Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
to p one's cap over one's ear
کلاه خودراروی گوشهای خودکشیدن
Other Matches
to niche oneself
خود را در گوشهای جا دادن در گوشهای پنهان شدن
to build one's hope upon
امید خودراروی 0000قراردادن
to gain over
سوی خودکشیدن
to pull in
دست از کار یا رویه خودکشیدن
phyrgian cap
یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
glengarry
نوعی کلاه شبیه کلاه بره که کوهستانیهای اسکاتلند بسرمیگذارند
hexagonal
شش گوشهای
angulate
گوشهای
angular
گوشهای
To live on borrowed money . To play for time .
این کلاه آن کلاه کردن ( کلاه کلاه کردن )
corner assembling
بست گوشهای
pentagonal
پنج گوشهای
corner reflector
بازتاباننده گوشهای
make way
<idiom>
به گوشهای رفتن
hexagonal system
دستگاه شش گوشهای
pentadecagon
پانزده گوشهای
septangular
هفت گوشهای
corner solution
راه حل گوشهای
skew correction
تصحیح گوشهای
tetragonal system
دستگاه چهار گوشهای
dogfights
کتک کاری در گوشهای
dogfight
کتک کاری در گوشهای
tetragonal distortion
واپیچش چهار گوشهای
lopeared
دارای گوشهای اویخته
casks
کلاه جنگی کلاه خود
cask
کلاه جنگی کلاه خود
wurtzite
ساختار شش گوشهای روی سولفید
get round the law
با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن کلاه شرعی سرچیزی گذاشتن
trigonometer
اسبابی که با ان سه گوشهای راست گوشه رامیسنجند
hexonal zinc sulfide structure
ساختار شش گوشهای روی سولفید وورتیست
jasey
کلاه گیس کلاه گیس تهیه شده از پشم تابیده
jackrabbit
نژاد خرگوشهای بزرگ شمال امریکا که گوشهای دراز و اویخته دارند
modiste
کلاه فروش زنانه کلاه دوز زنانه
headgear
کلاه
aigret
گل کلاه
ice-caps
یخ کلاه
ice-cap
یخ کلاه
jack a dandy
کج کلاه
head piece
کلاه
cap
کلاه
hat
کلاه
hats
کلاه
capped
کلاه
bilk
کلاه سر
pompom
گل کلاه
nightcap
شب کلاه
cappa
کلاه
nightcaps
شب کلاه
panache
پر کلاه
chapeau
کلاه
pretty fellow
کج کلاه
opera hat
کلاه له شو
ice cap
یخ کلاه
beau
کج کلاه
balaclavas
کلاه دوچشمی
hats
کلاه کاردینالی
hatbox
جعبه کلاه
hat
کلاه کاردینالی
cock
کج نهادگی کلاه
helmet liner
کلاه کاسک
hat block
قالب کلاه
helmet liner
کلاه فیبری
streamer
نوارلباس یا کلاه
streamers
نوارلباس یا کلاه
tricone
کلاه سه ترک
black cap
کلاه سیاه
high hat
کلاه بلند
hat tree
کلاه اویز
tricorn
کلاه سه ترک
balaclava
کلاه دوچشمی
hat in hand
کلاه دردست
cocking
کج نهادگی کلاه
cocks
کج نهادگی کلاه
fop
کج کلاه ابله
miyred
کلاه دار
fools cap
کلاه قیفی
bareheaded
بدون کلاه
door lintel
کلاه چهارچوب
periwig
کلاه گیس
belvedere
کلاه فرنگی
belvidere
کلاه فرنگی
postiche
کلاه گیس
d's cap
کلاه قیفی
crush hat
کلاه بازیگرخانه
petasus
کلاه بالدار
peruke
کلاه گیس
casque
کلاه خود
service cap
کلاه خدمت
hatboxes
جعبه کلاه
galea
کلاه خود
kepi
کلاه کپی
gaud
