English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
jetsam کالاهای به دریا ریخته شده
Other Matches
salvor نجات دهنده کشتی یا کالاهای ان در دریا
flotsam and jetsam کالاهایی که توسط ناخدای کشتی به دریا ریخته شده
prize of war کشتیها یا کالاهای به غنیمت گرفته شده در بندر یا دریا درزمان جنگ
consolidation container کانتینر کالاهای عمومی جعبه حمل کالاهای مشترک
branded goods کالاهای دارای علامت تجاری کالاهای مارکدار
continental shelf مقداری از خاک زیر اب دریا که از حاشیه ابهای ساحلی یک کشورشروع و به خطی که از ان اولین شیب تند قعر دریا اغاز میشود و ارتفاع ان باید بایداز سطح دریا 002 متر باشدختم میشود
producer's goods کالاهای سرمایهای کالاهای تولیدی
collective goods کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
neap tide کشندکمینه اب دریا حداقل جذر ومد نهایی اب دریا
isovelocity نقاط هم سرعت اب دریا خطوط متحدالسرعت اب دریا
perishable goods کالاهای خراب شدنی کالاهای فاسد شدنی
mis run casting ریخته گری ناقص ریخته گری نادرست
mean sea level سطح متوسط ابهای دریا تراز میانگین ابهای دریا
ladle crane جراثقال پاتیل ریخته گری جراثقال چمچه ریخته گری
holding anchorage لنگر موقت در روی دریا یابندرگاه توقف موقت در روی دریا
social good کالاهای اجتماعی
capital goods کالاهای سرمایهای
proprietary goods کالاهای اختصاصی
soft goods کالاهای بی دوام
collective goods کالاهای جمعی
public goods کالاهای عمومی
commercial items کالاهای تجارتی
purpose made کالاهای خاص
visibles کالاهای مرئی
complementary goods کالاهای مکمل
necessities کالاهای ضروری
luxury goods کالاهای تشریفاتی
consumables کالاهای مصرفی
producer's goods کالاهای مولد
producer goods کالاهای سرمایهای
social good کالاهای عمومی
exports کالاهای صادراتی
imports کالاهای وارداتی
spot goods کالاهای موجود
luxury goods کالاهای تجملی
consumer goods کالاهای مصرفی
producer goods کالاهای تولیدی
attractive goods کالاهای جذاب
available goods کالاهای موجود
prohibited goods کالاهای ممنوعه
substitute goods کالاهای جانشین
supporting goods کالاهای حمایتی
nondurable goods کالاهای بی دوام
goods intake کالاهای دریافتی
goods receiving کالاهای دریافتی
intermediate goods کالاهای واسطه
intermediate goods کالاهای واسطهای
labor intensive goods کالاهای کاربر
differentiated products کالاهای متفاوت
durable goods کالاهای بادوام
durables کالاهای بادوام
expendable supplies کالاهای مصرفی
fancy goods کالاهای تجملی
heavy goods کالاهای سنگین
hazardous goods کالاهای خطرناک
Consumer ( consrmers ) goods . کالاهای مصرفی
goods on consignment کالاهای امانی
goods inwards کالاهای دریافتی
goods in transit کالاهای عبوری
differentiated products کالاهای ناهمگن
inwards goods کالاهای وارداتی
merit goods کالاهای مطلوب
mixed goods کالاهای مختلط
consumption goods کالاهای مصرفی
merit goods کالاهای ایده ال
investment goods کالاهای سرمایهای
foundered ریخته گر
disorganized در هم ریخته
brass founder ریخته گر
hot topping ریخته گی
metal founder ریخته گر
besprent ریخته
foundry man ریخته گر
casting ریخته گی
cast copper مس ریخته گی
moulder ریخته گر
foundering ریخته گر
caster ریخته گر
founders ریخته گر
founder ریخته گر
semi finished goods کالاهای نیمه ساخته
goods receiving کالاهای درحال تحویل
spot goods کالاهای اماده تحویل
principle of exclusion در مورد کالاهای خصوصی
secondhand goods کالاهای دست دوم
service stock اماد و کالاهای جنگی
stock markets بورس کالاهای مختلف
commodity loading بارگیری کالاهای مختلف
semi durable goods کالاهای نیمه بادوام
prohibited goods کالاهای منع شده
semi luxury goods کالاهای نیمه تجملی
stock market بورس کالاهای مختلف
soft goods کالاهای مصرف شدنی
goods intake کالاهای درحال تحویل
nondurable consumer goods کالاهای مصرفی بی دوام
finished goods کالاهای ساخته شده
consumer durable goods کالاهای مصرفی بادوام
goods inwards کالاهای درحال تحویل
durable consumption goods کالاهای مصرفی بادوام
damaged shipments کالاهای اسیب دیده
