Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
random number seed
کاوش تصادفی
Other Matches
area search
کاوش منطقه با دیدبانی بصری کاوش منطقهای
random process
جریان تصادفی فرایند تصادفی
random parallel tests
ازمونهای موازی تصادفی ازمونهای همتای تصادفی
digs
کاوش
surveillance
کاوش
analysis
کاوش
probe
کاوش
probed
کاوش
probes
کاوش
dig
کاوش
excavation
کاوش
penetration
کاوش
exploration
کاوش
perquisition
کاوش
probing
کاوش
searched
کاوش
searchingly
کاوش
searches
کاوش
search
کاوش
delve
کاوش کردن
probe
کاوش کردن
delved
کاوش کردن
linear probing
کاوش خطی
delves
کاوش کردن
delving
کاوش کردن
electrical prospecting
کاوش الکتریکی
geophysical prospecting
کاوش ژئوفیزیکی
inexplorable
کاوش ناپذیر
exploratory drive
سائق کاوش
prober
کاوش کننده
antisubmarine search
کاوش ضد زیردریایی
prog
کاوش کردن
sector of search
منطقه کاوش
unsought
کاوش نشده
scans
کاوش کردن
scanned
کاوش کردن
scan
کاوش کردن
unsearchable
کاوش ناپذیر
probes
کاوش کردن
probed
کاوش کردن
area search
کاوش منطقه
exploration
کاوش اکتشاف
pry
کاوش کردن
pries
کاوش کردن
pried
کاوش کردن
analysis
تحلیل کاوش
surveillance
کاوش کردن
to search after
کاوش کردن
to browse through
کاوش کردن
to rummage
کاوش کردن
prying
کاوش کننده
research
کاوش پژوهیدن
researched
کاوش پژوهیدن
researches
کاوش پژوهیدن
researching
کاوش پژوهیدن
searches
کاوش کردن زمین
survey
بررسی کاوش منطقه
surveyed
بررسی کاوش منطقه
surveys
بررسی کاوش منطقه
search
کاوش کردن زمین
scavenge
در آشغال کاوش کردن
searched
کاوش کردن زمین
manage grab
در آشغال کاوش کردن
searchingly
کاوش کردن زمین
rummages
کاوش بازرس کشتی
ransack
زیاد کاوش کردن
scavenged
در اشغال کاوش کردن
scavenge
در اشغال کاوش کردن
ransacked
زیاد کاوش کردن
rummaged
کاوش بازرس کشتی
ransacking
زیاد کاوش کردن
rummage
کاوش بازرس کشتی
rummaging
کاوش بازرس کشتی
scavenges
در اشغال کاوش کردن
ferret
کنجکاوی کردن کاوش
ransacks
زیاد کاوش کردن
ferrets
کنجکاوی کردن کاوش
foraging
پی علف گشتن کاوش کردن
foraged
پی علف گشتن کاوش کردن
forages
پی علف گشتن کاوش کردن
forage
پی علف گشتن کاوش کردن
nose around
[about]
<idiom>
چیزی را سری نگه داشتن کاوش کردن
intercepting search
کاوش برای رهگیری هوایی تجسس با رادار به منظوررهگیری
inserted grouping
میدان دید مخلوط رادار منطقه کاوش مختلط
infrared resolution
تجزیه و تحلیل و کاوش هدف با عکاسی مادون قرمز
by accident
<adv.>
تصادفی
by the way
تصادفی
chanceful
تصادفی
incidentally
<adv.>
تصادفی
fortuitously
<adv.>
تصادفی
coincidentally
<adv.>
تصادفی
stochastical
<adj.>
تصادفی
stochastic
<adj.>
تصادفی
accidentally
<adv.>
تصادفی
accidently
<adv.>
تصادفی
as it happens
<adv.>
تصادفی
contingent
[accidental]
<adj.>
تصادفی
haphazard
<adj.>
تصادفی
at random
<adv.>
تصادفی
by a coincidence
<adv.>
تصادفی
by chance
<adv.>
تصادفی
casual
[not planned]
<adj.>
تصادفی
by happenstance
<adv.>
تصادفی
by hazard
<adv.>
تصادفی
adventitious
<adj.>
تصادفی
fortuitous
<adj.>
تصادفی
chancier
تصادفی
chanced
تصادفی
chances
تصادفی
chanciest
تصادفی
chancy
