Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 130 (8 milliseconds)
English
Persian
pseudoclassic
کلاسیک کاذب
Other Matches
classics
کلاسیک
classical
کلاسیک
classic
کلاسیک
classic armes
سلاحهای کلاسیک
classic war
جنگ کلاسیک
academic assault
یورش کلاسیک
orthodox school
مکتب کلاسیک
classical theory
نظریه کلاسیک
pseudoclassic
شبه کلاسیک
classical system
دستگاه کلاسیک
non quantized system
دستگاه کلاسیک
classical psychoanalysis
روانکاوی کلاسیک
classical variation
واریاسیون کلاسیک
classical bononi defence
دفاع بنونی کلاسیک
classical conditioning
شرطی سازی کلاسیک
classical economics
علم اقتصاد کلاسیک
Orinthian Order
معماری کلاسیک
[در یونان و رم]
classical economics
مکتب کلاسیک در اقتصاد
liberal school
مکتب اقتصادی کلاسیک
classical mechanics
مکانیک کلاسیک
[فیزیک]
husk
[تزئینات کلاسیک شبیه حلقه گل]
postclassical
مربوط به دوره بعد از کلاسیک
kata
فنون کلاسیک و منتخب جودو فرم
composer
آهنگ ساز
[بیشتر موسیقی کلاسیک]
pseudo
کاذب
faise
کاذب
false fcoor
کف کاذب
rose rash
کاذب
mendacious
کاذب
liars
کاذب
pseudotuberculosis
سل کاذب
false floor
کف کاذب
liar
کاذب
false
کاذب
lairs
کاذب
lair
کاذب
antefix
[حاشیه تزئینی کتیبه ها در مقبره های کلاسیک]
lion
[حکاکی سر شیر در معماری کلاسیک بخصوص در کتیبه ها]
antefixum
[حاشیه تزئینی کتیبه ها در مقبره های کلاسیک]
radical economists
منظور گروهی ازاقتصاددانان کلاسیک مانندمالتوس و مارکس میباشد
geison
[سنگ سیاه در قسمت بالایی کتیبه های کلاسیک]
guilloche
[تزئینات کلاسیک با نوار یا قیان به هم تابیده شده]
[معماری]
hypotrachelion
[um]
[در معماری کلاسیک قسمتی بین سرستون و میله ستون]
abuse
[خطاهای داده شده در شکل های معماری کلاسیک]
pseudocarp
میوه کاذب
pseudocyesis
ابستنی کاذب
pseudoaggression
پرخاشگری کاذب
pseudohallucination
توهم کاذب
pseudomembrance
غشای کاذب
pseudodepression
افسردگی کاذب
pseudomemory
خاطره کاذب
corbel-arch
طاق کاذب
spurious correlation
همبستگی کاذب
scarlet rash
سرخچه کاذب
pseudopregnancy
ابستنی کاذب
pseudopodium
پای کاذب
pseudomorphism
شکل کاذب
pseudomorphism
نمود کاذب
pseudomorph
شکل کاذب
serosa
مشیمه کاذب
false ribs
ریبهای کاذب
friars lantern
نور کاذب
false spar
تیرک کاذب
false starts
استارت کاذب
non sequiturs
نتیجه کاذب
false ceiling
سقف کاذب
false retrieval
بازیابی کاذب
false resistance
مقاومت کاذب
fausse reconnaissance
بازشناسی کاذب
false lift
برای کاذب
false recognition
بازشناسی کاذب
false dawn
صبح کاذب
false reaction
واکنش کاذب
false positive
مثبت کاذب
false or asternal ribs
دندههای کاذب
form work
کاذب سازی
false start
استارت کاذب
false negative
منفی کاذب
non sequitur
نتیجه کاذب
lethargy
مرگ کاذب
lethargy
موت کاذب
paralogism
قیاس کاذب
psedoparalysis
فلج کاذب
mola
جنین کاذب
mock moon
قمر کاذب
jack o' lantern
نور کاذب
parhelion
خورشید کاذب
Lous quatorze
[سبک فرانسوی معماری باروک و کلاسیک در زمان لوپی چهاردهم]
Hiberno-romanesque
[سبک ساختمان های کلاسیک در ایرلند قرن ده تا بیست میلادی]
encarpus
[در معماری کلاسیک آراستن تمثیل ها بوسیله هلال گل، میوه و برگ]
egg-and-dart
[تزئینات کلاسیک با ابزار محدب به شکل تخم مرغ و نیش]
double-jointed
دارای مفصل کاذب
zodiacal light
روشنایی صبح کاذب
double jointed
دارای مفصل کاذب
pseudo christ
مسیح کاذب دجال
pseudopsychopathic
جامعه ستیز کاذب
pseudomyopia
نزدیک بینی کاذب
pseudoneurosis
روان رنجوری کاذب
pseudopod
شبه پا پای کاذب
pseudomorphous
دارای نمود کاذب
pseudomorphism
تحول بشکل کاذب
pseudomnesia
یاداوری کاذب مرضی
pseudodementia
زوال عقل کاذب
pseudochromia
رنگ بینی کاذب
pseudo isochromatic charts
تصورهای هم فام کاذب
parheliacal
وابسته بعکس خورشیدیاشمس کاذب
pseudochromesth
رنگ بینی کاذب واژهای
diphtheria
گلو درد به اغشاء کاذب
flying facade
[ساخت نیمه چوبی کاذب]
subornation
جرم تهیه شهود کاذب
will o the wisp
روشنایی کاذب درباغ سبز
pad the bill
<idiom>
اضافه شدن هزینههای کاذب
pseudo
پیشوند بمعنی " کاذب " و "ساختگی " و " دروغ "
pseud
پیشوند بمعنی "کاذب " و " ساختگی " و "دروغ "
pseuds
پیشوند بمعنی "کاذب " و " ساختگی " و "دروغ "
classical economics
نظرپیروان ان عدم دخالت دولت در امور اقتصادی است وپیروان ان را اقتصادیون کلاسیک گویند
parhelic
وابسته به عکس خورشیدیاشمس کاذب مانندعکس خورشید
doping
نیروی کاذب حاصل از داروهای غیر مجاز
free stroke
کشیدن ساده سیم گیتار
[کلاسیک]
[انگشت به روی سیم همسایه منتقل می شود]
bay-leaf
[تزئینات کلاسیک بر طبق برگ خشک کرده ی برگ بو]
Free style
[سبک قرن نوزده در احساس سبک کلاسیک و دومستیک]
rest stroke
کشیدن سیم گیتار
[کلاسیک]
[انگشت به روی سیم همسایه کوتاه مدت تکیه میکند]
traditional economists
اقتصاددانان سنتی اقتصاددانان کلاسیک
say's law
از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
Ionic Order
[معماری یونی یا سبک بالشی از سبک های معماری کلاسیک در یونان و رم]
pseudocode
نمونه رمز رمز یا کد کاذب
antichrst
مسیح دروغی مسیح کاذب
quantity theory of money
حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
classical theory of money
نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com