English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (4 milliseconds)
English Persian
cut and thrust کشمکش دست بیقه
Search result with all words
scuffle کشمکش کردن دست بیقه شدن با
scuffled کشمکش کردن دست بیقه شدن با
scuffles کشمکش کردن دست بیقه شدن با
scuffling کشمکش کردن دست بیقه شدن با
Other Matches
trench knitfe چاقوی مخصوص مبارزه دست بیقه
row کشمکش
melec کشمکش
skirmishes کشمکش
skirmish کشمکش
wrestling کشمکش
bouts کشمکش
bout کشمکش
scuffle کشمکش
scuffling کشمکش
scuffles کشمکش
scuffled کشمکش
struggles کشمکش تنازع
struggle کشمکش تنازع
agonist دچار کشمکش
antagonise کشمکش کردن
struggled کشمکش تنازع
stour کشمکش عجله
wintle کشمکش کردن
in-fighting کشمکش درونی
scrimmages هنگامه کشمکش
struggling کشمکش تنازع
tension تنش کشمکش
conflict کشمکش نبرد
conflicted کشمکش نبرد
conflicts کشمکش نبرد
war کشمکش کردن
wars کشمکش کردن
scrimmage هنگامه کشمکش
tensions تنش کشمکش
wrestles کشتی کشمکش
wrestled کشتی کشمکش
wrestle کشتی کشمکش
toiling کار پر زحمت کشمکش
tussles مسابقه جسمانی کشمکش
tussled مسابقه جسمانی کشمکش
toiled کار پر زحمت کشمکش
tussle مسابقه جسمانی کشمکش
toil کار پر زحمت کشمکش
spat کشمکش کردن سیلی
tussling مسابقه جسمانی کشمکش
battle royal نزاع سخت کشمکش خصومت امیز
fabianism نحله سوسیالیستی معتدل که به سال 4881 درانگلستان تشکیل شد و در واقع پایه حزب کارگر محسوب میشود . اصحاب این مسلک باعقاید مارکس در زمینه لزوم کشمکش طبقاتی و نیز انقلاب و شدت عمل جهت وصول به اهداف سوسیالیزم موافقت ندارند
to scramble for something هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com