English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
English Persian
catenate چون دانههای زنجیر مسلسل کردن
Other Matches
catenary چون دانههای زنجیر
catenary شکم دادگی زنجیر یا سیم انحنای زنجیر
serialises مسلسل کردن
serialised مسلسل کردن
serialising مسلسل کردن
serialize مسلسل کردن
serialized مسلسل کردن
serializes مسلسل کردن
serializing مسلسل کردن
machine gun به مسلسل بستن مسلسل
machine guns به مسلسل بستن مسلسل
sprocket قاب زنجیر یاچرخ زنجیر
twitters صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittered صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twitter صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittering صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
interlinks مسلسل کردن بهم جفت کردن
interlinking مسلسل کردن بهم جفت کردن
interlink مسلسل کردن بهم جفت کردن
interlinked مسلسل کردن بهم جفت کردن
enfetter زنجیر کردن
enchain زنجیر کردن
enfetter گرفتارغل و زنجیر کردن
unchain از زنجیر و بندرها کردن
keckle زنجیر پیچ کردن
unshackle از زنجیر ازاد کردن
shorten in cable کوتاه کردن زنجیر
heave short کوتاه کردن زنجیر
concatenate مسلسل کردن الحاق کردن
cabled طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cable طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
measles دانههای سرخک
rice دانههای برنج
storage granules دانههای اندوزش
prayer beads دانههای تسبیح
oaten مرکب از دانههای جو
nissl granules دانههای نیسل
moniliform مثل دانههای تسبیح
pruinose پوشیده از دانههای سفیدمانندژاله
beads دانههای حاصل ازجوشکاری
granular دارای دانههای ریز
bead دانههای حاصل ازجوشکاری
to pulp coffee beans دانههای قهوه را مغز کن
chromogen دانههای رنگی گیاهان
globular seeds دانههای گوی سان
granular snow برف سفت با دانههای درشت
superfine دارای دانههای خیلی ریز
beadings آراستن لباس با دانههای مروارید
beading آراستن لباس با دانههای مروارید
coffee mills دستگاهی که با آن دانههای قهوه را آرد میکنند
haricots دانههای رسیده یانارس لوبیای سبز
haricot دانههای رسیده یانارس لوبیای سبز
hominy grits ذرت پوست کنده با دانههای متحد الشکل
pulper اسبابی که دانههای قهوه رابان مغز می کنند
granulation شکل و اندازه دانههای خرج نوع حبه باروت
blizzard باد تند و سردی که همراه ان دانههای برف باشد
needle bath شستشو در زیر ابی که با دانههای خیلی ریز بر تن میریزد
blizzards باد تند و سردی که همراه ان دانههای برف باشد
pebrine یکجور ناخوشی درکرم ابریشم که نشان ان دانههای فلفلی سیاه است
wed thickness حداقل ضخامت یا فاصله بین سطح خارجی و داخلی دانههای خرج
reeled مسلسل
unceasing مسلسل
reeling مسلسل
reel مسلسل
uninterrupted مسلسل
machine gun مسلسل
reels مسلسل
machine guns مسلسل
serial مسلسل
running hand خط مسلسل
serials مسلسل
sorites مسلسل
catenulate مسلسل
catenary مسلسل
machine gunner مسلسل چی
catenation مسلسل
mitrailleuse مسلسل
regression rate سرعت خطی سوختن دانههای سوخت جامد در امتداد عمودبر سطح در نقطه موردنظر
machine gun به مسلسل بستن
sub-machine guns مسلسل دستی
sub-machine gun مسلسل دستی
in series بطور مسلسل
successive متوالی مسلسل
tommy gun مسلسل دستی
submachinegun مسلسل دستی
seriatim بطور مسلسل
lewis gun یکجور مسلسل
unbroke مسلسل ناشکسته
rafale رگبار مسلسل
