English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
elam کشور ایلام قدیم که درناحیه خوزستان بوده
Other Matches
canon low دررم قدیم مورد عمل بوده وامروز در
inflationary gap وقتی اقتصاد کشور در حالتی باشدکه اشتغال کامل محسوس بوده
Jaff design طرح جاف [جاف از روستاهای کردستان می باشد و از قدیم به بافت انواع کیسه های خورجینی و دستی شهرت داشته است. طرح ها اکثرا لوزی شکل بوده و لبه ها حالت قالب دارند.]
teutonic از نژاد قدیم المانی زبان قدیم توتنی
sciatic درناحیه چاربند
mesarch زیست کننده درناحیه مرطوب
republic حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republics حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
re attachment در مورد کسی که قبلا" توقیف شده بوده وبه علتی بدون تعیین تاریخ دقیق ازاد شده بوده است die sine
Quchan قوچان [شمال خراسان که از اوایل قرن یازدهم هجری قمری به بافت فرش مشغول بوده و بافندگان آن کردهای مهاجر کردستان می باشند.بیشتر فرش ها تماما پشم بوده و گره ترکی دارند.]
Burundi کشور بروندی در مرکز خاوری افریقا و شرق کشور زئیر
secession تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
extraditing مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradites مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradited مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradite مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
provincialism اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
innocent passage مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
letter of recall نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
nonaligned کشور غیر متعهد از نظرسیاسی کشور غیر وابسته
of old قدیم
anciently در قدیم
the old world بر قدیم
yore در قدیم
primitive قدیم
pierian در مقدونیه قدیم
immensurable خیلی قدیم
the old ways رسوم قدیم
ancientry عهد قدیم
Aborigine اهلی قدیم
the old testament عهد قدیم
In times past . In olden days . درروزگاران قدیم
old world دنیای قدیم
f. times ایام قدیم
tzar امپراطورروسیه قدیم
the youth of the world روزگارخیلی قدیم
dateless بسیار قدیم
country cover diagram دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
facts بوده
i have been بوده ام
been بوده
fact بوده
has been بوده
has-beens بوده
has-been بوده
babylon شهر بابل قدیم
carthage شهر کارتاژ قدیم
iguanodont سوسماربزرگ گیاهخوار قدیم
immemorially بطور خیلی قدیم
conservatives پیرو سنت قدیم
satrap استاندار قدیم ایران
land grave کنت قدیم المانی
kempo تکنیک قدیم کاراته
conservative پیرو سنت قدیم
conventionality پیروی از سنت قدیم
italic وابسته به ایتالیاییهای قدیم
It is an old saying that … از قدیم گفته اند که ...
proconsular وابسته به فرمانداران رم قدیم
proconsulship مقام فرمانداری در رم قدیم
unite سکه قدیم انگلیسی
unites سکه قدیم انگلیسی
early مربوط به قدیم عتیق
old english زبان انگلیسی قدیم
from immemorial times از زمان خیلی قدیم
samson قاضی قدیم اسرائیل
Old Testament پیمان یا وصیت قدیم
samaria سامریه در فلسطین قدیم
earliest مربوط به قدیم عتیق
uniting سکه قدیم انگلیسی
has been بوده است
coffee roaster قهوه بوده
has-been بوده است
has-beens بوده است
sab وابسته به سبایایمن قدیم یمنی
fabliau وابسته باشعار قدیم فرانسه
punic اهل کارتاژ قدیم قرطاجنی
immemorial بسیار قدیم خیلی پیش
ecclesiast عضوانجمن سیاسی اتنیهای قدیم
doric بسبک معماری قدیم یونان
propraetor کنسول فرمانداراستان قدیم روم
Hamedan شهر همدان [اکباتان قدیم]
