Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English
Persian
quadrennial
چهار سال یکبار
Search result with all words
Wednesday
هر چهار شنبه یکبار
Wednesdays
هر چهار شنبه یکبار
quartan
چهار روز یکبار
Other Matches
semimonthly
دوهفته یکبار نشریه دو هفته یکبار
cross-in-square
[کلیسای معمول در رم شرقی با چهار گوشه و میدان و چهار طاق گهواره ای]
four poster
تختخوابی که چهار تیر یادیرک در چهار گوشه دارد
trapezium
چهار پهلو چهار ضلعی غیر منظم
quatrefoil
چهار وجهی
[این اصطلاح موقعی که یک نگاره و یا کل فرش از چهار قسمت کاملا قرینه بوجود آمده باشد، بکار می رود.]
tetrahedron
جسم چهار سطحی چهار ضلعی
tetrapterous
دارای چهار بال چهار جناحی
quadrumvir
انجمنی مرکب از چهار تن چهار نفری
quadrumana
چهار دستان میمونهای چهار دست و پا
tetragonal
دارای چهار زاویه چهار کنجی
quadrangles
چهار گوش چهار دیواری
qyaternary
چهار واحدی چهار عضوی
quatrefoil
چهار ترک چهار گوشه
quadrangle
چهار گوش چهار دیواری
once in a whiled
یکبار
fortnights
هر دوهفته یکبار
biyearly
دوسال یکبار
septan
هفت وز یکبار
fortnight
هر دوهفته یکبار
sextan
6 روز یکبار
biweekly
دوهفته یکبار
Every now and then . Occassionally .
هر چند یکبار
weekly
هفتهای یکبار
triweekly
هر سه هفته یکبار
trimonthly
هر سه ماه یکبار
triennial
هر سه سال یکبار
TAN
[Transaction authentication number]
رمز یکبار مصرف
throwaway
یکبار مصرف
this once
همین یکبار
that once
همین یکبار
monthly
ماهی یکبار
write once read many
یکبار نویس
weeklies
هفتهای یکبار
semiannual
شش ماه یکبار
just for once
یکبار استثناء
from time to time
هرچندوقت یکبار
for once
یکبار استثناء
horary
هرساعت یکبار
sexennial
شش سال یکبار
once
فقط یکبار
once
یکبار دیگر
every now and then
هرچندوقت یکبار
ever and anon
هرچندوقت یکبار
quatrerly
سه ماه یکبار
quinquennial
هر پنج سال یکبار
How often ?
چند وقت یکبار ؟
octennially
هشت سال یکبار
trimensual
سه ماه یکبار رخ دهنده
triennal
سه سال یکبار رخ دهنده
sepennial
هفت سال یکبار
septennial
هفت سال یکبار
septennially
هفت سال یکبار
tertian
هرسه روز یکبار
again
باز
[یکبار دیگر]
old wool
پشم یکبار مصرف شده
expendable packing
بسته بندی یکبار مصرف
biannual
سالی دوبار دوسال یکبار
off and on
گاهی هرچند وقت یکبار
sabbatic year
مرخصی هر هفت سال یکبار
bidental
دوسال یکبار رخ دهنده دوساله
sabbatical year
مرخصی هر هفت سال یکبار
needleful
نخی که یکبار درته سوزن میکنند
Fortune Knocks at least once at everymans gate.
<proverb>
خوشبختى بالاخره یکبار در خانه هر کس را مى زند.
worm
چند بار بخوان یکبار بنویس
wormed
چند بار بخوان یکبار بنویس
worms
چند بار بخوان یکبار بنویس
She comes here at least once a week .
دست کم هفته ای یکبار اینجا می آید
She comes here once in a blue moon .
