English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (6 milliseconds)
English Persian
never put off till tomorrow what may be done today <proverb> کار امروز به فردا مفکن
Other Matches
defer not till tomorrow to be wise tomorrow's sun to thee may never rise از امروز کاری به فردا ممان چه دانی که فردا چه زاید زمان
defer not till tomorrow to be wise tomorrow's sun to thee may never rise <proverb> از امروز کاری به فردا ممان چه دانی که فردا چه زاید زمان
Today me, tomarrow thee. <proverb> امروز من,فردا تو .
present maid prospective bride دوشیزه امروز عروس فردا
Delays are dangerous. <proverb> کار امروز به فردا مینداز.
Never put off tI'll tomorrow what you can do today . کار امروز را به فردا نیانداز
I'll get there when I get there. <proverb> حالا امروز نه فردا [عجله ای ندارم]
Dont leave off tI'll tomorrow what you can do today . کار امروز به فردا مگذار (میفکن )
Never put off till tomorrow what maybe done today. <proverb> آنچه امروز مىتوانى انجام دهى هرگز براى فردا مگذار.
there is no time like the present <idiom> سعدیا دی رفت و فردا همچنان معلوم نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را
He is expected to arrive in acople of days. فردا پ؟ فردا قرار است بیاید
morrow فردا
day after tomorrow پس فردا
tomorrow فردا
the day a to morrow پس فردا
to morrow week از فردا یک هفته
morrow [Old English] فردا [ آینده]
Come here tomorrow . فردا بیا اینجا
Leave it I'll tomorrow . Let it wait tI'll tomorrow . بگذار بماند تا فردا
Where wI'll you be tomorrow morning? فردا صبح کجایی ؟
the bill will mature tomorrow سررسید ان قبض فردا است
Leave it tI'll tomorrow morning . آنرا بگذارتا فردا صبح
Take no thought of the morrow. نگران فردا [آینده] نباش.
Tomarrow is another day. <proverb> فردا روز دیگرى اشت .
The cream wont keep tI'll tomorrow . خامه تا فردا خراب می شود
I will depart the day after tomorrow with the Iran Air. من پس فردا با ایران ایر پرواز می کنم.
The prescribed time - limit expires tomorrow . مهلت مقرر فردا منقضی می شود
the bill will mature to morrow سر رسید پرداخت ان قبض فردا است
I wI'll come tommorow if at all. اگر آمدنی باشم فردا می آیم
I travel tomorrow [afternoon] . من فردا [بعد از ظهر] به مسافرت می روم.
toad eater امروز
today امروز
it is nowrooz to day امروز
this day امروز
to day امروز
today of all days مخصوصا امروز
he wears a new suit to day امروز جامه
nowaday مال امروز
he has no temperature to day امروز تب ندارد
there was no mail to day امروز کاغذنداشتیم
This very day . همین امروز
this d. a week یک هفته از امروز
this morning امروز بامداد
I want to depart tomorrow morning [noon, afternoon] at ... o'clock. من می خواهم فردا صبح [ظهر شب] ساعت ... حرکت کنم.
tomorow morning . I wI'll leavew for london. فردا صبح بسوی لندن حرکت خواهم کرد
there was no mail to day امروز پست نبود
Today I took laxatives. امروز مسهل خورده ام.
A week from today هفت روز پس از امروز
What do you feel like having today? امروز تو به چه اشتها داری؟
he is in to day امروز در خانه است
i have no work today امروز کاری ندارم
this da y month یک ماه دیگر از امروز
I need them today. من آنها را امروز میخواهم.
What is todays date ? تاریخ امروز چیست ؟
He was not supposed to come today . قرارنبود امروز بیاید
I'll be at home today . امروز منزل خواهم بود
Have you had a blowle movement today ? شکمتان امروز کار کرده ؟
I am very busy today . امروز خیلی کار دارم
She wont show up today. امروز پیدایش نمی شود
My voice is not clear today. صدایم امروز صاف نیست
the press of modern life فشارو نیازمندیهای زندگی امروز
romaika رقص ملی یونان امروز
He is in no condition (not fit)to work. امروز خیلی سر حالم ( شنگول )
romaic زبان بومی یونان امروز
do you want it done to day ایا میخواهید امروز کرده شود
today of all days از همه روزها امروز [باید باشد]
Today is my lucky day. امروز روز خوش بیاری من است
It is a cool day today. امروز هوا خنک کرده است
We had a nice long walk today. امروز یک پیاره روی حسابی کردیم
To regain consciousness. to come to. امروز حال وحوصله کارکردن ندارم
I am in an exuberant mood today . امروز خیلی کیفم کوک است
We wI'll be notified(informed)of the results today. امروز جواب کار معلوم می شود
we had a heavy p to day امروز نامههای بسیاری ازپست داشتیم
She was off hand with me today. امروز بامن سر سنگین بود ( بی اعتنا ء )
Today's weather is mild by comparison. در مقایسه هوای امروز ملایم است.
It is foul weather today . امروز هوا خیلی گند است
I weighed myself today . امروز خودم را کشیدم ( وزن کردم )
I am [will be] busy this afternoon . امروز بعد از ظهر وقت ندارم.
I'll call him tomorrow - no, on second thoughts, I'll try now. من فردا با او [مرد] تماس خواهم گرفت - پس ازفکربیشتری، من همین حالا سعی میکنم.
Can I go earlier today, just as a special exception? اجازه دارم امروز استثنأ زودتر بروم؟
So what's today? امروز چه خبر [تازه ای] است؟ [اصطلاح روزمره]
Does it have to be today (of all days)? این حالا باید امروز باشد [از تمام روزها] ؟
It is due to be signed this afternoon . قرار است امروز بعد از ظهر به ا مضاء برسد .
This is important, not only today, but also and especially for the future. این، نه تنها امروز، بلکه به ویژه برای آینده هم مهم است.
Thank God it's Friday! [TGIF] خدا را شکر امروز جمعه است! [چونکه شنبه و یکشنبه آخر هفته کار نمی کنند]
Babbage nelrhC Babbage مخترع انگلیسی اولین ماشین حساب خودکار و قالب اصلی کامپیوترهای دیجیتالی امروز
Thank goodness خدا را شکر امروز جمعه است! [چونکه شنبه و یکشنبه آخر هفته کار نمی کنند]
Tune in tomorrow when we'll be exploring what things to look for in a bike computer. کانالتان را فردا [به این برنامه] تنظیم کنید وقتی که ما بررسی می کنیم به چه چیزهایی درکامپیوتر دوچرخه توجه کنیم.
what day of the week is it? امروز چند شنبه است امروزچه روزی است
singly جدا جدا فردا فرد
khamseh خمسه [در جنوب غرب ایران و از پنج قبیله قدیمی ایران تشکیل شده که در گذشته با قبائل دیگر منطقه اتحادیه ای را در مقابل ایل قشقایی بوجود آورده بودند. امروز نقش خمسه بیشتر با طرح بهارلو شناخته می شود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com