Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
mediaevalist
کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
Other Matches
reunionist
کسیکه که هواخواه پیوندکلیسای کاتولیک باکلیسای انگلیس میباشد
strippers
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
stripper
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
mediaeval ages
قرنهای میانه
scholastic theology
الهیات قرنهای میانه
pavis
سپربزرگی که در قرنهای میانه بکارمیبرندوسرتاپارامی پوشانید
school doctor
استاد دانشگاه یا اموزشگاه الهیات در قرنهای میانه
dragman
کسیکه
whom
کسیکه
one who
کسیکه
blessed is he who
کسیکه
gospeller
کسیکه
stalker
کسیکه میخرامد
introspectionist
کسیکه معتقد به
minimalist
کسیکه خرسنداست
long shot
کسیکه درمسابقات
constructionist
کسیکه قانون
whomso
بهر کسیکه
misogynist
کسیکه از زن بیزار است
euphuist
کسیکه باتصنع چیزیراانشامیکند
jogger
کسیکه اهسته می دود
snorter
کسیکه خرناس میکشد
heliophobe
کسیکه ازافتاب بیزاراست
joggers
کسیکه اهسته می دود
pall bearer
کسیکه در همراهی با جنازه
benedick
کسیکه پس از مدتهاتجرد زن اختیارمیکند
nob
کسیکه از طبقات بالاباشد
scaler
کسیکه مقیاس بکارمیبرد
wonder worker
کسیکه معجزه میکند
tugger
کسیکه کوشش وتقلامیکند
rumormonger
کسیکه شایعه میسازد
misogynists
کسیکه از زن بیزار است
figurant
کسیکه باجمع میرقصد
nobs
کسیکه از طبقات بالاباشد
obstructionist
کسیکه برای جلوگیری
paperhanger
کسیکه کاغذ دیواری می چسباند
non entity
کسیکه بودونابوداو یکی است
sandbagger
کسیکه کیسه شن بکار برد
speller
کسیکه لغت را هجی میکند
soliloquist
کسیکه باخود حرف میزند
libertines
کسیکه پابند مذهب نیست
songwriter
کسیکه شعراهنگهای معروف را میسراید
somnambulistic
کسیکه درخواب راه میرود
cessionary
کسیکه چیزی باوواگذارشده باشد
lobbyist
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
libertine
کسیکه پابند مذهب نیست
soliloquizer
کسیکه باخود حرف میزند
contrapuntist
کسیکه درجفت کردن اوازهااستاداست
ortorian
کسیکه شرکت در خواندن بنماید
browser
کسیکه جسته وگریخته میخواند
night walker
کسیکه در خواب راه میرود
malaprop
کسیکه واژه ها را اشتباه بکارمیبرد
negroid
کسیکه خون سیاهان در او باشد
paralogist
کسیکه قیاس نادرست میسازد
autodidact
کسیکه پیش خود میاموزد
falconers
کسیکه با شاهین شکار میکند
pledger
کسیکه بسلامتی کسی مینوشد
falconer
کسیکه با شاهین شکار میکند
scapegoats
کسیکه قربانی دیگران شود
lobbyer
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
processionist
کسیکه با دستهای راه میافتد
light sleeper
کسیکه خوابش سبک است
presentee
کسیکه چیزی باوعرضه شده
revenant
کسیکه که ازغربت یاتبعیدبرگشته است
purse bearer
کسیکه کیف مهربزرگ را میبرد
pseudologist
کسیکه مرتبا دروغ میگوید
pseudologer
کسیکه مرتبا دروغ میگوید
proselyte
کسیکه تازه بدینی واردشود
nightwalker
کسیکه شب در خواب راه میرود
liveryman
کسیکه لباس نوکری بر تن دارد
personator
کسیکه خودرابنام دیگری قلمدادمیکند
inductee
کسیکه وارد خدمت شده
ghost writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost-writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost-writers
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
chain smoker
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
chain-smoker
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
chain-smokers
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
hylicist
کسیکه معتقد به مادیات است
embracer
کسیکه دردادگاه اعمال نفوذمیکند
elephantiac
کسیکه دچاربیلپای یاجذام است
winegrower
کشتگر انگور کسیکه انگورمیکارد
fruiter
کسیکه درخت میوه میکارد
paradoxist
کسیکه سخنهای متناقض میگوید
weaner
کسیکه بچه را از شیر میگیرد
waxer
کسیکه موم مالی میکند
fruitarian
کسیکه با میوه زندگی میکند .
