English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 177 (9 milliseconds)
English Persian
legal assistance کمکهای قضایی شرح علایم
Other Matches
air signal علایم سمعی و بصری ارسالی از هواپیما علایم هوایی
conventional sign علایم قراردادی نقشهای علایم معمولی نقشه
datum dan buoy علایم شناور دریایی عمقی بویه عمقی علایم عمقی تعیین مسیر مین گذاری شده در اب
ground signals سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
aids to navigation کمکهای ناوبری
first aid کمکهای مقدماتی
first aid کمکهای اولیه
technical assistance کمکهای فنی
first aids کمکهای اولیه
public assistance کمکهای دولتی
welfare کمکهای اجتماعی
security assistance کمکهای امنیتی
self aid کمکهای اولیه
deck landing aid کمکهای فرود
visual aids کمکهای بصری
first aids کمکهای نخستین
subsidies کمکهای مالی
first aid cabinet قفسه کمکهای اولیه
first aid kit جعبه کمکهای اولیه
aid man مامور کمکهای اولیه
self aid اجرای کمکهای اولیه
boat box جعبه کمکهای اولیه قایق
dressing station درمانگاه کمکهای اولیه وزخم بندی
Military aid with no strings attached . کمکهای نظامی بدون قید وشرط
fields شکارچیان جزسرپرست و کمکهای اومنطقه محصور مسیر مسابقه دو
fielded شکارچیان جزسرپرست و کمکهای اومنطقه محصور مسیر مسابقه دو
field شکارچیان جزسرپرست و کمکهای اومنطقه محصور مسیر مسابقه دو
civision رمز و کشف کردن علایم تلویزیونی رمز کردن علایم تلویزیونی
e r p اجرا کرد وکمکهایی که در چهارچوب این برنامه به اروپا شدبیشتر کمکهای مارشال نامیده می شوند
fog signal علایم مه
judiciary قضایی
judicial قضایی
jurisdiction قضایی
juridical قضایی
juratory قضایی
jural قضایی
identification markings علایم شناسایی
informative signs علایم اخباری
indication signs علایم راهنمایی
indication of masculinity علایم رجولیت
qualifying symbols علایم توصیفی
reflecting stud علایم شبنما
draught marks علایم ابخور
cipher text علایم رمز
fiducial marks علایم پوشاننده
control markings علایم کنترل
load lines علایم بارگیری
sleeve emblem علایم سراستین
hazard signs علایم خطر
traffic sign تابلو علایم
visual signal علایم بصری
morse code علایم مورس
plimsol mark علایم بارگیری
law courts دادگاه قضایی
the rule of law تامین قضایی
jurisdiction حوزهء قضایی
presumption juris tantum اماره قضایی
law agent نماینده قضایی
judicial precedent رویه قضایی
legal assistance مشاوره قضایی
precedents رویه قضایی
precedent رویه قضایی
law court دادگاه قضایی
legal suit تعقیب قضایی
quasi judicial شبه قضایی
litigation دعوی قضایی
institution تاسیس قضایی
legal aid معاضدت قضایی
miscarriage of justice اشتباه قضایی
miscarriages of justice اشتباه قضایی
judicature حوزه قضایی
judiciary قوه قضایی
legal شرعی قضایی
judicial assistance معاضدت قضایی
judicial circumstantial evidence اماره قضایی
rogatory نیابت قضایی
judicial settlement حل اختلاف قضایی
judicature قوه قضایی
judicial settlement تسویه قضایی
judicial immunity مصونیت قضایی
judicial delegation تفویض قضایی
hazard signs علایم امکان تولیدخطر
ghost signals علایم راداری سرگردان
legal assistance علایم قراردادی نقشه
base symbol علایم قراردادی مبنا
accounting symbol علایم مشخصه حساب
symbolic logic زبان علایم یاعلامتی
emblems با علایم نشان دادن
military symbols علایم قراردادی نظامی
signal علایم مخابراتی مخابرات
signaled علایم مخابراتی مخابرات
signalled علایم مخابراتی مخابرات
emblem با علایم نشان دادن
justiciar مامور قضایی عالیرتبه
district attorney بازپرس بخش قضایی
sub judice بدون تصمیم قضایی
district attorneys بازپرس بخش قضایی
legal advice مشورت یا نظر قضایی
extrajudicial خارج ازصلاحیت قضایی
enforcement of judgement اجرای احکام قضایی
break up حد فاصل علایم مشخصه هدف
signal area منطقه کاشتن علایم درفرودگاه
sign off علایم ختم مخابرات یامکالمات
descriptive name شرح علایم روی نقشه
r.m.a. color code علایم رنگی جامعه رادیوسازان
radar echo علایم روی صفحه رادار
ghost signals علایم راداری بدون منبع
break up مرز علایم مشخصه هدف
grid ticks علایم شبکه بندی نقشه
circuit حوزه قضایی یک قاضی دور
circuits حوزه قضایی یک قاضی دور
Soc ازادی دراخذ تصمیم قضایی
proetor متصدی امور قضایی وکشوری
dictums گفته افهار نظر قضایی
dictum گفته افهار نظر قضایی
