Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
cheapjack
کاسب دوره گرد
Other Matches
businesswomen
کاسب
tradsman
کاسب
tradesman
کاسب
traffickers
کاسب
trademan
کاسب
tradesmen
کاسب
businesswoman
کاسب
trafficker
کاسب
business man
ادم کاسب
shopper
کاسب خرده فروش
bourgeois
طبقه کاسب ودکاندار
shoppers
کاسب خرده فروش
bourgeois
<adj.>
طبقه کاسب ودکاندار
holocene
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling-off periods
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
interregna
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
colporteur
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
semifinal
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
sets
دوره
set
دوره
careers
دوره
phases
دوره
setting up
دوره
stadia
دوره
course
: دوره
rhythms
دوره
border
دوره
bordered
دوره
stadiums
دوره
perimeter
دوره
pool
دوره
pooled
دوره
bordering
دوره
pools
دوره
perimeters
دوره
reviewal
دوره
rhythm
دوره
stadium
دوره
instar
دوره
coursed
: دوره
phased
دوره
terming
دوره
edge
دوره
edges
دوره
contemporaries
هم دوره
contemporary
هم دوره
one's d.
دوره
felloe
دوره
felly
دوره
rimless
بی دوره
compass
دوره
periodicity
دوره
courses
: دوره
phase
دوره
eras
دوره
peripheries
دوره
era
دوره
Ice Age
دوره یخ
periphery
دوره
term
دوره
termed
دوره
he has run his race
دوره
outline
دوره
periods
دوره
epochs
دوره
career
دوره
epoch
دوره
outlined
دوره
outlines
دوره
outlining
دوره
session
دوره
sessions
دوره
period
دوره
rim
دوره
rims
دوره
circuit
دوره
circuits
دوره
careered
دوره
careering
دوره
to have ones fling
دوره
cycled
دوره
cycles
دوره
cycle
دوره
process
دوره عمل
duty factor
دوره کار
electoral legislative term
دوره انتخابیه
careering
دوره رسمی
tournament
یک دوره مسابقه
tournaments
یک دوره مسابقه
fiscal year
دوره مالی
estrous cycle
دوره فحلی
fiscal years
دوره مالی
elimination heat
دوره مقدماتی
adolescence
دوره جوانی
perlim
دوره مقدماتی
cheap jack
دوره گرد
hucksterer
دوره گرد
guarantee period
دوره ضمانت
grace period
دوره مهلت
germinal period
دوره نوجنینی
game cycle
دوره بازی
careers
دوره رسمی
foreperiod
پیش دوره
flux linking a turn
شاره دوره
idle time
دوره عطالت
financial period
دوره مالی
fellyfelloe
دوره درندگی
idle period
دوره استراحت
duty cycle
دوره کار
house-parties
دوره خانگی
careered
دوره زندگی
caird
دوره گرد
house-party
دوره خانگی
careers
دوره زندگی
budget period
دوره بودجه
career
دوره رسمی
career
دوره زندگی
action period
دوره کنش
advance course
دوره عالی
biennium
دوره دوساله
basic course
دوره مقدماتی
house party
دوره خانگی
careered
دوره رسمی
cycle time
زمان دوره
critical period
دوره شاخص
critical period
دوره بحرانی
processes
دوره عمل
crier
دوره گرد
contract period
دوره قرارداد
continous cycle
دوره بی وقفه
conducting period
دوره رسانایی
blocking period
دوره وقفه
colportage
دوره گردی
meetings
یک دوره مسابقه
careering
دوره زندگی
advanced course
دوره عالی
incunabula
نخستین دوره
schooltime
دوره تحصیلی
the rim of a wheel
دوره چرخ
tip circle
دوره نوک
to run over
دوره کردن
to serve apprenticeship
دوره شاگردی
transition period
دوره گذار
transition period
دوره انتقال
triennium
دوره سه ساله
trimester
دوره سه ماهه
trivium
دوره نخستین
trochoid
دوره گرد
the iron age
دوره بی رحمی
the iron age
دوره ستمگری
senescence
دوره سالخوردگی
sexennium
دوره شش ساله
short period
دوره کوتاه
short term
دوره کوتاه
snakebite
دوره بدشانسی
tempering cycle
دوره بازپخت
term of maintenance
دوره نگاهداری
termtime
دوره تصدی
termtime
دوره تحصیلی
testing time
دوره ازمون
the a of infancy
دوره بچگی
quarter
[year]
دوره سه ماهه
quarterly period
دوره سه ماهه
three-month period
دوره سه ماهه
on probation
در دوره ازمایشی
period/stretch/lapse of time
دوره زمان
time period
دوره زمان
period
دوره زمان
time span
دوره زمان
occupancy cycle
دوره سکونت
induction period
دوره انگیزش
measuring period
دوره سنجش
melting period
دوره ذوب
neonatal period
دوره نوزادی
number of cycle
تعداد دوره ها
oxidizing period
دوره احیاء
oxidizing period
دوره اکسیداسیون
payback period
دوره بازپرداخت
payback period
دوره برگشت
pedlary
دوره گردی
pentad
دوره پنجساله
maintenance period
دوره تعمیرات
maintenance period
دوره نگهداری
infection period
دوره نهفتگی
period of incubation
دوره نهفتگی
inning
یک دوره بازی
retrace interval
دوره بازگشت
internship
دوره انترنی
latency
دوره کمون
latency period
دوره نهفتگی
life cycle
دوره زندگی
life cycle
دوره عمر
limitation period
دوره محدودیت
magnetic cycle
دوره مغناطیسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com