triumvirates یکی از سه زمامدار روم قدیم
old guard صنوف صاحب اعتبار قدیم
plebs توده مردم روم قدیم
triumvirate یکی از سه زمامدار روم قدیم
triumvier یکی از سه زمامدار روم قدیم
pony express پست سریع السیر قدیم
old indian defence دفاع هندی قدیم شطرنج
paleo etc وابسته بشمال دنیای قدیم
stuart خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
saker باز شکاری در اروپای قدیم
apis گاو مقدس مصریان قدیم
pandect حقوق مدنی روم قدیم
nestorian کلیسای نسطوری قدیم ایران
ra خدای افتاب مصریان قدیم
tchigorin indian دفاع هندی قدیم شطرنج
macaque نوعی میمون دنیای قدیم
paleo arctic or palaeo وابسته بشمال دنیای قدیم
the a of days خدای سرمدی قدیم الایام
mercury یکی از خدایان یونان قدیم
paleethnology مبحث شناسایی انسانهای قدیم
babel شهر و برج قدیم بابل
macaca نوعی میمون دنیای قدیم
he has passed the chair رئیس بوده است
doric وابسته بمردم دوریس یونان قدیم
mycenaean اهل شهر "مسین " قدیم یونان
guard mount مراسم تعویض پاسدار قدیم یاجدید
goth یکی از اقوام المانی قدیم بربری
mycenian اهل شهر "مسین " قدیم یونان
atrium اطاق میانی خانههای روم قدیم
portcullis درورودی قلعههای قدیم پنجره کشودار
gambit of aleppo نام قدیم گامبی وزیر شطرنج
protasis نخستین قسمت درام قدیم رومی
sogdian اهل سغدیا یا سغد قدیم ایران
archon یکی از افسران عالیرتبهء اتن قدیم
acinaces شمشیر کوتاه ایرانیان قدیم وسکاها
essenism اصول یازندگی راهبان قدیم یهود
portcullises درورودی قلعههای قدیم پنجره کشودار
He is an old – timer at this club . از قدیم عضو این با شگاه بو ده است
shekel واحد وزن وپول بابل قدیم
lawmerchant قواعد واصول قدیم معاملات بازرگانی
pre chellean وابسته به اواخر دوره عصرحجر قدیم
classics مربوط به نویسندگان قدیم لاتین ویونان
classic مربوط به نویسندگان قدیم لاتین ویونان
lambrequin دستمال روی کلاه خوددلاروران قدیم
from (since) the year one [American E] <adv.> از زمان خیلی قدیم [اصطلاح روزمره]
quadriga ارابه چهار اسبه رومیان قدیم
from (since) the year dot [British E] <adv.> از زمان خیلی قدیم [اصطلاح روزمره]
Whig عضو حزب "ویگ " در انگلیس قدیم
Whigs عضو حزب "ویگ " در انگلیس قدیم
hierology علم خواندن خطوط قدیم مصر
propretor کنسول فرماندار استان قدیم روم
hoplite سرباز پیاده مسلح یونان قدیم
paleontology مبحث زیست شناسی دوران قدیم
premundane پیش ازافرینش جهان بوده
She has been a good wife to him. همسر خوبی برایش بوده
knight bachelor پایین ترین مرتبه سلحشوری قدیم انگلیس
primogeniture حق فرزند ارشد ذکور نسبت به تمام ارث (در قدیم)
olympiad جشن ها ومسابقات قدیم یونان مسابقات المپیک
scutum سپر دراز یا تخم مرغی روم قدیم
paleolith الات سنگی نتراشیده عصر حجر قدیم
shaman کشیش یاکاهن یاجادوگرمردم قدیم شمال اسیاواروپا
uncial وابسته بحروف الفبای قدیم یونان و روم
gutta تزئینات مخروطی شکل سردیوار ساختمانهای قدیم
She is always making trouble for her friends. همیشه برای دوستانش درد سر بوده
cerberus سگ سه سری که پاسبان دوزخ بوده مستحفظ
She has known better days in her youth . معلومه که در جوانی وضعش بهتر بوده
free thinker کسیکه دارای فکر ازاد بوده
maenad حوری زیبایی که ملازم دیونیسوس بوده
judea یهودیه که قسمتی از جنوب فلسطین بوده
how long since is it? چند وقت پیش بوده است
menad حوری زیبایی که ملازم دیونیسوس بوده
staged تغییر بین سیستم قدیم و جدید در یک سری طبقات
modernism نو گرایی سازش دادن عقاید قدیم باافکار جدید
paleontologist ویژه گر زیست شناسی دوران قدیم یا کهنه سنگی