consumer nondurables کالاهای مصرفی بی دوام
competitive goods کالاهای مورد رقابت
fabrication کالاهای ساخته شده
finished goods کالاهای اماده فروش
nonessential goods کالاهای غیر اساسی
free list صورت کالاهای بی گمرک
intermediate stock کالاهای نیمه تمام
perishable goods کالاهای فاسد شدنی
visibles کالاهای قابل رویت
stock accounting حساب کالاهای موجود
man made goods کالاهای ساخت بشر
consumer durables کالاهای مصرفی پر دوام
overdue goods کالاهای تحویل نشده
casting قطعه ریخته گی
moulding ریخته گری
molten ریخته ریختگی
foundries ریخته گری
foundry ریخته گری
casting ریخته گری
potted در کوزه ریخته
group casting ریخته گری
cast concrete بتن ریخته گی
cast crystal بلور ریخته
cast glass شیشه ریخته گی
cast metal فلز ریخته گی
cast steel فولاد ریخته گی
castellated nut مهره ریخته گی
chuted concrete بتن ریخته گی
iron foundry ریخته گی اهن
investment castings ریخته گی بسته
skins پوسته ریخته گی
skinning پوسته ریخته گی
skinned پوسته ریخته گی
skin پوسته ریخته گی
investment foundry ریخته گی بسته
precast پیش ریخته
founding ریخته گری
wild and woolly درهم ریخته
sheet asphalt اسفالت ریخته
found ریخته گری
founds ریخته گری
marketable goods کالاهای قابل عرضه به بازار
index of consumer prices شاخص قیمت کالاهای مصرفی
job lot کالاهای گوناگون که یک جاخریداری میشود
farm price supports حمایت از قیمت کالاهای کشاورزی
extreport trade صادرات مجدد کالاهای وارداتی
delivery note فهرست کالاهای در حال حمل
excise taxes مالیات برفروش کالاهای کثیرالمصرف
rationed goods کالاهای جیره بندی شده
consumer price index شاخص قیمت کالاهای مصرفی
catalogs فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
articlcs of virtu کالاهای صنعتی و کهنه وکمیاب
cataloged فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
catalogue فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
catalogued فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
catalogues فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
cataloguing فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
surpluses مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
ten cent store فروشگاه دارای کالاهای ارزان
cataloging فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
silk manufactures of home کالاهای ابریشمی ساخت میهن
consumer credit اعتباربرای خرید کالاهای مصرفی
job lots کالاهای گوناگون که یک جاخریداری میشود
finished goods stock موجودی کالاهای تمام شده
Goods to declare همراه داشتن کالاهای گمرکی
general cargo rates نرخهای حمل کالاهای متفرقه
intermediate stock موجودی کالاهای درحال ساخت
surplus مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
Nothing to declare همراه نداشتن کالاهای گمرکی
finished کالاهای تولیدی که آماده فروش هستند
consumable اقلام مصرف شدنی کالاهای مصرفی
cornering the market خرید کلی و یکجای کالاهای بازار
demand factors جمعیت سلیقه قیمت کالاهای دیگر
bonded store انباری که کالاهای وارداتی در ان نگهداری میشود
combination carrier کشتی که کالاهای گوناگون حمل مینماید
packing list صورت کالاهای بسته بندی شده
cast molding قالبگیری ریخته گری
moulded قالب ریخته گری
injection molding ریخته گری تزریقی
chuted concrete بتن ریخته شده
foundry ladle پاتیل ریخته گری
bottom pure ladle پاتیل ریخته گری
transfer molding ریخته گری انتقالی
non ferrous casting قطعه ریخته گی غیراهنی
bottom casting قطعات ریخته گی بسته
art casting ریخته گری صنعتی
iron casting ریخته گری اهن
investment castings process فرایند ریخته گی بسته
investment castings قطعات ریخته گی بسته
litters زایمان ریخته وپاشیده
olio مخلوط چیزدرهم ریخته
littered زایمان ریخته وپاشیده
molded قالب ریخته گری
molds قالب ریخته گری
mould قالب ریخته گری
cast steel فولاد ریخته گری
litter زایمان ریخته وپاشیده
mold قالب ریخته گری
composite casting ریخته گری مرکب
die mold فرم ریخته گی تزریقی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com