English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English Persian
proselyte کسیکه تازه بدینی واردشود
Other Matches
ordinee کسیکه تازه درجه شماسی گرفته است
obituarian کسیکه در گذشتهای تازه راباشرح حال درگذشتگان درروزنامه اعلان می کنند
obituarist کسیکه در گذشتهای تازه رابا شرح حال در گذشتگان درروزنامه اعلان می کنند
mediaevalist کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
enactory دربردارنده مقر رات) تازه برقرارکننده حقوق تازه
new blood <idiom> جان تازه به چیزی دادن ،نیروی تازه یافتن
stripper کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
strippers کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
new coined تازه بنیاد تازه سکه زده
newlywed تازه داماد تازه عروس
hobbledehoy کره اسبی که تازه بالغ شده ادم تازه بالغ
one who کسیکه
dragman کسیکه
blessed is he who کسیکه
gospeller کسیکه
whom کسیکه
stalker کسیکه میخرامد
introspectionist کسیکه معتقد به
constructionist کسیکه قانون
minimalist کسیکه خرسنداست
whomso بهر کسیکه
long shot کسیکه درمسابقات
scaler کسیکه مقیاس بکارمیبرد
pall bearer کسیکه در همراهی با جنازه
obstructionist کسیکه برای جلوگیری
nob کسیکه از طبقات بالاباشد
rumormonger کسیکه شایعه میسازد
misogynist کسیکه از زن بیزار است
euphuist کسیکه باتصنع چیزیراانشامیکند
misogynists کسیکه از زن بیزار است
wonder worker کسیکه معجزه میکند
nobs کسیکه از طبقات بالاباشد
benedick کسیکه پس از مدتهاتجرد زن اختیارمیکند
figurant کسیکه باجمع میرقصد
heliophobe کسیکه ازافتاب بیزاراست
snorter کسیکه خرناس میکشد
joggers کسیکه اهسته می دود
jogger کسیکه اهسته می دود
tugger کسیکه کوشش وتقلامیکند
fruitarian کسیکه با میوه زندگی میکند .
non entity کسیکه بودونابوداو یکی است
griper کسیکه مرتب شکایت میکند
autodidact کسیکه پیش خود میاموزد
nightwalker کسیکه شب در خواب راه میرود
sitter کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
scapegoats کسیکه قربانی دیگران شود
contrapuntist کسیکه درجفت کردن اوازهااستاداست
gunfighter کسیکه با اسلحه گرم میجنگد
purse bearer کسیکه کیف مهربزرگ را میبرد
pseudologer کسیکه مرتبا دروغ میگوید
night walker کسیکه در خواب راه میرود
sitters کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
fruiter کسیکه درخت میوه میکارد
symposiast کسیکه در بزم شرکت میکند
ortorian کسیکه شرکت در خواندن بنماید
somnambulistic کسیکه درخواب راه میرود
paperhanger کسیکه کاغذ دیواری می چسباند
soliloquizer کسیکه باخود حرف میزند
paradoxist کسیکه سخنهای متناقض میگوید
soliloquist کسیکه باخود حرف میزند
paralogist کسیکه قیاس نادرست میسازد
personator کسیکه خودرابنام دیگری قلمدادمیکند
pledger کسیکه بسلامتی کسی مینوشد
sandbagger کسیکه کیسه شن بکار برد
songwriter کسیکه شعراهنگهای معروف را میسراید
symposiarch کسیکه جلسهای را اداره میکند
cessionary کسیکه چیزی باوواگذارشده باشد
gossiper کسیکه شایعات بی اساس میدهد
stargazer کسیکه به ستاره ها خیره شده
revenant کسیکه که ازغربت یاتبعیدبرگشته است
speller کسیکه لغت را هجی میکند
processionist کسیکه با دستهای راه میافتد
presentee کسیکه چیزی باوعرضه شده
browser کسیکه جسته وگریخته میخواند
pseudologist کسیکه مرتبا دروغ میگوید
malaprop کسیکه واژه ها را اشتباه بکارمیبرد
sweater کسیکه عرق میکند پلوور
sweaters کسیکه عرق میکند پلوور
negroid کسیکه خون سیاهان در او باشد
deadhead کسیکه بدون بلیط سوار
gigman کسیکه درشکه تک اسبه دارد
winegrower کشتگر انگور کسیکه انگورمیکارد
libertine کسیکه پابند مذهب نیست
libertines کسیکه پابند مذهب نیست
inductee کسیکه وارد خدمت شده
weaner کسیکه بچه را از شیر میگیرد
light sleeper کسیکه خوابش سبک است
liveryman کسیکه لباس نوکری بر تن دارد
embracer کسیکه دردادگاه اعمال نفوذمیکند
elephantiac کسیکه دچاربیلپای یاجذام است
faunist کسیکه مطالعه درجانوران یک کشورمیکند
watcher کسیکه پاسداری و نظارت میکند
watchers کسیکه پاسداری و نظارت میکند
fillbelly کسیکه درکاری حریص باشد
depositor کسیکه پول در بانک میگذارد
lobbyer کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
demonist کسیکه معتقدبهستی دیووتوانایی اوست
first nighter کسیکه درنخستین شب هرنمایش بتماشامیرود
waxer کسیکه موم مالی میکند
chain-smoker کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
lobbyists کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
lobbyist کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
pranksters کسیکه شوخی زننده کند
prankster کسیکه شوخی زننده کند
falconer کسیکه با شاهین شکار میکند
falconers کسیکه با شاهین شکار میکند
hylicist کسیکه معتقد به مادیات است
chain-smokers کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
chain smoker کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
ghost-writers کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost-writer کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost writer کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