archeologic وابسته به باستان شناسی مربوط بعلم اثار قدیم
fleur de lys گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
fleur de lis گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
queen dowager زنی که شوهرش پادشاه بوده ومرده است
palating مجلل امیری که دارای امتیازات سلطنتی بوده
fortuitism اعتقادباینکه انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده
lowboy عضو حزب محافظه کار قدیم میز چهارپایه کشودار
paleolithic وابسته به دوره دوم عصر حجر قدیم یا کهنه سنگی
mesolithic وابسته بدوره بین عصر حجر قدیم وجدید میانسنگی
co respondent مردی که متهم بزنابازن شوهرداری بوده وباخودان زن یکجاموردتعیق
revivor تعقیب دعوایی که به علتی معوق مانده بوده است
syren یکی از جانورانی که نصف زن ونصف دیگرپرنده بوده است
daimon خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو
daemon خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو
palafitte خانهای که درزمانهای قدیم پیش ازتاریخ روی تیرهای که دردریاچه فرومیکردند
clavichord یکجورسازسیمی وجا انگشتی دارکه پیشروپیانوی کنونی بوده است
fortuist کسیکه معتقداست که انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده است
cylix ابخوری پایه دار ودسته که درقدیم معمول بوده است
epanastrophe شروع جملهای باهمان کلمه که دراخرجمله پیش بوده است
moses antedates zoroastes موسی ازحیث سال تاریخی پیش از زردتشت بوده است
glacial epoch عصریخ :عصری که یخ بیشترنیم کره شمالی راپوشانده بوده است
nereid هریک ازپنجاه حوری دریایی که دختران نروس بوده اند
limited divorce طلاقی که مدت ان محدود بوده پس ازانقضای مهلت بخودی خودرجوع شود
catapults هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
open jet tunnel تونل بادی که قسما کار ان باز بوده و فاقد دیواره میباشد
catapulted هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulting هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapult هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
movable dam سدی که قابل انتقال بوده و مغمولا درمسیر سیل قرار می دهند
light trap اسبابی که حائل نور بوده ولوازم عکاسی دران حرکت کند
yellow bile مادهء زردی که در قدیم میگفتند از کبد ترشح میشود و موجب ایجادحالت سودایی میگردد
eocene دوره زمین شناسی >ایوسن < در عهد سوم که بین >پلیوس < و اکیگوسن بوده
accadian که قبل از زبان اشوری رایج بوده و درکتیبههای میخی دیده شده است
commodity چیزی که قادر به رفع نیاز بشر بوده ومقدار عرضه ان محدود باشد
gorgon یکی ازسه زنی که موهای سرشان مار بوده و هر کس بدانهانگاه میکردسنگ میشد
commodities چیزی که قادر به رفع نیاز بشر بوده ومقدار عرضه ان محدود باشد
foreign excess تجهیزات نظامی که از مصرف داخلی اضافه تر بوده و به خارج ارسال یا فروخته می شوند
tandem roller نوعی قلطک که دارای چرخهای فلزی بوده وچرخها پشت سر هم حرکت میکند
hard hyphen خط کجی که به هنگام هجی کردن مورد نیاز بوده وهمیشه چاپ می گردد
unidirectional composite ساختاری که همه الیاف یارشتههای ان موازی بوده ومعمولا در جهت نیروی وارده میباشند
esquire عنوان روی نامه وامثال ان برای مردهاعنوانی که یکدرجه پایین تراز>شوالیه < بوده
fetishes اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
fetish اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
laced window [مجموعه ای از پنجره های عمودی که در قرن هجده میلادی در انگلستان متداول بوده است.]
reporting by axception گزارشی که فقط حاوی اقلام خارج از قلمرو عادی بوده ونیازمند توجه مدیریت است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com