Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
necessities
کالاهای ضروری
Other Matches
consolidation container
کانتینر کالاهای عمومی جعبه حمل کالاهای مشترک
branded goods
کالاهای دارای علامت تجاری کالاهای مارکدار
producer's goods
کالاهای سرمایهای کالاهای تولیدی
collective goods
کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
perishable goods
کالاهای خراب شدنی کالاهای فاسد شدنی
major
<adj.>
ضروری
substantive
[essential]
<adj.>
ضروری
quintessential
<adj.>
ضروری
acute
<adj.>
ضروری
vital
<adj.>
ضروری
essential
<adj.>
ضروری
essentials
ضروری
essential
ضروری
urgent
ضروری
expeditious
ضروری
imperatives
ضروری
imperative
ضروری
inevitable
<adj.>
ضروری
obligate
ضروری
emergencies
ضروری
unalienable
<adj.>
ضروری
urgency
ضروری
indispensable
<adj.>
ضروری
inalienable
<adj.>
ضروری
unalterable
<adj.>
ضروری
must
ضروری
necessary
ضروری
needful
ضروری
exigent
ضروری
absolute
<adj.>
ضروری
emergency
ضروری
inessentials
غیر ضروری
of vital importance
خیلی ضروری
essential elements
عناصر ضروری
essential supply
اماد ضروری
non essential
غیر ضروری
indispensability
خرج ضروری
unessential
غیر ضروری
to make a point of
ضروری دانستن
end item
کالای ضروری
indispansably
بطور ضروری
inessential
غیر ضروری
essential elements
وسایل ضروری
unnecessary
غیر ضروری
unnecessarily
غیر ضروری
requisite
چیز ضروری
undue
غیر ضروری
vitally
بطور ضروری
immediate
انی ضروری
to be essential
[necessary]
ضروری
[واجب]
بودن
non essential
چیز غیر ضروری
staple food
مواد غذائی ضروری
indispensable
چاره نا پذیر ضروری
staple goods
کالای بسیار ضروری
keyitem
اقلام ضروری و حیاتی
it is unnecessary
غیر ضروری است
uncalled-for
غیر ضروری ناخوانده
uncalled for
غیر ضروری ناخوانده
mission essential
ضروری برای انجام ماموریت
superfluous
غیر ضروری اطناب امیز
frills
چیز بیخود یاغیر ضروری
the essential
[inherent]
[intrinsic]
task
کار مهم و ضروری
[یا اساسی]
frill
چیز بیخود یاغیر ضروری
individual reserves
وسایل ضروری انفرادی که با نفرحمل میشود
desideratum
ارزوی اساسی و ضروری چیز مطلوب
emergency addressee
مسئولین اعلام خبر در موارد ضروری
littered
تخته پهن چیزهای غیر ضروری برانکارد
littering
تخته پهن چیزهای غیر ضروری برانکارد
litters
تخته پهن چیزهای غیر ضروری برانکارد
litter
تخته پهن چیزهای غیر ضروری برانکارد
peripheral
آنچه ضروری نیست یا متصل به چیز دیگری است
highs
برنامه ضروری و مهم که بیش از سایرین پردازش میشود
highest
برنامه ضروری و مهم که بیش از سایرین پردازش میشود
high
برنامه ضروری و مهم که بیش از سایرین پردازش میشود
proprietary goods
کالاهای اختصاصی
public goods
کالاهای عمومی
purpose made
کالاهای خاص
substitute goods
کالاهای جانشین
goods on consignment
کالاهای امانی
supporting goods
کالاهای حمایتی
goods receiving
کالاهای دریافتی
goods inwards
کالاهای دریافتی
goods intake
کالاهای دریافتی
goods in transit
کالاهای عبوری
hazardous goods
کالاهای خطرناک
inwards goods
کالاهای وارداتی
prohibited goods
کالاهای ممنوعه
mixed goods
کالاهای مختلط
nondurable goods
کالاهای بی دوام
merit goods
کالاهای ایده ال
expendable supplies
کالاهای مصرفی
social good
کالاهای اجتماعی
producer goods
کالاهای سرمایهای
labor intensive goods
کالاهای کاربر
soft goods
کالاهای بی دوام
social good
کالاهای عمومی
investment goods
کالاهای سرمایهای
producer goods
کالاهای تولیدی
merit goods
کالاهای مطلوب
intermediate goods
کالاهای واسطه
intermediate goods
کالاهای واسطهای
producer's goods
کالاهای مولد
spot goods
کالاهای موجود
durables
کالاهای بادوام
differentiated products
کالاهای متفاوت
consumer goods
کالاهای مصرفی
consumption goods
کالاهای مصرفی
luxury goods
کالاهای تجملی
attractive goods
کالاهای جذاب
available goods
کالاهای موجود
capital goods
کالاهای سرمایهای
consumables
کالاهای مصرفی
complementary goods
کالاهای مکمل
commercial items
کالاهای تجارتی
collective goods
کالاهای جمعی
differentiated products
کالاهای ناهمگن
durable goods
کالاهای بادوام
exports
کالاهای صادراتی
Consumer ( consrmers ) goods .
