Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (9 milliseconds)
English
Persian
espadrille
کفش دم پایی
pantof
کفش دم پایی
panton
کفش دم پایی
shoepac
کفش دم پایی
shoepack
کفش دم پایی
Search result with all words
foothold
زیر پایی
footholds
زیر پایی
lead
پایی که در پرش از روی مانع زودتر از پای دیگر بلند میشود
leads
پایی که در پرش از روی مانع زودتر از پای دیگر بلند میشود
pedal
پدال پایی
pedaled
پدال پایی
pedaling
پدال پایی
pedalled
پدال پایی
pedalling
پدال پایی
pedals
پدال پایی
soft pedal
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
bicycle
دوچرخه پایی
bicycles
دوچرخه پایی
maladroitness
ناشی گری بیدست و پایی
push bike
دوچرخه پایی
push bikes
دوچرخه پایی
planter
کف پایی
planters
کف پایی
ambulatory psychotherapy
روان درمانی سر پایی
an odd slipper
یک لنگه کفش سر پایی
coefficient of rigidity
ضریب سخت پایی
defendance need
نیاز خویشتن پایی
elephantiasis
پیل پایی
foot brake
ترمز پایی
foot operated starting switch
کلید راه انداز پایی
foot operated starting switch
استارتر پایی
foot pedal
پدال پایی
foot pedal switch
سوئیچی که با پدال پایی بکار میافتد.
foot starter
استارتر پایی
foot starter
راه انداز پایی
footrest
زیر پایی
footy
پادار پایی
kick starter
راه انداز پایی
lubberliness
بی دست و پایی ناازمودگی
lubberly
از روی کودنی یابیدست و پایی
melodeon
ارگ پایی یا دستی نوعی نی کوچک
melodion
یکجور ارگ دستی یا پایی
modulus of rigidity
ضریب سخت پایی
pantof
کفش سر پایی
papoosh
کفش سر پایی
pedicab
سه چرخه پایی
pivot foot
پایی که درهنگام حرکت بایدروی زمین بماند
plantar
کف پایی
polypody
هزار پایی
pumiceous
سنگ پایی
pumicestone slag
سرباره سنگ پایی
subbass
کلیدرکاب پایی ارگ وپیانو
takeoff leg
پایی که فشار برروی ان است
tarsal
مچ پایی استخوان قوزک پا
territoriality
بوم پایی
to muff a ball
از بی دست و پایی توپ رانگرفتن
to muff a catch
از بی دست و پایی توپ رانگرفتن
treadle press
ماشین چاپ پایی
velocipede
دوچرخه پایی
criss-cross
پایی
criss-crossed
پایی
criss-crosses
پایی
criss-crossing
پایی
foot control
کنترل پایی
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com