Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
free hand
<idiom>
کاملاآزاد درانجام کاری
Other Matches
get after someone
<idiom>
مجبور کردن شخص درانجام کاری
deliver the goods
<idiom>
موفق درانجام کاری که خوب انتظار میرود
tie down
<idiom>
منع کردنکسی درانجام کاری یارفتن به جایی
have a go at
<idiom>
سعی درانجام کاری که بقیه قبلا انجام دادهاند
abort
عدم موفقیت درانجام ماموریت
push (someone) around
<idiom>
اجبار شخص درانجام کارها
to be in d.
کوتاهی درانجام وفیفه کردن
he was p in his promises
درانجام وعدههای خود دقیق بود
breach of trust
کوتاهی درانجام دادن انچه که به موجب سند تنظیمی در تاسیس حقوقی می بایستی انجام دهد
aborts
عدم موفقیت درانجام ماموریت انصراف از ماموریت
aborted
عدم موفقیت درانجام ماموریت انصراف از ماموریت
aborting
عدم موفقیت درانجام ماموریت انصراف از ماموریت
torching
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
blow torch
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
to know the ropes
راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
torches
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torched
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
stringing
خطوط خاتم کاری و منبت کاری
pence for any thing
میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
glid
تذهیب کاری
[در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
drilling pattern
نمونه مته کاری الگوی مته کاری
mosaics
موزاییک کاری معرق معرق کاری
plumbery
سرب کاری کارخانه سرب کاری
impotency
کاری
plastering
گچ کاری
plasterwork
گچ کاری
curry
کاری
impotence
کاری
slobbery
تف کاری
malfunction
کژ کاری
curries
کاری
intent on doing anything
کاری
electroplating
اب کاری
parget
گچ کاری
malfunctions
کژ کاری
malfunctioned
کژ کاری
hypofunction
کم کاری
flower piece
گل کاری
effective
کاری
inaction
بی کاری
active
کاری
curry powders
کاری
currie
کاری
curry powder
کاری
feckful
کاری
under employment
کم کاری
afforestation
جنگل کاری
frustrating
بدل کاری
frustrates
بدل کاری
frustrate
بدل کاری
etched
تیزاب کاری
etches
تیزاب کاری
workgroup
گروه کاری
work year
سال کاری
plating
روکش کاری
work area
ناحیه کاری
wood carving
منبت کاری
specialization
ویژه کاری
workbench
محیط کاری
workbenches
محیط کاری
roughening by picking
تیشه کاری
working storage
حافظه کاری
patchery
وصله کاری
scabbing
تیشه کاری
perfidiousness
خیانت کاری
plaster background
دورنمای گچ کاری
working set
مجموعه کاری
etch
تیزاب کاری
pomiculture
میوه کاری
probationership
ازمایش کاری
purview of an occupation
حدود کاری
relievo
برجسته کاری
repetition of an act
تکرار کاری
reservedness
احتیاط کاری
reshaping
روانه کاری
rice field
برنج کاری
working storage
انباره کاری
ultraism
افراط کاری
turnery
منبت کاری
burnishing
صیقل کاری
pique
منبت کاری
metallurgy
فلز کاری
the manner of doing any thing
طرزانجام کاری
tessellation
موزاییک کاری
scrimshaw
هنرمنبت کاری
latticework
شبکه کاری
illuminations
تذهیب کاری
illumination
تذهیب کاری
sinfulness
خطا کاری
surgical operation
دست کاری
energetic
جدی کاری
stalactite work
مقرنس کاری
studious of doing a thing
بکردن کاری
stannary
قلع کاری
steelwork
فولاد کاری
burnishing
پرداخت کاری
the needful
اصل کاری
tinwork
قلع کاری
turnery
تراش کاری
trephine
مته کاری
trephination
مته کاری
treacherousness
خیانت کاری
hammering
چکش کاری
extruding
چکش کاری
extrudes
چکش کاری
toryism
محافظه کاری
tongue lash
فحش کاری
studious to do a thing
بکردن کاری
insulation
عایق کاری
to reproach an act
کاری را بد دانستن
extruded
چکش کاری
extrude
چکش کاری
metalwork
فلز کاری
stonemasonry
سنگ کاری
parquetry
موزاییک کاری
figuration
شیرین کاری
an active man
مرد کاری
an active remedy
درمان کاری
fiendishness
تبه کاری
anaplasty
پیوند کاری
fal lal
ریزه کاری
fairing
صیقل کاری
factorage
حق العمل کاری
argentation
نقره کاری
dry farm
دیم کاری
drilling work
مته کاری
active cell
خانه کاری
acrography
گچ کاری برجسته
habitual way of doing anything
کردن کاری
decoration
زینت کاری
decorations
زینت کاری
graving
کنده کاری
glyptics
کنده کاری
galvanization
رویینه کاری
folding press
پرس خم کاری
folding machine
دستگاه خم کاری
flagitiousness
تبه کاری
misconduct
خلاف کاری
finishing touches
دست کاری
blindage
صیقل کاری
boo boo
اشتباه کاری
counterattack
بدل کاری
discreetness
احتیاط کاری
chromium plating
اب کرم کاری
disguised underemployment
کم کاری پنهان
delicacy of touch
ریزه کاری
d. touch
نازک کاری
cutting off
برش کاری
compulsiveness
مکرر کاری
conservativeness
محافظه کاری
contouring operation
فرم کاری
contrasuggestibility
وارون کاری
crypianalysis
پنهان کاری
discreetnss
احتیاط کاری
cementation
سیمان کاری
brick work
سفت کاری
brick work
اجر کاری
brickworks
سفت کاری
bumping tool
ابزار خم کاری
business hours
ساعت کاری
calk
بتونه کاری
canniness
ملاحظه کاری
cartwhip
شلاق کاری
caulking
بتونه کاری
cautiousness
احتیاط کاری
cementation
سمنت کاری
cotton plantation
پنبه کاری
mining
معدن کاری
punching
منگنه کاری
misprision
خلاف کاری
drilling
مته کاری
fretwork
منبت کاری
meshwork
شبکه کاری
measure of prevention
احتیاط کاری
masonery
سنگ کاری
forging
چکش کاری
smelting
ذوب کاری
marquetery
خاتم کاری
marquetery
منبت کاری
forming
فرم کاری
molding operation
فرم کاری
molding operation
قالب کاری
workstation
ایستگاه کاری
workstations
ایستگاه کاری
compounding
امیزه کاری
farming
اجاره کاری
joinery
نازک کاری
latticing
شبکه کاری
neglectfulness
غفلت کاری
negativism
منفی کاری
welding
جوش کاری
mosaic work
موزائیک کاری
lubrication
روغن کاری
marbling
مرمر کاری
maleficence
تبه کاری
amalgamate
ملغمه کاری
insagacity
ندانم کاری
ingraving
کنده کاری
extravagantly
با افراط کاری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com