English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English Persian
depreciatory کاهنده کسر کننده
Other Matches
step down transformer ترانسفورماتور کاهنده کاهنده ولتاژ
decreasing کاهنده
extenuatory کاهنده
extenuative کاهنده
dumper کاهنده
reducing atmosphere جو کاهنده
regressive کاهنده
reductant کاهنده
depressor کاهنده
decrescent کاهنده
derogatory to کاهنده از
reducer کاهنده
ablative کاهنده
deceleration شتاب کاهنده
current limiting reactor پیچک کاهنده
regressive taxation مالیات کاهنده
dimming rheostat رئوستای کاهنده
flagging کاهنده ضعیف
reducing elbow زانوی کاهنده
reducing tee piece سه راه کاهنده
dimming relay رله کاهنده
damper tube لامپ کاهنده
dump valve شیر کاهنده
lift dumper کاهنده برا
decreasing order ترتیب کاهنده
softener کاهنده سختی اب
anaphrodisiac کاهنده شهوت
step down transformer مبدل کاهنده
reducing adaptor رابط کاهنده
negative feedback پسخورد کاهنده
disinflationary کاهنده تورم
reducing agent عامل کاهنده
damper winding سیم پیچ کاهنده
denitrifying bacteria باکتری کاهنده نیترات
regressive tax system نظام مالیاتی کاهنده
ablatitious کاهنده قوه جاذبه
adh هورمون کاهنده ادرار
antidiuretic hormone هورمون کاهنده ادرار
reduction gear چرخ دنده کاهنده
derogative کاهنده شئونات یابها
subtractive کاهنده دارای علامت تفریق
speed reduction gear جعبه دنده کاهنده سرعت
reduction gear جعبه دنده کاهنده سرعت
roller drive مکانیزم چرخ دنده کاهنده یاافزاینده
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
regressive taxes مالیاتهای کاهنده مالیاتهای نزولی
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
regressive income tax مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
catterer پچ پچ کننده
solvent اب کننده
prattfall پچ پچ کننده
mitigative کم کننده
commulator یک سو کننده
swooner غش کننده
fluxing oil اب کننده
bandwidth یچ کننده
hoppers لی لی کننده
wheezier خس خس یا خر خر کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
noncommittal رد کننده
thinner کم کننده
repudiationist رد کننده
refutatory رد کننده
crusher له کننده
solvents اب کننده
tracker پی کننده
prater پچ پچ کننده
fillet پر کننده
trackers پی کننده
doer کننده
renunciant کننده
filleted پر کننده
syncopator غش کننده
filleting پر کننده
whisperer پچ پچ کننده
renunciant رد کننده
mitigatory کم کننده
doers کننده
solver حل کننده
rebutter رد کننده
fillets پر کننده
deletive حک کننده
refutative رد کننده
refuser رد کننده
attenuant اب کننده
squasher له کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com