کلاه برداری
summer house
کلاه فرنگی
steel helmet
کلاه اهنی
pitch cap
کلاه زفت
skullcap
کلاه بره
skullcaps
کلاه بره
beret
کلاه بره
steel cap
کلاه فولادی
berets
کلاه بره
tiara
کلاه پادشاهی
tiaras
کلاه پادشاهی
snowcap
برف کلاه
cockade
نشان کلاه
rain cap
کلاه کریلی
swindler
کلاه بردار
helmet
کلاه خود
mutch
کلاه کتانی
bonnets
کلاه سرگذاشتن
bonnet
کلاه سرگذاشتن
swindlers
کلاه بردار
swindlers
کلاه گذار
swindler
کلاه گذار
avant-sorps
کلاه فرنگی
helmet
کلاه اهنی
pavilion
کلاه فرنگی
rain hat
کلاه بارانی
pergolas
کلاه فرنگی
pergola
کلاه فرنگی
helmets
کلاه اهنی
helmets
کلاه خود
rug
[American E]
کلاه گیس
caskets
کلاه خدمت
casket
کلاه خدمت
polls
راس کلاه
polled
راس کلاه
poll
راس کلاه
frauds
کلاه برداری
fraud
کلاه برداری
capping
کلاه سازی
milliner
کلاه فروش
hatter
کلاه فروش
panama hats
کلاه پاناما
panama hat
کلاه پاناما
plumes
پر کلاه زنان تل
plume
پر کلاه زنان تل
milliners
کلاه فروش
fraudulent
کلاه بردار
pavilions
کلاه فرنگی
stetson
کلاه کابوی
bathing cap
کلاه حمام
hatpin
گیرهی کلاه
mantle
کلاه توری
fraudulence
کلاه برداری
rip-off
کلاه برداری
swindled
کلاه برداری
mantles
کلاه توری
hoods
کلاه خود
swindles
کلاه برداری
hood
کلاه خود
hoods
کلاه اهنی
hatpins
گیرهی کلاه
wigs
کلاه گیس
wig
کلاه گیس
welch
کلاه گذاشتن
trilbies
کلاه شاپو
stetsons
کلاه وسترن
stetsons
کلاه کابوی
stetson
کلاه وسترن
hairpieces
کلاه گیس
swindle
کلاه برداری
crash helmets
کلاه ایمنی
uncap
کلاه از سر برداشتن
bathing caps
کلاه حمام
hairpiece
کلاه گیس
Welsh
کلاه گذاشتن
rip-offs
کلاه برداری
hood
کلاه اهنی
miyred
مانند کلاه اسقف
mitriform
مانند کلاه اسقف
chatri
[کلاه فرنگی هندی]
hooded anorak
کاپشن کلاه دار
leghorn
کلاه سبدی ایتالیایی
tri corn
کلاه سه گوشه سه شاخه
i was bitten
کلاه سرم رفت
to bewig
کلاه گیس زدن
wigmaker
کلاه گیس ساز
to sel a person a pup
کلاه کسیرا برداشتن
lappet
لبه اویخته کلاه
with intent to defraud
بقصد کلاه برداری
neck or nothing
یا سر میرود یا کلاه می اید
crash helmets
کلاه خود ایمنی
palm off
<idiom>
سرکسی کلاه گذاشتن
porringer
کلاه کاسه مانند
unbonnet
کلاه رااز سربرداشتن
She was left out in the cold . she was left high and dry .
سرش بی کلاه ماند
postilion
نوعی کلاه زنانه
postillion
نوعی کلاه زنانه
boaters
کلاه حصیری لبهدار
sunbonnet
کلاه افتابی زنانه
To search ones conscience .
کلاه خود را قا ضی کردن
sun hat
کلاه افتاب گیر
shako
کلاه بلند نظامی
shiner
ستاره کلاه ابریشمی
porkpie hat
کلاه تمام لبه
take for a ride
<idiom>
سرکسی کلاه گذاشتن
To puff with pride.
<proverb>
باد در کلاه افکندن.
to bonnet a person
کلاه سرکسی گذاشتن
to block a hat
قالب کردن یک کلاه
gloriette
عمارت کلاه فرنگی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com