English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (4 milliseconds)
English Persian
quantities کمیت
quantity کمیت
quantum کمیت
quant کمیت
scalar کمیت
shagreen کمیت
Other Matches
measure 1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
batch quantity کمیت گروهی
alternating quantity کمیت متناوب
pulsating quantity کمیت ضربانی
physical quantity کمیت فیزیکی
peridic quantity کمیت تناوبی
oscillating quantity کمیت نوسانی
certificate of quantity گواهی کمیت
certificating of quantity گواهی کمیت
scalar quantity کمیت عددی
vector quantity کمیت برداری
sinusoidal quantity کمیت سینوسی
scalar quantity کمیت نردهای
scalar quantity کمیت اسکالر
quantity control کنترل کمیت
quantifier کمیت سنج
phase of a sinusoidal quantity فاز کمیت سینوسی
quantified کمیت را تعیین کردن
pseudoscalar quantity کمیت شبه عددی
evaluating محاسبه یک مقدار یا کمیت
evaluates محاسبه یک مقدار یا کمیت
quantification کمیت پذیر کردن
quantity surveyors ارزیاب کمیت مواد
evaluate محاسبه یک مقدار یا کمیت
mean value of periodic quantity میانگین کمیت دورهای
conserved quantity کمیت ثابت [فیزیک]
scalar quantity کمیت غیر برداری
quantifies کمیت را تعیین کردن
quantify کمیت را تعیین کردن
conserved quantity کمیت پایسته [فیزیک]
evaluated محاسبه یک مقدار یا کمیت
quantifying کمیت را تعیین کردن
damped sinusoidal quantity کمیت سینوسی میرنده
quantity surveyor ارزیاب کمیت مواد
observable quantity کمیت مشاهده پذیر
telemetry اندازه گیری یک کمیت یا کیفیت
time constant of an exponential quantity ثابت زمانی یک کمیت نمایی
symmetrical alternating quantity کمیت متناوب متقارن نامتوازن
measure روش محاسبه اندازه یا کمیت
scalar quantity کمیت نرده ای [فیزیک] [ریاضی]
evaluation عمل محاسبه یک مقدار یا کمیت
scalar کمیت نرده ای [فیزیک] [ریاضی]
even کمیت یا عدد که ضریب دو است
evaluations عمل محاسبه یک مقدار یا کمیت
quota کمیت تعیین شده توسط دولت
quotas کمیت تعیین شده توسط دولت
dimensionless quantity کمیت بدون بعد [فیزیک] [شیمی] [مهندسی]
charge 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charges 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
level کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
levelled کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
levels کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
leveled کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
stakhnovism افزایش تولیداز طریق بالا بردن کمیت تولیدهر کارگر
relocation کمیت افزوده شد به یک آدرس برای انتقال به محل دیگری ازحافظه
instantaneous readout سیستمی بدون تاخیر بین گیرنده کمیت موردنظر ونشاندهنده ان
radiation shield وسیلهای برای جلوگیری ازتابشهای ناخواسته که دراندازه گیری کمیت موردنظرتاثیر میگدارند
the quantity of a vowel کوتاهی وبلندی حرف صدایی کمیت حرف مصوت
normalizes تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalize تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalising تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalises تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalised تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
economic order quantity کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com