loitered :کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loiterer کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loitering :کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
prison bird کسیکه زندان خانه او شده است
loiter :کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
prisoner at the bar کسیکه در نزد دادگاه متهم است
moonlighter کسیکه بطور قاچاقی کار میکند
misanthropist کسیکه از جامعه و از انسان بیزار است
arsonist کسیکه عمدا ایجاد حریق میکند
malapropian کسیکه لغات را غلط بکار میبرد
sadistic کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
head liner کسیکه نامش دربالای صفحهای نموداراست
loiters :کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
progress chaser کسیکه برپیشرفت کار نظارت میکند
sadistically کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
milch cow کسیکه باسانی میتوان پول از او در اورد
hemiplegic کسیکه نیم بدنش فلج است
pone کسیکه ورق بازی رابر میزند
mumbler کسیکه اهسته وناشمرده سخن میگوید
orthoepist کسیکه با تلفظ درست چیز میخواند
jailŠetc کسیکه زندان خانه اوشده است
knobbler کسیکه سنگ را ازگره صاف میکند
octoroon کسیکه یک هشتم از خون سیاهان در او باشد
ox man کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است
knocker up کسیکه بردرخانه هامیزندتاکارگران را ازخواب بیدارکند
heteroclite کسیکه کارهایش برخلاف قاعده همگانیست
landsman کسیکه زندگی وشغلش در خشکی است
hylotheist کسیکه خدا و ماده را یکی میداند
non abstainer کسیکه از استعمال نوشابه پرهیز ننماید
colonists کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
colonist کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
air controlman کسیکه حرکت هواپیما را کنترل میکند
interpolator کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
parroter کسیکه چیزی را طوطی وار یادمیگیرد
my neighbour at dinner کسیکه سر ناهار پهلوی من نشسته است
ambidexter کسیکه هردودست بخوبی درفرمان اوباشد
irrepressible joy کسیکه نتوان از او جلو گیری کرد
vouchee کسیکه برای او گواهی وشهادت میدهند
the observed of all observers کسیکه توجه همه سوی اوست
death watch پاسبان کسیکه محکوم بمرگ است
would be کسیکه دلش میخواهد بمقامی برسد
would-be کسیکه دلش میخواهد بمقامی برسد
syllogist کسیکه مهارت درقیاس منطقی دار د
gainer کسیکه سود میبرد استفاده کننده
wool stapler کسیکه تجارت پشم خام میکند
garreteer کسیکه دراطاق زیرشیروانی زندگانی میکند
canonist کسیکه قانون شرع یا شرعیان بداند
demonstrationist کسیکه درنمایش هاوتظاهرات انبازی میکند
color bearer کسیکه پرچم را درجایگاه نگه می دارد
conventionalist کسیکه پیروایینهای قراردادی ورسمی باشد
dabster کسیکه دربازی یاکارهای دیگرزبردست است
whitener شییی یا کسیکه چیزی راسفید میکند
irreligionist کسیکه بمسائل دینی اعتنائی ندارد
free thinker کسیکه دارای فکر ازاد بوده
spoilsport کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
spoilsports کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
lumberjack کسیکه الوار وتیر اره میکند
lumberjacks کسیکه الوار وتیر اره میکند
vacuist کسیکه معتقدبوجودخلادرمیان ذرات ماده میباشد
covenantee کسیکه باوپیمانی کرده باشند متعهدله
sadist کسیکه از زجر دیگران لذت میبرد
dragsman لاروب :کسیکه رودخانه هارالاروبی میکند
revelationist کسیکه معتقد به الهام ومکاشفه است
end gatherer کسیکه اشغال پشم راجمع میکند
nonunion کسیکه عضو اتحادیه کارگری نیست
rock scorpion کسیکه که درجبل الطارق زاییده شود
weekender کسیکه به تعطیل اخر هفته میرود
undertaking کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
smatterer کسیکه از روی بی اطلاعی حرف میزند
bedder لله کسیکه بچه را خواب میکند
engrosser کسیکه اسنادرابخط درشت پاکنویس میکند
undertakers کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
undertaker کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
bookworms کسیکه علاقه مفرطی به مطالعه کتب دارد
fieldsman کسیکه دربازی توپ رانگاه داشته برمیگرداند
second fiddle کسیکه دارای وفایف فرعی ویاثانوی است
disseisor کسیکه دیگری را ازتصرف ملک خودمحروم میکند
wire dancer کسیکه که روی سیم میرقصد و بازی میکند
winnower کسیکه باد افشانی میکند ماشین بوجاری
master of the horse کسیکه گماشته بر امورخانواده سلطنتی است میراخور
wine cooper کسیکه کارش جادادن یافروختن باده است
mudlark اهل کوچه کسیکه خودرا باخاک و گل می الاید
weisenheimer کسیکه معلومات سطحی در همه چیز دارد
inlander کسیکه درون کشور یا دورازمرز زندگی میکند
epilogist کسیکه درپایان بازی شعری بخواندیانطقی اداکند
wine taster کسیکه شراب را بوسیله چشیدن ازمایش میکند
documentarian کسیکه فیلم یا مطالب مستندی را تهیه میکند
gatecrashers کسیکه به محفلی که در آن دعوت نشده است میرود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com