Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
English
Persian
to have one's work cut out
[for one]
<idiom>
کار خیلی زیاد و سخت داشتن
Search result with all words
money to burn
<idiom>
بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
Other Matches
extreme
خیلی زیاد
oodles
خیلی زیاد
exceeding
خیلی زیاد
far
زیاد خیلی
superrabundant
خیلی زیاد
raff
خیلی زیاد
infinitely
خیلی زیاد
superabundant
خیلی زیاد
lots
خیلی زیاد
an arm and a leg
<idiom>
پول خیلی زیاد
abject poverty
فقر خیلی زیاد
very long
برد خیلی زیاد
oodlins
خیلی زیاد توده
very high frequency
فرکانس خیلی زیاد
barrelful
مقدار خیلی زیاد
very many book
کتابهای خیلی زیاد
to hold somebody in great respect
کسی را زیاد محترم داشتن
[احترام زیاد گذاشتن به کسی]
have one's heart set on something
<idiom>
چیزی را خیلی زیاد خواستن
like crazy
<idiom>
خیلی سریع با انرژی زیاد
to the full
<idiom>
خیلی زیاد ،به طور کامل
spate
تعداد خیلی زیاد هجوم بی مقدمه
slashed
تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
slash
تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
no end to (of)
<idiom>
خیلی زیاد،بهنظر تمام شده
slashes
تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
What brazen cheek ! Ilike your impudence .
بنازم که خیلی رویت زیاد است ( پررویی) !
to have a spree
حسابی جشن گرفتن
[با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
to have a binge
حسابی جشن گرفتن
[با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
to be on the razzle
حسابی جشن گرفتن
[با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
blockbusters
بمب دارای قدرت تخریبی زیاد شخص یاچیز خیلی موثر وسخت
blockbuster
بمب دارای قدرت تخریبی زیاد شخص یاچیز خیلی موثر وسخت
overmoke
زیاد دود داشتن
speculates
انتظار سودو زیاد داشتن
set store on (by)
<idiom>
خواستارنگهداری ،ارزش زیاد داشتن
speculate
انتظار سودو زیاد داشتن
speculated
انتظار سودو زیاد داشتن
speculating
انتظار سودو زیاد داشتن
abounding
زیاد بودن وفور داشتن
abounded
زیاد بودن وفور داشتن
to have a thing at heart
بچیزی زیاد دلبستگی داشتن
abounds
زیاد بودن وفور داشتن
get away with murder
<idiom>
انجام کاری خیلی بد بدون انتظار تنبیه را داشتن
up to one's ears in work
<idiom>
کارهای زیاد برای انجام داشتن
stand (someone) in good stead
<idiom>
سود زیاد برای شخص داشتن
highest
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
high
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
pick and choose
در سوا کردن چیزی دقت ووسواس زیاد داشتن
overstock
زیاد ذخیره کردن موجودی بیش از حدلزوم داشتن
highs
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
to strain at anything
در زیر فشارچیزی تقلاکردن زیاد در چیزی باریک شدن یاوسواس داشتن
she has a well poised head
وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
go great guns
<idiom>
موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
i am very keen on going there
من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
paint oneself into a corner
<idiom>
گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
microfilmed
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilm
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
sottovoce
صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
very low frequency
فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
load call
وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compression ignition
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
ponderous
خیلی سنگین خیلی کودن
rattling
خیلی تند خیلی خوب
I didnt get much sleep.
زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
emergencies
خیلی خیلی فوری
emergency
خیلی خیلی فوری
longed
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
jim dandy
ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
to keep up
از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
to keep down
زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
hope
انتظار داشتن ارزو داشتن
meaner
مقصود داشتن هدف داشتن
abhors
بیم داشتن از ترس داشتن از
resides
اقامت داشتن مسکن داشتن
to have by heart
ازحفظ داشتن درسینه داشتن
hoped
انتظار داشتن ارزو داشتن
hopes
انتظار داشتن ارزو داشتن
abhorring
بیم داشتن از ترس داشتن از
hoping
انتظار داشتن ارزو داشتن
resided
اقامت داشتن مسکن داشتن
reside
اقامت داشتن مسکن داشتن
abhorred
بیم داشتن از ترس داشتن از
differed
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differ
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
meanest
مقصود داشتن هدف داشتن
mean
مقصود داشتن هدف داشتن
differs
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differing
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
proffer
تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffered
تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffering
تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffers
تقدیم داشتن عرضه داشتن
cost
قیمت داشتن ارزش داشتن
upkeep
بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
surcharge
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharges
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
high speed
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
long for
اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
to have something in reserve
چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
lead a dog's life
<idiom>
زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
not a few
خیلی ها
highly
خیلی
copious
خیلی
routh
خیلی
for long
خیلی
to a large extent
خیلی
villainous
خیلی بد
dumpiness
خیلی
many
خیلی
very little
خیلی کم
ten
خیلی
damn
خیلی
far and away
خیلی
dammit
خیلی
abysmal
<adj.>
خیلی بد
in large quantities
خیلی خیلی
very
خیلی
pitch black
خیلی سیاه
in seventh heaven
<idiom>
خیلی خوشحال
to spread like wildfire
خیلی زودمنتشرشدن
at most
خیلی باشد
pitch-black
خیلی سیاه
whopping
خیلی بزرگ
dead slow
خیلی اهسته
not so hot
<idiom>
نه خیلی خوب
toploftiness
خیلی متکبر
ultraconservative
خیلی محتاط
mad as a hornet
<idiom>
خیلی عصبانی
in cold blood
<idiom>
خیلی خونسرد
as stiff as a poker
خیلی خشک
really wicked
خیلی محشر
faraway
خیلی دور
too tough
خیلی سفت
lily white
خیلی سفید
level best
خیلی خوب
He is a loose card .
خیلی ول است
piping hot
خیلی داغ
Nothing more, thanks.
خیلی متشکرم.
as good as
خیلی خوب
really sick
خیلی محشر
hand in glove
خیلی صمیمی
many persons
خیلی اشخاص
giantess
زن خیلی قدبلند
lower most
خیلی پست تر
hit bottom
<idiom>
خیلی پست
fortissimo
خیلی بلند
hand and glove
خیلی نزدیک
She is very pretentious.
خیلی ادعادارد
(as) old as the hills
<idiom>
خیلی قدیمی
decrepit
خیلی پیر
far off
خیلی دور
extras
بسیار خیلی
many people
خیلی اشخاص
it is very easily done
خیلی به اسانی
immediate
خیلی فوری
hand in glove
خیلی نزدیک
hand and glove
خیلی صمیمی
parlous
خیلی مهیب
(go over with a) fine-toothed comb
<idiom>
خیلی بادقت
open-and-shut
خیلی سهل
open and shut
خیلی سهل
flying high
<idiom>
خیلی شادوشنگول
get up the nerve
<idiom>
خیلی شلوغ
I had an awful time .
به من خیلی بد گذشت
many people
خیلی از مردم
by leaps and bounds
خیلی تند
extra-
بسیار خیلی
far and away
خیلی دور
extra
بسیار خیلی
precipitating
خیلی سریع
awesome
<adj.>
خیلی خوب
great
<adj.>
خیلی خوب
(a) snap
<idiom>
خیلی ساده
level best
خیلی عالی
tickled pink
<idiom>
خیلی شادوخوشحال
too bad
<idiom>
خیلی بد ،غم انگیز
to pieces
<idiom>
خیلی زیاده
once in the blue moon
خیلی بندرت
precipitates
خیلی سریع
skin and bones
<idiom>
خیلی لاغر
precipitated
خیلی سریع
benedicite
خیلی خوب
before you can say knife
خیلی زود
number one
خیلی خوب
wicked
<adj.>
خیلی خوب
sick
[British E]
<adj.>
خیلی خوب
cool
<adj.>
خیلی خوب
bone dry
خیلی خشک
precipitate
خیلی سریع
corking
خیلی زیبا
very light
خیلی سبک
thank you very much
خیلی متشکرم
seldom
خیلی کم ندرتا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com