English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English Persian
To hold out ones begging bowl . To send ( pass ) round the hat . کاسه گدایی دست گرفتن
Search result with all words
To go round hat in hand . کاسه گدایی بدست گرفتن
Other Matches
preorbital واقع درجلو کاسه چشم وابسته به قبل از قرار گرفتن در مدار
to send round the hat برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
There are wheels within wheels . کاسه ای زیر نیم کاسه است
beggary گدایی
pauperdom گدایی
pauperism گدایی
mendiant گدایی کننده
mendicant گدایی کننده
mump گدایی کردن
one day a beggar روز گدایی
cursed with porerty نفرین کرده به گدایی
begs خواستن گدایی کردن
begged خواستن گدایی کردن
cadged گدایی دوره گردی
cadge گدایی دوره گردی
cadges گدایی دوره گردی
beg خواستن گدایی کردن
cadging گدایی دوره گردی
To go cap in hand to someone. دست گدایی بسوی کسی دراز کردن
bowl کاسه
calix کاسه گل
craniums کاسه سر
sockets کاسه
skull کاسه سر
in a lump sum یک کاسه
cranium کاسه سر
calycle کاسه گل
crania کاسه سر
mazard کاسه
calyx کاسه گل
bowls کاسه
messmate هم کاسه
pappus کاسه گل
chalice کاسه
lump sum یک کاسه
cupule کاسه
skulls کاسه سر
drinking cup کاسه
lump sums یک کاسه
socket کاسه
chalices کاسه
cotyla کاسه
parasitism کاسه لیسی
arse-licker کاسه لیس
kiss-ass [American E] کاسه لیس
ass-kisser [American E] کاسه لیس
toady کاسه لیس
seals کاسه نمد
brown-noser کاسه لیس
knee pan کاسه زانو
knee cap کاسه زانو
kegler کاسه ساز
puppet کاسه لیس
brainpan کاسه مغز
seal کاسه نمد
oil seal کاسه نمد
stooge کاسه لیس
glene کاسه چشم
porringer کاسه اش خوری
doormat کاسه لیس
cat's paw کاسه لیس
loricate کاسه دار
lickspittle کاسه لیس
minion کاسه لیس
lickspittle کاسه لیس
fawner کاسه لیس
dipper stick کاسه بیل
ball bearing کاسه ساچمه
hard shell کاسه دار
ball bearings کاسه ساچمه
eye sockets کاسه چشم
eye socket کاسه چشم
A bowl hotter than the soup it contains. <proverb> کاسه از آش گرمتر.
corolla جام گل کاسه گل
husk غلاف یا کاسه گل
glene کاسه مفصل
cranial nerve عصب کاسه سر
bowls کاسه رهنما
bowl کاسه رهنما
eager beaver کاسه گرم تر از اش
eyehole کاسه چشم
cup seal بوبند کاسه
flower cup غلاف کاسه گل
craniography شرح کاسه سر
husks غلاف یا کاسه گل
kneecaps کاسه زانو
sockets کاسه بندگاه
scal کاسه نمد
socket کاسه چشم
socket کاسه بندگاه
scutum کاسه زانو
sealings کاسه نمدها
turtleback کاسه پشت
suck-up کاسه لیس
yes-man کاسه لیس
kneecap کاسه زانو
kneepan کاسه زانو
stuffing box کاسه نمد
patella کاسه زانو
patellae کاسه زانو
bootlicker کاسه لیس
stifle bone کاسه زانوی اسب
She had three bowls of soup. سه کاسه سوپ خورد
porringer کلاه کاسه مانند
They put the blane on him . he was the scapegoat. کاسه کوزه ها سر اوشکست
sound bow کاسه زنگ اخبار
patellate مانند کاسه زانو
patellar مانند کاسه زانو
inferior calyx کاسه پایین افتاده
labyrinth seal کاسه نمد لایبرنت
calipash کاسه لاک پشت
sockets سرپیچ کاسه چشم
housemaid's knee اماس کاسه زانو
consolidated debt بدهی یک کاسه شده
carapace کاسه سنگ پشت
suborbital زیر کاسه چشمی
drinking vessel فرف ابخوری کاسه
hardshell کاسه دار سخت
toadyism مداهنه کاسه لیسی
incomplete flower گلی که یکی ازچهارقسمت ان کاسه
inferior ovary تخم دان پایین تر از کاسه