sweater
کسیکه عرق میکند پلوور
sweaters
کسیکه عرق میکند پلوور
first nighter
کسیکه درنخستین شب هرنمایش بتماشامیرود
fillbelly
کسیکه درکاری حریص باشد
faunist
کسیکه مطالعه درجانوران یک کشورمیکند
gossiper
کسیکه شایعات بی اساس میدهد
symposiast
کسیکه در بزم شرکت میکند
prankster
کسیکه شوخی زننده کند
stargazer
کسیکه به ستاره ها خیره شده
watchers
کسیکه پاسداری و نظارت میکند
sitters
کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
sitter
کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
gunfighter
کسیکه با اسلحه گرم میجنگد
symposiarch
کسیکه جلسهای را اداره میکند
griper
کسیکه مرتب شکایت میکند
watcher
کسیکه پاسداری و نظارت میکند
demonist
کسیکه معتقدبهستی دیووتوانایی اوست
lobbyists
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
deadhead
کسیکه بدون بلیط سوار
gigman
کسیکه درشکه تک اسبه دارد
pranksters
کسیکه شوخی زننده کند
depositor
کسیکه پول در بانک میگذارد
octoroon
کسیکه یک هشتم از خون سیاهان در او باشد
loiterer
کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
nonunion
کسیکه عضو اتحادیه کارگری نیست
milch cow
کسیکه باسانی میتوان پول از او در اورد
misanthropist
کسیکه از جامعه و از انسان بیزار است
moonlighter
کسیکه بطور قاچاقی کار میکند
non abstainer
کسیکه از استعمال نوشابه پرهیز ننماید
hemiplegic
کسیکه نیم بدنش فلج است
my neighbour at dinner
کسیکه سر ناهار پهلوی من نشسته است
mumbler
کسیکه اهسته وناشمرده سخن میگوید
heteroclite
کسیکه کارهایش برخلاف قاعده همگانیست
garreteer
کسیکه دراطاق زیرشیروانی زندگانی میکند
gainer
کسیکه سود میبرد استفاده کننده
free thinker
کسیکه دارای فکر ازاد بوده
hylotheist
کسیکه خدا و ماده را یکی میداند
demonstrationist
کسیکه درنمایش هاوتظاهرات انبازی میکند
landsman
کسیکه زندگی وشغلش در خشکی است
knocker up
کسیکه بردرخانه هامیزندتاکارگران را ازخواب بیدارکند
knobbler
کسیکه سنگ را ازگره صاف میکند
color bearer
کسیکه پرچم را درجایگاه نگه می دارد
irreligionist
کسیکه بمسائل دینی اعتنائی ندارد
death watch
پاسبان کسیکه محکوم بمرگ است
conventionalist
کسیکه پیروایینهای قراردادی ورسمی باشد
jailŠetc
کسیکه زندان خانه اوشده است
covenantee
کسیکه باوپیمانی کرده باشند متعهدله
irrepressible joy
کسیکه نتوان از او جلو گیری کرد
canonist
کسیکه قانون شرع یا شرعیان بداند
air controlman
کسیکه حرکت هواپیما را کنترل میکند
malapropian
کسیکه لغات را غلط بکار میبرد
ambidexter
کسیکه هردودست بخوبی درفرمان اوباشد
arsonist
کسیکه عمدا ایجاد حریق میکند
head liner
کسیکه نامش دربالای صفحهای نموداراست
engrosser
کسیکه اسنادرابخط درشت پاکنویس میکند
end gatherer
کسیکه اشغال پشم راجمع میکند
bedder
لله کسیکه بچه را خواب میکند
interpolator
کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
dragsman
لاروب :کسیکه رودخانه هارالاروبی میکند
dabster
کسیکه دربازی یاکارهای دیگرزبردست است
would-be
کسیکه دلش میخواهد بمقامی برسد
progress chaser
کسیکه برپیشرفت کار نظارت میکند
prisoner at the bar
کسیکه در نزد دادگاه متهم است
prison bird
کسیکه زندان خانه او شده است
pone
کسیکه ورق بازی رابر میزند
loiter
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
sadist
کسیکه از زجر دیگران لذت میبرد
loitered
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loitering
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loiters
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
vouchee
کسیکه برای او گواهی وشهادت میدهند
revelationist
کسیکه معتقد به الهام ومکاشفه است
rock scorpion
کسیکه که درجبل الطارق زاییده شود
spoilsport
کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
sadistic
کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
syllogist
کسیکه مهارت درقیاس منطقی دار د
lumberjacks
کسیکه الوار وتیر اره میکند
lumberjack
کسیکه الوار وتیر اره میکند
spoilsports
کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
undertaker
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
undertakers
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
smatterer
کسیکه از روی بی اطلاعی حرف میزند
would be
کسیکه دلش میخواهد بمقامی برسد
the observed of all observers
کسیکه توجه همه سوی اوست
weekender
کسیکه به تعطیل اخر هفته میرود
undertaking
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
parroter
کسیکه چیزی را طوطی وار یادمیگیرد
sadistically
کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
ox man
کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است
colonists
کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
whitener
شییی یا کسیکه چیزی راسفید میکند
orthoepist
کسیکه با تلفظ درست چیز میخواند
wool stapler
کسیکه تجارت پشم خام میکند
colonist
کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
vacuist
کسیکه معتقدبوجودخلادرمیان ذرات ماده میباشد
documentarian
کسیکه فیلم یا مطالب مستندی را تهیه میکند
textualist
کسیکه درنقل یا اقتباس عبارات چالاک است
green thumbed
کسیکه در پرورش گیاهان شانس و استعدادخوبی دارد
disseisee
کسیکه ازتصرف ملک خودمحروم شده است
dipsomaniac
کسیکه میل مفرط بنوشابههای الکلی دارد
diner out
کسیکه بیشتراوقات شام وناهارخودرابیرون ازخانه میخورد
disseisor
کسیکه دیگری را ازتصرف ملک خودمحروم میکند
rubricator
کسیکه عنوانهای کتابی رابخط قرمز مینویسد
inlander
کسیکه درون کشور یا دورازمرز زندگی میکند
gatecrashers
کسیکه به محفلی که در آن دعوت نشده است میرود
gatecrasher
کسیکه به محفلی که در آن دعوت نشده است میرود
dedicatee
کسیکه چیزی باوپیشکش یابنام اووقف میشود
ventriloquists
کسیکه بجای عروسک یاجانوری تکلم کند
ventriloquist
کسیکه بجای عروسک یاجانوری تکلم کند
wine taster
کسیکه شراب را بوسیله چشیدن ازمایش میکند
wine cooper
کسیکه کارش جادادن یافروختن باده است
infallibilist
کسیکه معتقد است که پاپ اشتباه نمیکند
bookworms
کسیکه علاقه مفرطی به مطالعه کتب دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com