English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English Persian
To behead ( decapitate ) someone . کسی را گردن زدن (با شمشیر وغیره )
Other Matches
lei دستبند یا گردن بندی از گل وغیره که بر گردن میاویزند گردن بند گل
covered گرفتن شمشیر به وضعی که شمشیر خودبخود در حمله حریف منحرف نشود
double مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
necks گردن سر و گردن اسب
neck گردن سر و گردن اسب
torticollis کجی مادرزادی گردن گردن کجی
blade شمشیر
swords شمشیر
spits شمشیر
spit شمشیر
spurtle شمشیر
swordsman شمشیر زن
sword شمشیر
bilboa شمشیر
bilbo شمشیر
bolo شمشیر
swordsman شمشیر باز
hilt دسته شمشیر
swordsmanship شمشیر بازی
to carry sword شمشیر جستن
hilts دسته شمشیر
pommel قبه شمشیر
pommels قبه شمشیر
foible تیغه شمشیر
tucker شمشیر ساز
With a stork of the sword. با ضرب شمشیر
foibles تیغه شمشیر
swordlike شمشیر مانند
sabre cut زخم شمشیر
scabbard غلاف شمشیر
scabbards غلاف شمشیر
at the point of the sword بدم شمشیر
baldric بند شمشیر
claymore شمشیر دودمه
gladiate شمشیر مانند
daito شمشیر بزرگ
foilsman شمشیر باز
swordplay فن شمشیر بازی
rapiers شمشیر دودم
rapier شمشیر دودم
fence شمشیر بازی
fences شمشیر بازی
sword knot شرابه شمشیر
sword fish شمشیر ماهی
handle قبضه شمشیر
handles قبضه شمشیر
sword dance رقص شمشیر
sword cutter شمشیر ساز
sword cut زخم شمشیر
blade تیغه شمشیر
fencer شمشیر باز
swordfishes شمشیر ماهی.
swordfish شمشیر ماهی.
steeling شمشیر پولادی
steels شمشیر پولادی
steeled شمشیر پولادی
steel شمشیر پولادی
fences شمشیر بازی کردن
academic assault شمشیر بازی نمایشی
curtle ax شمشیر کوتاه وسنگین
curtal ax شمشیر کوتاه وسنگین
stoccado پرتاب با ضربه شمشیر
in line شمشیر در وضع حمله
action on the blade تماس با شمشیر حریف
toledo شمشیر ابدارمصنوع تولدو
point d'arret نوک چنگالی شمشیر
backsword شمشیر یک لبهء برنده
stoccata پرتاب با ضربه شمشیر
fence شمشیر بازی کردن
sword play مهارت در بکارگیری شمشیر
scimitar شمشیر هلالی شکل
falchion شمشیر کوتاه و پهن
partizan شمشیر پهن ودسته بلند
weak ناحیه نزدیک نوک شمشیر
weaker ناحیه نزدیک نوک شمشیر
double touch ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
weakest ناحیه نزدیک نوک شمشیر
double hi ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
circular parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
counter parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
The pen is mightier than the sword. <proverb> قلم قدرتمندتر از شمشیر است .
weaknesses ناحیه نزدیک نوک شمشیر
sword dance اجرای رقص در اطراف شمشیر
sabre cut زخم شوشکه ضربه شمشیر
foibles نیمی از شمشیر از وسط تانوک
foin فرو بردن شمشیر یا نیزه
engagement تماس دو تیفه شمشیر درگارد
engagements تماس دو تیفه شمشیر درگارد
foible نیمی از شمشیر از وسط تانوک
electric foil شمشیر فویل با نوک برقدار
partisans شمشیر پهن ودسته بلند
partisan شمشیر پهن ودسته بلند
fortes نیمی از شمشیر از وسط تیغه تا دسته
forte نیمی از شمشیر از وسط تیغه تا دسته
change of engagement وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
line of engagement ناحیهای از سینه که روبروی شمشیر قراردارد
binds کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
handle قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
handles قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
bind کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
director مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
compound parry دفع شمشیر حریف با دو حرکت یا بیشتر
croise عبور تیغه شمشیر به شکل خاص
guard کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
guards کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
manipulators گرفتن شمشیر با شست وانگشت ابهام
acinaces شمشیر کوتاه ایرانیان قدیم وسکاها
sabres شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
guarding کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
sabers شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
saber شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
directors مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
sabre شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
stiff-necked گردن کش
crookneck گردن کج
paxwax پی گردن
neck گردن
restiff گردن کش
mooic گردن
napes پس گردن
nape پس گردن
insubordinate گردن کش
necks گردن
neck necessity گردن
scimitar شمشیر کارد دسته دراز ونوک برگشته
touch برخورد شمشیر به بدن ضربه فنی کشتی
touches برخورد شمشیر به بدن ضربه فنی کشتی
mufflers شال گردن
necklet خز یا شال گردن
stodgy گردن کلفت
napes پشت گردن
nape پشت گردن
roughneck گردن کلفت
muffler شال گردن
nip up اسکلبکا پس گردن
noddles پشت گردن
cervices پشت گردن
cervix پشت گردن
cervixes پشت گردن
collar گردن بند
collars گردن بند
stiff necked گردن کلفت
restively گردن کشانه
ruffians گردن کلفت
stiff neck گردن خشک
noddle پشت گردن
restiveness گردن کشی
nucha پشت گردن
feeds تغذیه گردن
feed تغذیه گردن
ruffian گردن کلفت
arrogant گردن فراز
arrogantly گردن فراز
stoutness گردن کلفتی
refractorily گردن کشانه
pervicacious گردن کش سرسخت
dumpy گردن کلفت
stiff neck خشکی گردن
beheaded گردن زدن
He came back downcast ( shamefacekly ) . با گردن کج بر گشت
hoodman blind گردن کلفت
shawl دستمال گردن
shawls دستمال گردن
behead گردن زدن
long necked گردن دراز
beheads گردن زدن
necklines گردن لباس
neckline گردن لباس
beheading گردن زدن
narrow necked گردن باریک
incrassate غلیظ گردن
neckerchiefs دستمال گردن
deer neck گردن همایی
deer neck گردن کشیده
decollation گردن زنی
decollate گردن زدن
necklace گردن بند
neckerchief دستمال گردن
tie دستمال گردن
ties دستمال گردن
necklet گردن پوش
handkerchiefs دستمال گردن
cervical وابسته به گردن
tippet گردن پوش
the neck of a womb گردن زهدان
neckcloth دستمال گردن
ascot شال گردن
decapitate گردن زدن
decapitated گردن زدن
decapitates گردن زدن
decapitating گردن زدن
the neck of a bottle گردن بطری
ascot دستمال گردن
anadem گردن بند
handkerchief دستمال گردن
chased گردن توپ
chases گردن توپ
chase گردن توپ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com