English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 35 (3 milliseconds)
English Persian
laboring کارگری
blue collar کارگری
blue-collar کارگری
proletarian کارگری
Other Matches
trades unions اتحادیه کارگری
trade unions اتحادیه کارگری
dictatorship of proletariat خودکامگی کارگری
labor نیروی کارگری
labor movement جنبش کارگری
labor movement نهضت کارگری
labor organization سازمان کارگری
union <adj.> اتحادیه کارگری
union <adj.> سندیکای کارگری
trade union اتحادیه کارگری
labor unions سندیکای کارگری
labor unions اتحادیه کارگری
labor union اتحادیه کارگری
labor union سندیکای کارگری
jurisdictional dispute مرکز حل اختلافات کارگری
labor turnover نقل و انتقال کارگری
nonunion غیر وابسته بسندیکای کارگری
world federation of trade unions فدراسیون جهانی اتحادیههای کارگری
dockers کارگری که کشتی رابارگیری و تخلیه میکند
docker کارگری که کشتی رابارگیری و تخلیه میکند
closed shops قانون عضویت اجباری دراتحادیههای کارگری
closed shop قانون عضویت اجباری دراتحادیههای کارگری
nonunion کسیکه عضو اتحادیه کارگری نیست
syndicalism سیستم اتحادیهای برای تشکیلات کارگری سندیکالیسم
yellow dog contract قراردادی که براساس ان کارگر حق عضویت در اتحادیه کارگری را ندارد
casual labour کارگری که برای حمل و نقل مواد تولیدشده هر چند گاه یکبار به کارگرفته میشود
union shop مغازه یاکارگاهی که اعضای خارج از اتحادیه کارگری رامیپذیرد مشروط باینکه بعداعضو شوند
strike pay حقوق ایام اعتصاب که ازطرف سندیکاهای کارگری به اعتصاب کنندگان پرداخت میشود
rattening محروم کردن کارگر فنی ازابزار کارش به منظورمجبور کردن او به پیوستن به اتحادیه کارگری
labor relations روابط کارگر و کارفرما روابط کارگری
picketings اعضای اتحادیه کارگری که درحال اعتصاب خارج از محل کار خود جمع می شوند تادیگران را نیز به اعتصاب وادارند و نیز خریداران را ازخرید منصرف کنند
Recent search history
Search history is off. Activate
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com