کالاهای مصرفی
fancy goods
کالاهای تجملی
luxury goods
کالاهای تشریفاتی
heavy goods
کالاهای سنگین
visibles
کالاهای مرئی
imports
کالاهای وارداتی
semi finished goods
کالاهای نیمه ساخته
semi luxury goods
کالاهای نیمه تجملی
overdue goods
کالاهای تحویل نشده
soft goods
کالاهای مصرف شدنی
perishable goods
کالاهای فاسد شدنی
semi durable goods
کالاهای نیمه بادوام
secondhand goods
کالاهای دست دوم
service stock
اماد و کالاهای جنگی
stock market
بورس کالاهای مختلف
principle of exclusion
در مورد کالاهای خصوصی
prohibited goods
کالاهای منع شده
stock markets
بورس کالاهای مختلف
spot goods
کالاهای اماده تحویل
nonessential goods
کالاهای غیر اساسی
stock accounting
حساب کالاهای موجود
free list
صورت کالاهای بی گمرک
finished goods
کالاهای اماده فروش
consumer durables
کالاهای مصرفی پر دوام
goods receiving
کالاهای درحال تحویل
goods inwards
کالاهای درحال تحویل
finished goods
کالاهای ساخته شده
goods intake
کالاهای درحال تحویل
intermediate stock
کالاهای نیمه تمام
damaged shipments
کالاهای اسیب دیده
fabrication
کالاهای ساخته شده
nondurable consumer goods
کالاهای مصرفی بی دوام
commodity loading
بارگیری کالاهای مختلف
competitive goods
کالاهای مورد رقابت
visibles
کالاهای قابل رویت
man made goods
کالاهای ساخت بشر
consumer durable goods
کالاهای مصرفی بادوام
durable consumption goods
کالاهای مصرفی بادوام
consumer nondurables
کالاهای مصرفی بی دوام
Nothing to declare
همراه نداشتن کالاهای گمرکی
silk manufactures of home
کالاهای ابریشمی ساخت میهن
Goods to declare
همراه داشتن کالاهای گمرکی
ten cent store
فروشگاه دارای کالاهای ارزان
catalogues
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
surplus
مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
jetsam
کالاهای به دریا ریخته شده
general cargo rates
نرخهای حمل کالاهای متفرقه
delivery note
فهرست کالاهای در حال حمل
catalogue
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
excise taxes
مالیات برفروش کالاهای کثیرالمصرف
cataloging
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
finished goods stock
موجودی کالاهای تمام شده
extreport trade
صادرات مجدد کالاهای وارداتی
cataloged
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
farm price supports
حمایت از قیمت کالاهای کشاورزی
catalogued
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
index of consumer prices
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
intermediate stock
موجودی کالاهای درحال ساخت
articlcs of virtu
کالاهای صنعتی و کهنه وکمیاب
rationed goods
کالاهای جیره بندی شده
job lot
کالاهای گوناگون که یک جاخریداری میشود
job lots
کالاهای گوناگون که یک جاخریداری میشود
surpluses
مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
consumer price index
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
cataloguing
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
marketable goods
کالاهای قابل عرضه به بازار
consumer credit
اعتباربرای خرید کالاهای مصرفی
catalogs
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
calling sequence
مجموعهای مشخص ازدستورالعمل و داده که برای فراخوانی یک ریزبرنامه معین ضروری است
vacation sittings
جلسات دادگاه که در فاصله دو اجلاس برای کارهای مهم و ضروری تشکیل میشود
cornering the market
خرید کلی و یکجای کالاهای بازار
combination carrier
کشتی که کالاهای گوناگون حمل مینماید
consumable
اقلام مصرف شدنی کالاهای مصرفی
bonded store
انباری که کالاهای وارداتی در ان نگهداری میشود
packing list
صورت کالاهای بسته بندی شده
finished
کالاهای تولیدی که آماده فروش هستند
demand factors
جمعیت سلیقه قیمت کالاهای دیگر
salvor
نجات دهنده کشتی یا کالاهای ان در دریا
durable goods
کالای بادوام یا فاسد نشدنی کالاهای دیرپای
goods on approval
تحویل کالا به شرط قبولی کالاهای مشروط
stores
کالاهای ذخیره شده در انبار انبارها فروشگاهها
field stockade
کالاهای انبار شده در صحرا یا میدان جنگ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com