Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 195 (9 milliseconds)
English
Persian
stake truck
کامیون نرده دار
Other Matches
picket
ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
pickets
ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
picketed
ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
weapon carrier
کامیون حامل جنگ افزار کامیون حامل توپ
carryall truck
کامیون حمل بار و بسته کامیون اتلیه حمل بار
truckloads
یک کامیون پر
road transport vehicle
کامیون
vehicular
کامیون
lorry
کامیون
lorries
کامیون
camion
کامیون
trucks
کامیون
trucked
کامیون
cl
کامیون پر
cl
کامیون کامیون
truck
کامیون
truck vehicle
کامیون
truckload
یک کامیون پر
trucking
کامیون
truckloads
به اندازهی یک کامیون
truck trailer
ترایلر کامیون
van
کامیون سر بسته
truckage
بارکشی با کامیون
truckman
راننده کامیون
trucker
راننده کامیون
truck loading
سربار کامیون
truckers
راننده کامیون
trucked
کامیون بارکش
truckload
به اندازهی یک کامیون
vans
کامیون سر بسته
dump truck
کامیون کمپرسی
small truck
کامیون کوچک
teamster
کامیون ران
wreckers
کامیون اخراجات
high speed truck
کامیون پردور
trucks
کامیون بارکش
wrecker
کامیون اخراجات
trucking
کامیون بارکش
truck
کامیون بارکش
carload
یک بار کامیون
motortruck
کامیون باری
fot
تحویل روی کامیون
dump truck
کامیون زباله بر شهرداری
tow car
کامیون جرثقیل دار
tow truck
کامیون جرثقیل دار
cl
برحسب بار هر کامیون
tonner
کامیون دارای فرفیت معینی
Bobtail
[tractor unit]
[American English]
تراکتور
[کامیون بدون تریلر]
free on truck
تحویل کالا روی کامیون
balustrade
نرده
hand rail
نرده
banisters
نرده
balustrades
نرده
barriers
نرده
parapet
نرده
parapets
نرده
railings
نرده
palisad
نرده
barrier
نرده
guard-rails
نرده
carriage
نرده
palest
نرده
paler
نرده
lattic-bridge
پل نرده ای
pale
نرده
picket lines
خط نرده ها
railing
نرده
picket line
خط نرده ها
carriages
نرده
fences
نرده
rail
نرده
fence
نرده
zariba
نرده
fencing
نرده
allering
نرده
guard-rail
نرده
truck mixing
مخلوط کردن بتن روی کامیون
to jackknife truck-trailers
تا شدن کامیون در جاده
[بیشتر در تصادفات]
dumper
ماشین حمل زباله کامیون تخلیه کن
handrail bracket
پایه نرده
hand rail
دستگیره نرده
balconette
نرده ایوان
frieze-rail
نرده پیشخوان
parclose or per
نرده یا تجیر
balustrum
نرده محراب
balconet
نرده ایوان
colomella
صراحی نرده
communion-rail
نرده محراب
snake fence
نرده مارپیچ
Laudian rails
نرده محراب
railing post
میله نرده
balustrade
نرده پلکان
paling
نرده سازی
guarding
نرده حفافتی
baluster
ستون نرده
fender
نرده حفاظ
railings
نرده کشیدن
railing
نرده کشیدن
guards
نرده حفافتی
newel
پایه نرده
list
شیار نرده
companionway
نرده پلهای
bar
نرده حائل
handrails
نرده ساختمان
gratling
نرده فلزی
companionways
نرده پلهای
guard
نرده حفافتی
newels
پایه نرده
bars
نرده حائل
handrail
نرده ساختمان
transit-truck mixer
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
cement truck
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
truck trailer
ارابه بی موتوری که توسط کامیون برده شود
transit-agitator truck
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
ready-mix truck
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
fender
نرده روکش نردهای
chancel-rail
نرده مشبک
[کلیسا]
palest
در میان نرده محصورکردن
peel
خلال نرده چوبی
peels
خلال نرده چوبی
wreath
نرده پلکان مارپیچی
handrails
نرده مخصوص دستگیره
balustrade Order
ترتیب نرده ستون ها
handrail
نرده مخصوص دستگیره
paling
حصار کشی نرده
pale