there are wheels within wheels زیرکاسه نیم کاسه است
testudinate مانند کاسه سنگ پشت
calipee کاسه زیرین لاک پشت
infraorbital واقع در زیر کاسه چشم
sycophancy مفت خوری کاسه لیسی
My patience is exhausted ( worn out ) . کاسه صبرم لبریز شده
My patience has run out (is exhausted). کاسه صبرم لبریز است
supra orbital واقع دربالای کاسه چشم
testudineous مانند کاسه سنگ پشت
inferior calyx کاسه پایین تر از تخم دان
toady کاسه لیس مداهنه کردن
postorbital واقع در پشت کاسه چشم
testudinarious مانند کاسه سنگ پشت
on good turn deserves another کاسه جایی رودکه بازاردقدح
coronae borealis کاسه یتیمان فکه اکلیل شامی
memento mori کاسه یاچیزدیگری که انسان رابیادمردن می اندازد
corona borealis کاسه یتیمان فکه اکلیل شامی
guards کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
guarding کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
there is something in the wind کاسهای زیر نیم کاسه است
More Catholic than the Pope . کاسه داغ تر از آش ( دایه مهربانتر ازمادر )
calipash قسمت بالای کاسه لاک پشت
guard کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
shells صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
shelling صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
belljar نوعی فرف شیشهای مثل کاسه زنگ
shell صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
To pool resources to gether . کلیه منابع وامکانات موجود را یک کاسه کردن
One good turn deserves another . کاسه جایی رود که باز آید قدح
patelliform مانند کاسه زانو بشکل قاب یا دوری یا طشت
to take medical advice دستوراز پزشک گرفتن دستورطبی گرفتن
chevron seal کاسه نمدی برای اب بندی یکطرفه در سیلندرهای هیدرولیکی یا نیوماتیکی
cross bones شکل استخوانهای ران که زیرشکل کاسه سرمیگذارندونشانه مرگ است
calyx طرح حقه یا کاسه گل که حالتی از گل شاه عباسی و یا گل ختایی را نشان می دهد
leather back لاک پشت بسیار بزرگ دریایی که پوست کاسه اش مانندچرم است
grips طرز گرفتن وسیله گرفتن
clams بچنگال گرفتن محکم گرفتن
gripping طرز گرفتن وسیله گرفتن
to seal up درز گرفتن کاغذ گرفتن
calebrate جشن گرفتن عید گرفتن
gripped طرز گرفتن وسیله گرفتن
grip طرز گرفتن وسیله گرفتن
take in <idiom> زود گرفتن ،مطالب را گرفتن
clam بچنگال گرفتن محکم گرفتن
slag کفه گرفتن تفاله گرفتن
To sponge on some one . کاسه لیسی کردن ( چاپلوسی کردن یا انگه شدن )
glenoid fossa or cavity گودی مفصل کاسه مفصل
It is the same pottage and the same bowl. <proverb> همان آش است و همان کاسه .
exchanged stabilization fund مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
To tell some one his fortune . برای کسی فال گرفتن ( فال کسی را گرفتن )
detracted گرفتن
detracting گرفتن
overtake گرفتن
recaptures پس گرفتن
to lay a wager گرفتن
recaptured پس گرفتن
lutes گل گرفتن
detracts گرفتن
to hunt out گرفتن
to nestle oneself جا گرفتن
reclaims پس گرفتن
to station oneself جا گرفتن
seized گرفتن
seize گرفتن
resumption از سر گرفتن
to take a wife زن گرفتن
reclaim پس گرفتن
reclaimed پس گرفتن
reclaiming پس گرفتن
recapturing پس گرفتن
to take one's stand جا گرفتن
skims گرفتن کف
skims کف گرفتن از
skimmed گرفتن کف
skimmed کف گرفتن از
skim گرفتن کف
to shut off را گرفتن
skim کف گرفتن از
seizes گرفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com