English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English Persian
sickener چیز ناخوش کننده
Other Matches
crapulous ناخوش
sickest ناخوش
sickly ناخوش
he fell ill ناخوش شد
ill ناخوش
morbid ناخوش
ill- ناخوش
he was taken ill ناخوش شد
unwell ناخوش
ills ناخوش
sick ناخوش
sickliest ناخوش
peccant ناخوش
sicklier ناخوش
ailing ناخوش
dangeously sick خطرناکانه ناخوش
unpleasant ناخوش ایند
under the weather <idiom> ناخوش بودن
he thought ناخوش است
ungrateful ناخوش ایند
unpleasantly ناخوش ایند
distasteful ناخوش ایند
sicken ناخوش کردن
sickened ناخوش کردن
he is sick او ناخوش است
sickish کمی ناخوش
to be out of health ناخوش بودن
he is rather i. than sick ناخوش نیست
unsound ناخوش نادرست
unwelcome ناخوش ایند
distempered اشفته ناخوش
sickens ناخوش کردن
unsavory ناگوار ناخوش ایند
unhealthy ناخوش ناخوشی اور
undesirable ناخوش ایند ناخواسته
sick unto ناخوش سخت یا مردنی
no picnic <idiom> ناخوش آیند ،مشکل
he is liable to become sick در معرض ناخوش شدن است
to take to ones bed دربستربیماری افتادن ناخوش شدن
it is true that he was sick راست است که او ناخوش بود
incredibly <adv.> خیلی ناخوش آیند [اصطلاح روزمره]
horribly <adv.> خیلی ناخوش آیند [اصطلاح روزمره]
to smoke oneself sick از بسیاری استعمال دخانیات ناخوش شدن
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
catterer پچ پچ کننده
trackers پی کننده
bender خم کننده
hopper لی لی کننده
rebutter رد کننده
tracker پی کننده
crepitant خش خش کننده
deletive حک کننده
benders خم کننده
hoppers لی لی کننده
whisperer پچ پچ کننده
renunciant کننده
noncommittal رد کننده
attacking تک کننده
commulator یک سو کننده
puffer پف کننده
refutatory رد کننده
refutative رد کننده
fluxing oil اب کننده
renunciant رد کننده
ear-splitting کر کننده
syncopator غش کننده
refuser رد کننده
solvent اب کننده
solvents اب کننده
thinner کم کننده
spurner رد کننده
squasher له کننده
squelcher له کننده
mumbler من من کننده
deflective کج کننده
sensor حس کننده
repudiationist رد کننده
mitigatory کم کننده
mitigative کم کننده
jaberer پچ پچ کننده
skittish رم کننده
fizzy کف کننده
solver حل کننده
mauler له کننده
abjurer or abjuror کننده
filler پر کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com