تصادفی
randomly
تصادفی
chancing
تصادفی
coincidental
<adj.>
تصادفی
chance
تصادفی
accidental attack
تک تصادفی
random
<adj.>
تصادفی
hazardous
تصادفی
accidental
<adj.>
تصادفی
circumstantial
تصادفی
incidental
<adj.>
تصادفی
randomization
ارایش تصادفی
random variable
متغیر تصادفی
random selection
گزینش تصادفی
random number
عدد تصادفی
random numbers
اعداد تصادفی
random probing
پردازش تصادفی
random process
پویش تصادفی
random processing
پردازش تصادفی
random sample
نمونه تصادفی
random model
مدل تصادفی
randomization
تصادفی کردن
extraneous
تصادفی فرعی
contingent
تصادفی مشروط
accidents
تصادفی ضمنی
accident
تصادفی ضمنی
random model
الگوی تصادفی
meet up with
<idiom>
تصادفی ملاقاتکردن
unplanned
تصادفی - بدونبرنامهریزیقبلی
temerarious
تند تصادفی
stochastic variable
متغیر تصادفی
stochastic term
متغیر تصادفی
stochastic regression
رگرسیون تصادفی
stochastic term
جمله تصادفی
stochastic model
الگوی تصادفی
randomizing
تصادفی کردن
randomized blocks
بلوکهای تصادفی
randomize
تصادفی کردن
contingents
تصادفی مشروط
random
بی هدف تصادفی
random activity
فعالیت تصادفی
chance variations
تغییرات تصادفی
drop in
درج تصادفی
random access
دستیابی تصادفی
quasi random
شبه تصادفی
drop out
حذف تصادفی
extrinsic
تصادفی عارضی
randomly
بی هدف تصادفی
probabilistic model
الگوی تصادفی
indeterminate error
خطای تصادفی
accidental error
خطای تصادفی
conjuncture
ملاقات تصادفی
random assignment
گمارش تصادفی
random file
فایل تصادفی
random file
پرونده تصادفی
chance error
خطای تصادفی
chance level
سطح تصادفی
random error
خطای تصادفی
chromatic
تصادفی اتفاقی
random distribution
توزیع تصادفی
by blow
ضربت تصادفی
nonrandom sample
نمونه غیر تصادفی
random
فکر تصادفی غیرعمدی
randomly
فکر تصادفی غیرعمدی
earth fault
اتصال به زمین تصادفی
stranding
به گل نشستن تصادفی کشتی
supervene
تصادفی روی دادن
semirandom access
دستیابی نیمه تصادفی
nonrandom variable
متغیر غیر تصادفی
random logic design
طرح منطقی تصادفی
random sample
نمونه گیری تصادفی
random processing
با دست یابی تصادفی
random sampling
نمونه گیری تصادفی
pseudorandom number
عدد شبه تصادفی
pseudo random number
عدد شبه تصادفی
random number generator
مولد اعداد تصادفی
random number generator
مولد عدد تصادفی
obiter dictum
بیان ضمنی و تصادفی
addressed memory
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
rams
حافظه با دستیابی تصادفی emory
addressable storage
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
RAM
[random access memory]
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
casrd random access memory
حافظه دستیابی تصادفی کارت
Random-access memory
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
rammed
حافظه با دستیابی تصادفی emory
dynamic ram
حافظه دستیابی تصادفی پویا
simple randon sampling
نمونه گیری تصادفی ساده
ram
حافظه با دستیابی تصادفی emory
randomize
بصورت اتفاقی یا تصادفی در اوردن
random scan graphics
نگاره سازی با پوشش تصادفی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com