در میان نرده محصورکردن
bridgheboard
نرده پلکان چوبی
bridgeboard
نرده پلکان چوبی
stair rod
نرده راه پله
taffrail
نرده پاشنه ناو
to rail a place
گرداگردجائی نرده یامحجرکشیدن
empale
نرده کشیدن دور
hand rail
دست انداز نرده
catch fence
نرده محکم سر پیچ
wreaths
نرده پلکان مارپیچی
paler
در میان نرده محصورکردن
ready-mix truck
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
transit-agitator truck
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
dilly
وسائط نقلیه مختلف از قبیل ارابه و کامیون و غیره
transit-truck mixer
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
truck mixer
بتن سازی که روی کامیون نصب شده است
cement truck
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
scalar quantity
کمیت نرده ای
[فیزیک]
[ریاضی]
scalar
کمیت نرده ای
[فیزیک]
[ریاضی]
picket
نرده کشیدن مراقبت کردن
picketed
نرده کشیدن مراقبت کردن
handrail
نرده دور پله ناو
handrails
نرده دور پله ناو
fence
حفظ کردن نرده کشیدن
fences
حفظ کردن نرده کشیدن
dogleg
نوعی نرده چوبی دهقانی
wattle
نرده گذاری کردن بستن
rail
نرده کشیدن توبیخ کردن
scalar field
میدان نرده ای
[ریاضی]
[فیزیک]
taffrail
نرده قسمت عقب کشتی
fencible
مناسب برای نرده کشی
pickets
نرده کشیدن مراقبت کردن
pole sitter
راننده نزدیک به نرده داخلی درمسیر
guard
احتیاط نرده روی عرشه کشتی
curtail
[نرده ی پلکان پیچکی در راه پله ها]
guards
احتیاط نرده روی عرشه کشتی
guarding
احتیاط نرده روی عرشه کشتی
guard rail
نرده دست انداز راه پله
container
صندوقهای فلزی بزرگ بااندازههای استانداردکه جهت حمل کالا با کامیون
containers
صندوقهای فلزی بزرگ بااندازههای استانداردکه جهت حمل کالا با کامیون
oxer
اغل گاو که دارای نرده یاپرچین باشد
ox fence
اغل کاو که دارای نرده یاپرچین باشد
frame
قاب زهوار دور دنده عرضی نرده
lug out
تمایل داشتن اسب به دورشدن از نرده مسابقه
guard rail
نرده هائیکه در دوطرف پل جهت عابرین ساخته میشود
ledger board
تخته افقی روی نرده پلکان یانرده ایوان
billboards
هرقسمت از نرده ودیوار که روی ان اعلان نصب شود
lamb's tongue
[کاهش تدریجی نرده پله ها شبیه انتهای زبان]
fence
روکش محافظ
[یا نرده]
[بویژه در اره کمانه ای ]
[مهندسی]
billboard
هرقسمت از نرده ودیوار که روی ان اعلان نصب شود
manrope
طناب کنار نردبان که بجای نرده یا دستگیره بکار میرود
breastwork
استحکام یاسنگر موقتی نرده بندی عرشه جلو کشتی
bear in
تمایل اسب به نزدیک شدن به جانب کناره مسیر یا نرده ها
choir-rail
[ردیفی از نرده ها یا جداره ی مشبک که جایگاه همسرایان را از شبستان کلیسا جدا می کند.]
choir-screen
[دیواره یا نرده ی جدا کننده ی گروه همسرایان از بقیه ی قسمت های کلیسا]
choire-enclosure
[دیواره یا نرده ی جدا کننده ی گروه همسرایان از بقیه ی قسمت های کلیسا]
sightscreen
دیوار یا نرده در طرفین زمین کریکت به عنوان زمینه برای توپ انداز
jackknifing
[with trailer or semi-trailer]
تا شدن
[به ۹۰ درجه و بیشتر ]
کامیون در حال حرکت
[با تریلر یا تریلر مسقف]
altar-rail
[نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
cab
جای راننده کامیون جای لوکوموتیوران
cabs
جای راننده کامیون جای لوکوموتیوران
grate
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grates
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grated
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
fraise
نرده دار کردن دهانه چیزی را گشادتر کردن
baluster
ستون کوچک گچ بری شده ستون نرده
fence
[around / between something]
نرده
[دور چیزی]
[بین چیزی]
bull pen
محوطه نرده دار تمرین توپگیری بیس بال توپزنهای ذخیره بیس بال
carnet
اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com