adjudge با حکم قضایی فیصل دادن
berne list کتاب علایم شناسایی بین المللی
regulatory signs علایم نشان دهنده مقررات جاده ها
fiducial marks علایم منطبق شونده در صفحه رادار
letters rogatory نامه مشعر بر تقاضای نیابت قضایی
rogatory letters نامه محتوی تفویض نیابت قضایی
drift signal علایم نشان دهنده انحراف مسیر ناو
contacting ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacted ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
procedure sign علایم ارسالی در شبکه قبل ازشروع مکالمات
contacts ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
service chevron علایم بازویی که خدمات جنگی را نشان میدهد
contact ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
sokeman فرد ساکن حوضه قضایی لرد یا امیر
perverse verdict درمورد نکات قضایی موضوع صادر شود
cadres واحدی ازقبیل قضایی واداری ونظامی وغیره
cadre واحدی ازقبیل قضایی واداری ونظامی وغیره
grid ticks علایم مخصوص نشان دادن چندشبکهای بودن نقشه
compliance index شاخص نشان دهنده قابلیت پیروی از علایم راهنمایی
blinker چراغ چشمک زن علایم خط و نقطه مرس و ارسال پیام
symbolic form علایم رمز مخابراتی هواسنجی و هواشناسی بین المللی
signed route جاده علامت گذاری شده ودارای علایم شناسایی
service marking علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
exegesis تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
exegeses تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
coroners هر دو را داراست ولیکن جنبه قضایی ماموریتش بیشتر است
judge made law نظام حقوقی مبتنی بر سوابق قضایی و ارا محاکم
coroner هر دو را داراست ولیکن جنبه قضایی ماموریتش بیشتر است
pips هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
pipping هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
pip هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
pipped هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
congregationalism استقلال هرکلیسا برای اداره کارهای قضایی وانتظامی خود
concurrent jurisdiction رسیدگی قضایی همزمان به چند جرم دادگاه الحاقی یاهمزمان
knight marshal کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
prohibition حکم خودداری از اقدام قضایی که دادگاه عالی به محکمه تالی میدهد
permission اجازه کاربر خاص برای دستیابی به منابع اشتراکی یا قضایی از دیسک
sanitize حفظ کردن اسناد و مدارک بااهمیت با تغییر اسامی یامحلها یا علایم مشخصه ان
meaconing گرفتن و رله علایم رادیویی برای گیج کردن سیستم ناوبری دشمن
legalism اعتقاد به این که کلیه مسائل باید از طرق قضایی وحقوقی حل و فصل شود
coroners مامور بررسی و تحقیق درمورد علت مرگهای ناگهانی در CL ماموری است که وفیفه اش جنبه قضایی واجرایی
coroner مامور بررسی و تحقیق درمورد علت مرگهای ناگهانی در CL ماموری است که وفیفه اش جنبه قضایی واجرایی
target echo علایم دریافتی از هدف یاپدیدار شده روی صفحه راداراز هدف
position light علایم نشان دهنده موضع چراغ راهنمای مسیر یا محل موضع
to watch for certain symptoms توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
skin paint نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود
dan runner کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
spurious signal علایم مخابراتی مزاحم خارجی در یک دستگاه مخابراتی
adjudging با حکم قضایی فیصل دادن فتوی دادن
adjudges با حکم قضایی فیصل دادن فتوی دادن
adjudged با حکم قضایی فیصل دادن فتوی دادن
international court of justice دیوان دادگستری بین المللی رکن قضایی سازمان ملل متحد که وفیفه اش رسیدگی به دعاوی مطروحه دول عضو علیه یکدیگر است
disqualifications عدم صلاحیت فاقد صلاحیت قضایی
disqualification عدم صلاحیت فاقد صلاحیت قضایی
misdirection در CL منظوراشتباه قاضی است در موردتفهیم نکات قضایی موضوع برای اعضاء هیات منصفه پیش از انکه وارد شور شوندو این میتواند باعث تجدیدمحاکمه شود
shoulder mark نشان سردوشی علایم سردوشی
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
landmark دستکهای نشان دهنده محل کاشتن مین علایم محل مین
landmarks دستکهای نشان دهنده محل کاشتن مین علایم محل مین
radar return انعکاس امواج در روی صفحه رادار علایم صفحه رادار
flag semaphore سیستم مخابره با پرچم سیستم علایم پرچم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com