continued propotion تناسب مسلسل
machine guns به مسلسل بستن
serially بطور مسلسل
cyclic مسلسل رگبار
unbroken مسلسل ناشکسته
peal صدای مسلسل غوغا
pom-pom مسلسل خودکار دورزن
peals صدای مسلسل غوغا
pom-poms مسلسل خودکار دورزن
pealing صدای مسلسل غوغا
continuum رشته مسلسل تسلسل
pealed صدای مسلسل غوغا
race ring رینگ و پایه مسلسل
soritical مبنی برقیام مسلسل
skate mount رینگ و پایه مسلسل
suite رشته مسلسل اپارتمان
suites رشته مسلسل اپارتمان
tract داستان یانمایشنامه ویاحوادث مسلسل
sten مسلسل سبک 9 میلمتری انگلیسی
tracts داستان یانمایشنامه ویاحوادث مسلسل
pom pom مسلسل خود کار02 تا 04میلیمتری
pill box خانه کوچک اشیان مسلسل
In chronological order. بترتیب تاریخ ( بطور مسلسل )
panoramically بشکل دورنمای مسلسل بطوروسیع و پیوسته
unilinear دارای تغییرات مسلسل از اغاز تا پایان
chain react دچار واکنشهای مسلسل وزنجیری شدن
skate mount پایه دوار مسلسل روی خودرو
seriate دارای تسلسل یاشماره ترتیب مسلسل
strafe با هواپیما زیر رگبار مسلسل وتوپ گرفتن
strafed با هواپیما زیر رگبار مسلسل وتوپ گرفتن
nordenfelt یکجور مسلسل که سوئدی اختراع کرده است
strafes با هواپیما زیر رگبار مسلسل وتوپ گرفتن
strafing به مسلسل بستن هدفهای زمینی به وسیله هواپیما
slivers دانههای خرج نیم سوخته بقایای باروت خرج
accession number نمره مسلسل کتابی که به کتب کتابخانه افزوده میشود
pantoscope دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردوازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
curb زنجیر
fettering زنجیر
curbed زنجیر
chains :زنجیر
chain زنجیر
curbing زنجیر
chain زنجیر
curbs زنجیر
toll bar زنجیر
fetters زنجیر
fettered زنجیر
chain gang هم زنجیر
fetter زنجیر
line of skirmishers خط زنجیر
barrel زنجیر
manacling زنجیر
manacles زنجیر
manacled زنجیر
manacle زنجیر
chains زنجیر
barrels زنجیر
chainless بی زنجیر
catena زنجیر
sling زنجیر
slinging زنجیر
slings زنجیر
gyve غل و زنجیر پا
bond زنجیر
linkwork زنجیر
panoramic camera دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردو ازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
granulary دان دان دارای دانههای ریز
line of skirmishers حمله به خط زنجیر
grows راه زنجیر
grow راه زنجیر
skid chain زنجیر چرخ
link chain زنجیر رابط
full tracked تمام زنجیر
print chain زنجیر چاپ
link chain زنجیر اتصال
band بند و زنجیر
surveyor's chain زنجیر مساحی
load chain زنجیر بار
lugless joining shackle بخوی زنجیر
fob زنجیر ساعت
block and tackle قرقره و زنجیر
idler pulley قرقره زنجیر
naval pipe مجرای زنجیر
linkage حلقههای زنجیر
funiculars زنجیر نیروها
linkages حلقههای زنجیر
measuring chain زنجیر مساحی
joining shackle بخوی زنجیر
parent chain زنجیر مادر
side chain زنجیر جانبی
tow زنجیر یدک کش
parent chain زنجیر اصلی
tows زنجیر یدک کش
chain pipe لوله زنجیر
markov chain زنجیر مارکوف
funicular زنجیر نیروها
cable holder دوار زنجیر
cable locker چاه زنجیر
chain locker انبار زنجیر
band chain زنجیر مساحی
bridle زنجیر مهار
bridled زنجیر مهار
bridles زنجیر مهار
tire chain زنجیر چرخ
bridling زنجیر مهار
tire chain زنجیر یخ شکن
chain track مسیر زنجیر
chain زنجیر مساحی
windlasses دوار زنجیر
carrick bend گره زنجیر
chain cable زنجیر لنگر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com