Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English
Persian
free lance
کار کردن بدون وابستگی بحزب یا جماعتی
Other Matches
unattached
بدون وابستگی ورزشکار به باشگاه
off the point
بدون اینکه وابستگی داشته باشد
irrelevantly
بدون اینکه وابستگی داشته باشد
congregational
جماعتی
sidings
بستگی بحزب
siding
بستگی بحزب
unaligned
غیر وابسته بحزب
attachment
وابستگی
coherency
وابستگی
relation
وابستگی
coherence
وابستگی
proximity of blood
وابستگی
affinities
وابستگی
affinity
وابستگی
contingency
وابستگی
correlation
وابستگی
connexions
وابستگی
connection
وابستگی
contingencies
وابستگی
pertinence or nency
وابستگی
dependency
وابستگی
kindred
وابستگی
affiliation
وابستگی
affiliations
وابستگی
dependencies
وابستگی
dependence
وابستگی
interdependency
وابستگی
dependance
وابستگی
contiguity
وابستگی
interdependence
وابستگی
oral dependence
وابستگی دهانی
ties
اتحاد وابستگی
tie
اتحاد وابستگی
parentela
نسب وابستگی
contingency coefficient
ضریب وابستگی
intercorrelation
وابستگی درونی
interdependence
وابستگی متقابل
nasality
وابستگی به بینی
relationship
وابستگی نسبت
tobacco dependence
وابستگی به توتون
nodality
وابستگی به گره
vassalage
وابستگی بیعت
agnation
وابستگی پدری
relationships
وابستگی نسبت
pertinence
وابستگی دخل
dualistic dependency
وابستگی دوگانه
drug dependency
وابستگی دارویی
prospectiveness
وابستگی به اینده
disrelation
عدم وابستگی
clericalism
وابستگی به روحانیت
direct relationship
وابستگی مستقیم
export dependence
وابستگی صادرات
field dependence
وابستگی میدانی
relational
وابستگی رابطهای
sensuousness
وابستگی به حواس
contingency table
جدول وابستگی
pertinency
وابستگی دخل
dependence effect
اثر وابستگی
a newspaper's political affiliation
وابستگی سیاسی روزنامه ها
associations
وابستگی وابسته سازی
association
وابستگی وابسته سازی
symbiotic psychosis
روان پریشی وابستگی
bipartisanship
وابستگی بدو حزب
otherworldiness
وابستگی بجهان اینده
profaneness
وابستگی بچیزهای جسمانی
electron attachment
پیوستگی یا وابستگی الکترون
hardware dependent
وابستگی سخت افزاری
informally
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
plebeianness
وابستگی به طبقه رنجبریا عوام
irrelatively
بی انکه وابستگی داشته باشد
mainstay
وابستگی عمده نقطه اتکاء
mainstays
وابستگی عمده نقطه اتکاء
unformed
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
run through
<idiom>
ازاول تا آخر بدون توقف کردن تمرین کردن
flat
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
deice
بدون یخ کردن
Taoism
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
degum
بدون صمغ کردن
denitrify
بدون نیترات کردن
disequilibrate
بدون تعادل کردن
unseam
بدون درز کردن
delouse
بدون شپش کردن
delouses
بدون شپش کردن
deloused
بدون شپش کردن
depolarize
بدون قطب کردن
delousing
بدون شپش کردن
parataxis
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unvoice
بدون صدا ادا کردن
ad-lib
بدون نوشته صحبت کردن
prejudged
بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudging
بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudges
بدون رسیدگی قضاوت کردن
ad-libbed
بدون نوشته صحبت کردن
prejudge
بدون رسیدگی قضاوت کردن
ad-libbing
بدون نوشته صحبت کردن
live in a small way
بدون سر و صدا زندگی کردن
ad-libs
بدون نوشته صحبت کردن
achylous
بدون کیلوس بدون قیلوس
unbranched
بدون انشعاب بدون شعبه
unstressed
بدون اضطراب بدون کشش
offhand
بدون مقدمه بدون تهیه
lynch
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
lynches
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
lynched
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
glide
پرواز کردن بدون نیروی موتور
do without
<idiom>
بدون هیچ چیزی کار کردن
glided
پرواز کردن بدون نیروی موتور
glides
پرواز کردن بدون نیروی موتور
to make a grab at women
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
to feel women up
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
to grope women
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
cold turkey
<idiom>
ترک کردن اعتیاد بدون دارو
obtruding
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtrudes
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtruded
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtrude
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
drip dry
خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
knock about
<idiom>
بدون برنامه ریزی سفر کردن
drip-dry
خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
no answer
[n/a]
[in forms]
بدون پاسخ
[در برگه برای پر کردن]
cohabited
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabit
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabiting
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
smoothest
صاف کردن بدون اشکال بودن
smooths
صاف کردن بدون اشکال بودن
cohabits
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
smoothed
صاف کردن بدون اشکال بودن
smooth
صاف کردن بدون اشکال بودن
adlib
بدون مقدمه صحبت کردن بمیل خود
Give the benefit of the doubt
<idiom>
[باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
roughdry
بدون صافکاری و اتو کشی خشک کردن
multi tasking
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multitasking
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
To play for love .
عشقی بازی کردن ( بدون شرط بندی پولی )
pirating
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirated
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirates
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirate
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
to do without any thing
ازچیزی صرف نظرکردن بدون چیزی گذران کردن
goose step
رژه روی بابدن راست و بدون خم کردن زانو
standalone
که بدون نیاز به وسیله دیگر قابل کار کردن است
seamless integration
فرایندشامل کردن وسیله بانرم افزارجدیددر سیستم بدون مشکل
bottoming reamer
وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
licence
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licenses
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licences
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
radar correlation
درک وابستگی اطلاعات یاهدفهای موجود درروی صفحه رادار با اطلاعات وهدفهای مورد نظر
fans
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
tile
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
tiles
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
fanned
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanning
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fan
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
intensive cultivation
اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
earom
Only Read Alterableحافظه فقط خواندنی تغییرپذیرالکتریکی RO که میتواند بدون پاک کردن تمام اصلاعات ذخیره شده به طور انتخابی تغییرکند
rifle
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifles
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
piracy
چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
dehydrogenize
هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
dehydrogenate
هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
recoilless
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate
بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
innocent passage
مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
communication
بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
trojan horse
برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
implied trust
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
window
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
indubitable
بدون شک
ex-
بدون
ex
بدون
acheilos
بدون لب
i'll warrant
بدون شک
goalless
بدون گل
acheilous
بدون لب
undoubted
بدون شک
not nearctic
بدون
but
بدون
to a certainty
بدون شک
and no mistake
بدون شک
bottomless
بدون ته
without
بدون
doubtlessly
بدون شک
undoubtedly
بدون شک
unstressed
بدون مد
wanting
بدون
obtrusively
بدون حق
sans
بدون
free from error
<adj.>
بدون مشکل
by rote
بدون فکر
bareheaded
بدون کلاه
immaculate
<adj.>
بدون مشکل
without milk
بدون شیر
unfurnished
بدون اثاثیه
free of tax
[only after nouns]
<adj.>
بدون مالیات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com