان
blepharitis اماس پلک
palpebritis اماس پلک
turgid اماس دار
cystitis اماس مثانه
conjunctivitis اماس ملتحمه
enteritis اماس روده
colitis اماس قولون
swell اماس کردن
hepatitis اماس کبدی
swelled اماس کردن
dermatitis اماس پوست
arthritis اماس مفصل
fibroma اماس لیفی
enchondroma اماس غضروفی
huff اماس کردن
vaginitis اماس یا ورم مهبل
antiphlogistic داروی اماس نشان
ophthalmia اماس چشم رمد
oophoritis اماس تخم دان
endo arterities اماس درونی شریان
acromastitis اماس نوک پستان
pleurisy اماس شامه ریه
tumescent اماس کرده اماسیده
scrotitis اماس کیسه خایه
phlegmasia alba dolens اماس سیاهرگهای نفاسی
pericarditis اماس ابشامه قلب
parotiditis اماس غده بناگوشی
sylosis اماس پلک وسفتی
arthritic مبتلا به اماس مفصل
paranephritis اماس بافتهای گرداگردگرده
bursitis اماس کیسههای مفصلی
fibro chondritis اماس غضروف لیفی
deliescence تحلیل ناگهانی اماس
ileitis اماس روده دراز
iritic وابسته به اماس عنبیه
iritic دچار اماس عنبیه
diaphragmatitis اماس حجاب حاجز
diaphragmitis اماس حجاب حاجز
duodenitis اماس روده اثناعشر
endocarditis اماس غشاء درونی دل
hyalitis اماس رطوبت شیشهای
housemaid's knee اماس کاسه زانو
endometritis اماس درونی زهدان
enostosis اماس درونی استخوان
gnathitis اماس ارواره بالا
gastro enteritis اماس معده وروده
laminitis اماس لایههای حساس
mastitis اماس غدههای پستان
mastoditis اماس زائده پستانی
myocarditis اماس ماهیچه قلب
lymphadenitis اماس غدد لفناوی
myomatous وابسته به اماس ماهیچه
mesenteritis اماس روده بند
moon blind دچار اماس نوبتی
moon blindness اماس نوبتی در چشم اسب
gingivitis اماس و التهاب لثه دندان
meningitis اماس پاشام مغز مننژیت
internal ophthalmia اماس درونی تخم چشم
rhachitis اماس یا ورم مهره پشت
encephalomyelitis اماس مغز ونخاع شوکی
tumify اماس کردن متورم ساختن
parosteitis اماس بافتهای پیرامون استخوان
mallenders اماس پشت زانوی اسب
malanders اماس پشت زانوی اسب
parotitic وابسته به اماس غده بناگوشی
periostitis اماس پوشش یا ضریع استخوان
phlebitic وابسته به اماس دیواره ورید
phlebitic دچار اماس جدار ورید
rachitis اماس یا ورم مهره پشت
external ophthalmia اماس برونی تخم چشم
excrescency اماس گیاهی یا حیوانی برامدگی
uteritis اماس زهدان التهاب رحم
pericarditis اماس برون شامه قلب
paranephritis اماس غده روی گرده
arthritic مربوط به ورم و اماس مفصل
typhlitis اماس روده کور ورم اعور
adhesion اتصال و پیوستگی غیرطبیعی سطوح در اماس
acanthoma اماس سلولهای خارداربافت پوششی مالپیقی
parotitic دچار اماس در غده بنا گوشی
laryngitis اماس خشک نای التهاب حنجره
phlegmon اماس بافت اگینی که یکجوران دنبل است
pleurohepatitis اماس شامه شش وجگر التهاب غشاریه وکبد
phlogistic وابسته به اصل اتش مربوط به اماس وتب
urethritis اماس مجرای پیشاب ورم مجاری بول
lampas کام اماس کام دهان اسب یکجور پارچه ابریشمی گلدار
pink eye اماس واگیره دارملتحمه یکجور تب واگیره داردر اسب
neuritis التهاب یا اماس وزخم عصبی که دردناک است وسبب ناراحتی عصبی وگاهی فلج میگردد
myocarditis اماس ماهیچه قلب ورم عضله قلب
tympanitis اماس طبل گوش ورم گوش میانی
inflaming دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflames دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflame دارای اماس کردن ملتهب کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com