English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 89 (6 milliseconds)
English Persian
consummation کمال منتها
nephrotomy کمال منتها
Other Matches
at most منتها
the utmost limits منتها
at best منتها
at latest منتها
at the longest منتها
at longest منتها
peaking منتها درجه
acme قله منتها
peaks منتها درجه
to the utmost به منتها درجه
peak منتها درجه
in the highest d. به منتها درجه
altitude فراز منتها درجه
altitudes فراز منتها درجه
head منتها درجه موی سر
climax منتها درجه باوج رسیدن
climaxes منتها درجه باوج رسیدن
decentness کمال
throroughness کمال
crowns حد کمال
amplitude کمال
delelopment کمال
svelt زن با کمال
plentitude کمال
perfectness کمال
maturity کمال
integrity کمال
period کمال
periods کمال
sophistication کمال
svelte با کمال
crown حد کمال
exactitude کمال
completeness کمال
perfection کمال
thoroughness کمال
perfectible کمال پذیر
perfectibility کمال پذیری
the utmost love کمال محبت
sad to say [regrettably] <adv.> با کمال تاسف
unfortunately <adv.> با کمال تاسف
woefully <adv.> با کمال تاسف
to perfection بحد کمال
regrettably <adv.> با کمال تاسف
regretfully <adv.> با کمال تاسف
hone به کمال رساندن
to the life با کمال دقت
plenitude کمال سرشاری
dyed-in-the-wool تمام و کمال
entelechy کمال اول
mature به حد کمال رسیدن
perfectionism کمال گرایی
ideals کمال مطلوب
decently از روی کمال
edifying کمال اور
accomplishment کمال هنر
finished مهذب با کمال
matures به حد کمال رسیدن
apogee نقطهء کمال
ideal کمال مطلوب
elaborateness کمال دقت
economic maturity کمال اقتصادی
acme نقطهء کمال
perfection of savagery کمال وحشی گری
meridians اوج درجه کمال
meridian اوج درجه کمال
complementarity کمال اصل متممیت
primed کمال بهترین قسمت
prime کمال بهترین قسمت
full and final settlement تسویه تمام و کمال
primes کمال بهترین قسمت
to attain perfection بحد کمال رسیدن
to pay up تمام و کمال پرداختن
optimal مربوط به کمال مطلوب
to pay off تمام و کمال پرداختن
the pink ofhealth کمال تندرستی یا صحت
in the pink در کمال تندرستی یا صحت
gonogenesis کمال و بلوغ سلول نطفه یاجرثومه
beau ideal زیبای تمام عیار کمال مطلوب
I'll be happy to help [assist] you. من با کمال میل در اختیار شما هستم.
drive to maturity جهش بسوی کمال چهارمین مرحله رشد در نظریه روستو
autumn برگ ریزان زمان رسیدن و نزول چیزی دوران کمال
autumns برگ ریزان زمان رسیدن و نزول چیزی دوران کمال
nympholept کسیکه جنوی یافتن کمال مطلوب یا پی کردن چیز غیرقابل دسترسی را دارد
ideal index شاخص کمال مطلوب شاخص ایده ال
utopiannism اعتقاد به مدینه فاضله روش فکری افلاطون فرانسیس بیکن سر توماس مور و ..... که در اثار خودجامعهای با تاسیسات مطلوب و افراد بی عیب و درحد کمال مطلوب ایجاد و ان را به عنوان الگویی برای جوامع جهان معرفی کرده اند
with the utmost rigour با کمال سخت گیری با سخت گیری هر چه بیشتر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com