سالی ماهی یکبار می آید اینجا ( بسیار بندرت )
leet
دادگاهی که تیول داران سالی یا ششماه یکبار برپا می کردند
casual labour
کارگری که برای حمل و نقل مواد تولیدشده هر چند گاه یکبار به کارگرفته میشود
open cycle reactor system
سیستم راکتوری که دران ماده سردکننده تنها یکبار از مبدل حرارتی مرکزی عبور میکند
trey
پیشوندیست بمعنی دارای سه قسمت وسه قسمتی وسه تایی وهرسه واحد یکبار
bimestrial
هر دوماه یکبار دوماه ادامه یابنده
typeover
توانایی یک چاپگر تماسی درضربه زدن بیش از یکبار به کاراکتر و در نتیجه ایجاد اثردرشت و برجستهای از ان روی نسخه چاپی تایپ روی مطلب
quarter
چهار یک
quadruple
چهار لا
quartile
چهار یک
quadrate
چهار یک
tetrad
چهار
four
چهار
quadrilateral
چهار بر
quadruped
چهار پا
quadrilaterals
چهار بر
quadrupled
چهار لا
quadruples
چهار لا
tetragon
چهار بر
quadrupling
چهار لا
quatre
چهار
quadrupeds
چهار پا
DVD
درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن یکبار داده روی دیسک DVD میدهد
quad
چهار گوش
quads
چهار قلو
quadruplet
چهار گانه
quads
چهار گوش
double breasted
کت چهار دکمه
square dome
چهار طاقی
tertramerous
چهار جزئی
Wednesdays
چهار شنبه
tetragon
چهار گوشه
tetragon
چهار ضلعی
Wednesday
چهار شنبه
tetradactylous
چهار پنجهای
tetrad
چهار عنصری
cross legged
چهار زانو
close
چهار گوشه
quadruplets
چهار گانه
quad
چهار قلو
qyaternary
چهار تایی
four cycle
چهار چرخه
quadrate
چهار گوش
all eyes
چهار چشمی
quadraple
چهار برابر
quadrant
چهار یک دایره
quadrant
چهار گوش
quadrangular
چهار گوشه
point four
اصل چهار
long legged
چهار پایه
intersections
چهار راه
intersection
چهار راه
quadric
چهار تایی
quadrifid
چهار شکافی
four dimensional
چهار بعدی
quatrefoil
گل چهار گلبرگی
four o'clock
ساعت چهار
four pole
چهار قطبی
creep
چهار دست و پا
four way
چهار لولهای
four way
چهار راه
squares
چهار گوش
foursquare
چهار ضلعی
quadrivalent
چهار ارزشی
quadrivalent
چهار بنیانی
tetrasyllabic
چهار هجائی
quadrisyllabic
چهار هجائی
tetravalent
چهار بنیانی
tetrasporous
چهار هاگی
tetravalent
چهار فرفیتی
quadruple
چهار گانه
tetrasporic
چهار هاگی
quadruple
چهار تایی
tetratomic
چهار اتمی
tetrapod
پروانه چهار پا
tetraphyllous
چهار برگه
quadrupled
چهار تایی
tetrastich
چهار بیتی
squaring
چهار گوش
the four seasons
چهار فصل
galloped
چهار نعل
tetrastichous
چهار جزیی
gallop
چهار نعل
footstool
چهار پایه
footstools
چهار پایه
quadruples
چهار گانه
quadrilateral
چهار ضلعی
the cardinal humours
چهار ابگونه
gallops
چهار نعل
twice is
دو دو تا چهار تا میشود
tetrahedron
چهار وجهی
tetramerous
چهار جزیی
quadrupling
چهار تایی
square
چهار گوش
four
عدد چهار
squared
چهار گوش
all fours
چهار دست و پا
backfour
چهار مدافع
tetrahedral
چهار وجهی
tetrahedral
چهار ضلعی
tetrameter
چهار وزنی
quadrilaterals
چهار ضلعی
quadrilaterals
چهار جانبه
quadrilateral
چهار جانبه
quadripartite
چهار جزئی
quadruples
چهار تایی
quadrupled
چهار گانه
quadrupling
چهار گانه
phantomed cable
کابل چهار سیمی
quadrumvirate
انجمنی مرکب از چهار تن
quadrisyllable
کلمه چهار هجائی
the big four
بزرگان چهار گانه
phantom circuit
مدار چهار سیمی
twice is
2 ضرب در 2 میشود چهار
jct
مخفف چهار راه
four-square
چهار گوشهی کامل
round-the-clock
بیست و چهار ساعته
four blade beater
همزن چهار تیغه
quadded cable
کابل چهار سیمی
stool
کرسی
[سه یا چهار پایه]
tetrode
لامپ چهار قطبی
quadruple address
با نشانی چهار کانه
tetrachromatism
دید چهار رنگی
diagonal
قطر چهار ضلعی
eyes in the back of one's head
<idiom>
چهار چشمی پاییدن
tetrapetalous
دارای چهار گلبرگ
tetragonal distortion
واپیچش چهار گوشهای
tetrandrous
دارای چهار کاسبرگ
space time
دستگاه چهار بعدی
square wave
موج چهار گوش
teragram
واژه چهار حرفی
tetrameter
شعر چهار وتدی
terrachord
یک رشته چهار پردهای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com